دانشگاه قم
دانشکده الهيّات و معارف اسلامي
پايان نامه دوره کارشناسي ارشد فلسفه و کلام اسلامي

عنوان:
بهشت و جهنم در انديشه امام خميني و ملاصدرا و مناسبات آن با آيات و روايات
استاد راهنما:
دکتر مهديه سادات مستقيمي
استاد مشاور:
دکتر احمد عابدي آراني
نگارنده:
فائزه رحيمي
1391
تقديم به:

منتقم ثار الله، اسم الله الذي يصلح به الاولون و الاخرون، حضرت بقية الله الاعظم روحي و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء
به اميد گوشه چشمي…

تشكر و قدرداني
حمد و سپاس خداوند را كه توفيق كسب علم و دانش را به ما عطا فرمود. در اين جا بر خود لازم مي‌دانم از تمامي اساتيد بزرگوار، به ويژه اساتيد دورة كارشناسي ارشد كه در طول ساليان گذشته مرا در تحصيل علم و معرفت و فضائل اخلاقي ياري نموده‌اند، تقدير و تشكر نمايم.
از استاد گرامي و بزرگوار سرکار خانم مهديه سادات مستقيمي كه راهنمايي اينجانب را در انجام تحقيق و نگارش اين پايان‌نامه تقبّل نموده‌اند، نهايت تشكر و سپاسگزاري را دارم.
از استاد محترم حجت الاسلام دکتراحمد عابدي به عنوان استاد مشاور با راهنمايي خود مرا مورد لطف قرار داده‌اند، كمال تشكر را دارم.

چكيده
مباحث مربوط به بهشت وجهنم از اصلي ترين مباحث حوزه معادشناسي است که در اين تحقيق بر اساس نظريات حضرت امام و ملاصدرا و مناسبات اين آراء با آيات و روايات مورد تأمل و بررسي قرار گرفته است. نخست پس از تشريح و تبيين معناي لغوي واصطلاحي بهشت و جهنم به بيان ماهيت وحقيقت بهشت وجهنم پرداخته شده وضمن بيان رابطه ي آن ها با تجليات اسماء وصفات الهي ، واکاوي رابطه ي درجات بهشت و درکات جهنم با اعمال وملکات وجودي انسان مورد توجه قرار گرفته است .بررسي پنج حس ظاهري و “وهم” و”خيال” به عنوان هفت باب جهنم وهمين ادراکات هفتگانه به اضافه ي “باب قلب” به عنوان هشت باب بهشت از جمله مباحثي است که در اين تحقيق به آن پرداخته شده است.اثبات حقيقت مکان وزمان به عنوان بعدي از ابعاد ماده وعاري بودن نشئه ي آخرت از اين دو ويژگي ماده و اثبات وجود کنوني بهشت وجهنم از ديگر مطالب مدون شده در اين پژوهش مي باشد. ارائه تصويري از جلوه ها ي پاداش هاي بهشتي و عذاب هاي جهنمي در قرآن وتفسير هاي مبتني بر مباني فلسفي عرفاني امام خميني وملاصدرا از ديگر مباحثي است که به آن مبادرت ورزيده شده است.دسته بندي وارائه نظام مند و روش مند آراء و نظريات امام خميني وملا صدرا و بررسي تطبيقي آراء آن ها در تمام فصول اين پژوهش مورد توجه قرار گرفته است.
کليد واژه: بهشت، جهنم، امام خميني، ملاصدرا

فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول: کليات1
1-1مقدمه2
1-2سؤالات تحقيق2
1-2-1سؤالات اصلي تحقيق2
1-2-2سؤال فرعي تحقيق3
1-3فرضيه تحقيق3
1-4پيشينه تحقيق3
1-5 ضرورت تحقيق3
1-6روش تحقيق4
1-7شرح مفاهيم پايه4
فصل دوم: حقيقت وچيستي بهشت وجهنم6
2-1- معناي لغوي واصطلاحي بهشت وجهنم7
2-1-1- معناي لغوي واصطلاحي جنت7
2-1-2 معناي لغوي واصطلاحي جهنم9
2-2 تعريف بهشت وجهنم11
2-2-1حقيقت بهشت وجهنم و رابطه آن با تجلي رحمت و غضب الهي15
2-2-2رحمت ذاتي و غضب عارضي است21
2-2-3 مناسبات آن با آيات و روايات23
2-3 ابواب بهشت وجهنم26
2-3-1 روح معناي باب26
2-3-2 ابواب بهشت وجهنم ازديدگاه ملاصدرا30
2-3-2-1 باب هشتم باب قلب32
2-3- 3ابواب بهشت وجهنم از ديدگاه امام خميني34
2-3-4مناسبات آن آيات و روايات37
2-4 درجات و درکات بهشت وجهنم39
2-4-1 درجات بهشت و درکات جهنم از ديدگاه ملاصدرا39
2-4-2درجات بهشت و درکات جهنم از ديدگاه امام خميني47
2-4-2-1بهشت و جهنم اعمال47
2-4-2-2بهشت و جهنم اخلاق48
2-4-2-3بهشت و جهنم لقاء49
2-4-3 مناسبات آن با آيات وروايات51
2-4-3-1 انواع واقسام بهشت در قرآن وروايات51
2-4-3-1- 1تبييني ازجنت نعيم وساکنان آن52
2-4-3-1-2 تبييني از جنت عدن وساکنان آن55
2-4-3-1-3 تبييني از جنة المأوي وساکنان آن59
2-4-3-1-4 تبييني از جنت فردوس وساکنان آن61
2-4-3-2 طبقات جهنم در قرآن62
2-4-3-2-1 تبييني از هاويه66
2-4-3-2-2تبييني از سعير68
2-4-3-2-3 تبييني از جَحيم68
2-4-3-2-4 تبييني از سقر69
2-4-3-2-5 تبييني از حطمه70
2-4-3-2-6 تبييني از لظي71
2-4-3-2-7 تبييني از جهنم72
فصل سوم: مکان و زمان بهشت وجهنم75
3- 1 حقيقت مکان وزمان76
3-1-1 حقيقت مكان77
3-1-1-1حقيقت مکان از ديدگاه ملاصدرا78
3-1-1-2حقيقت مکان از ديدگاه امام خميني79
3-1-2 حقيقت زمان79
3-1-2-1حقيقت زمان از ديدگاه ملاصدرا82
3-1-2-2 حقيقت زمان از ديدگاه امام خميني85
3-2 مکان وزمان بهشت وجهنم87
3-2-1 مکان وزمان بهشت وجهنم از ديدگاه ملاصدرا87
3-2-2 مکان وزمان بهشت وجهنم از ديدگاه امام خميني89
3-2- 3مناسبات آن با آيات وروايات92
3-3 وجود کنوني بهشت وجهنم98
3-3-1 دلائل منکران99
3-3-1-1 دليل نقلي100
3-3-1-2 دليل عقلي منکران102
3-3-2 ديدگاه ملاصدرا در مورد وجود کنوني بهشت وجهنم102
3-3-3ديدگاه امام خميني در مورد وجود کنوني بهشت وجهنم104
3-3-4 مناسبات آن با آيات وروايات105
3-3-4-1 آيات وروايات مربوط به معراج پيامبر(ص)106
3-3-4-2 آياتي که دلالت بر مهياشدن بهشت وجهنم دارد107
3-3-4- 3آيات وروايات دال بر رؤيت بهشت وجهنم در دنيا108
3-3-4-4 احاطه جهنم به کافران109
3-3-4-5آياتي که مالکيت مؤمنين را بر بهشت ثابت مي کند111
3-3-4-6 روايات دالّ بر تشکيل کنوني بهشت وجهنم از اعمال انسان ها111
فصل چهارم: جلوه هاي نعمت هاي بهشت و عذاب هاي جهنم114
4-1 نعمت هاي بهشتي115
4-1-1خدمتگزاران بهشتي115
4-1-2 ظروف بهشتي118
4-1-3 لباس‏ها و زيورهاي بهشتي119
4-1-3-1 لباس هايي از سندس واستبرق119
4-1-3-2 دستبندهايي از طلا، نقره ومرواريد120
4-1-4 همسران بهشتي120
4-1-4- 1پاک و پاکيزه121
4-1-4-2 فراخ چشم122
4-1-4-3 تنها دلباخته ي همسران خويش و هم سن وسال122
4-1-4-4 همچون مرواريد در صدف وياقوت ومرجان124
4-1-5 مشروبات بهشتي128
4-1-5-1شراب هاي طهور وغير مسکروعاري از تباهي128
4-1-5-2آب حيات130
4-1-6 نهرهاي بهشتي132
4-1-7 خوردني‏هاي بهشتي134
4-1-7-1 ميوه هاي فراوان134
4-1-7-2ميوه هاي دائمي136
4-1-7-3 درخت سدر137
4-1-7-4گوشت هاي بهشتي139
4-1-8تخت‏ها و فرش‏ها140
4-1-8-1 تخت ها ي رو به روي هم140
4-1-8-2 تخت هايي زربا فت142
4-1-8-3 تخت ها وفرش هايي بلند مرتبه142
4-1-9 سلام وامنيت144
4-1-10 مقام رضوان الهي148
4-1-11 خلود در نعمت ها ولذت ها154
4-2 عذابهاي جهنم155
4-2-1خوردني هاي جهنم156
4-2-1-1ضريع156
4-2-1-2غذاي گلوگير157
4-2-1-3غسلين157
4-2-1-4حميم و غساق دو نوشايه جهنمي158
4-2-1-5 درخت زقّوم160
4-2-2 غل و زنجير دوزخيان165
4- 2- 3 لباس هاي دوزخيان168
4-2-3-1 لباس هاي آتشين168
4-2-3-2پيراهن هاي آتش زا (قطران)168
4-2-4 گرزهاي آتشين169
4-2-5 سايه هايي از دود و آتش170
4-2-6 بادهاي گرم و سوزان172
4-2-7 تبديل پوست انسان بعد از سوخته شدن آن در آتش دوزخ174
4-2-8 سوختن درون انسان به وسيله آتش جهنم177
4-2-9 دشمني وخصومت180
4-2-10 خلود در عذاب181
نتيجه گيري185
فهرست منابع189
الف- فهرست منابع فارسي:189
ب- فهرست منابع عربي:192
ج- فهرست مقالات197

فصل اول:
کليات

1-1مقدمه
مباحث مربوط به بهشت وجهنم از اصلي ترين مباحث حوزه معادشناسي است.اين پايان نامه متکفل استقراء آراء امام خميني(ره)وملاصدرا در اين زمينه وهمچنين دسته بندي وارائه نظام مند اين آراء به صورتي روش مند مي باشد.يکي ديگراز رسالت هاي اين پايان نامه اين است که در نگاه تطبيقي به اين ارائه مبادرت ورزد تابرخي از نقاط عطف ونوآوري هاي خاص در نظرگاه امام(ره) که ازپيروان مکتب صدرايي است کشف گردد ورسالت مهم ديگراين پايان نامه غني سازي درون مايه ي مباحث وتبيين هاي فلسفي عرفاني آراء ازديدگاههاوتحليل هاي تفسيري حضرت امام وملاصدرا وبيان استشهادها واستدلال هاي مربوط به آيات وروايات در حوزه هاي مورد بحث است.مسائلي نظير:ماهيت بهشت وجهنم وجايگاه آن در عوالم وجود وقيامت ومکان وزمان بهشت وجهنم وساير شاخصه هاي آن وطبقات بهشت وجهنم ومقامات آن وارتباط آنها با اعمال وجسماني وروحاني بون عذابهاو…همه وهمه ازمسائلي است که در يک نظام وساختارروشن وازسويي مبتني برمباني فلسفي عرفاني وازسوي ديگرمدلل به آيات وروايات مي توانند در اين پايان نامه عرضه گردند.
1-2سؤالات تحقيق
1-2-1سؤالات اصليِ تحقيق
-ماهيت وشاخصه ها بهشت وجهنم از ديدگاه امام خميني وملاصدرا چيست و آراء ايشان در اين زمينه چه مناسبتي با آيات و روايات دارد ؟
– طبقات ومراتب بهشت و جهنم و جلوه هاي پاداش وعذاب آن از ديدگاه امام خميني وملاصدرا چيست و چه مناسباتي با اعمال وملکات انسان دارد وشواهد اين آراء در آيات و روايات چيست؟
1-2-2سؤال فرعي تحقيق
– تبيين فلسفي عرفاني آراء ونظرات حضرت امام وملاصدرا در تطابق با ديدگاههاي تفسيري ايشان چگونه انجام پذير است وچه آيات ورواياتي نظرات ايشان را تأييد مي نمايد؟
-ابواب بهشت وجهنم چيست؟
-چرا وچگونه بهشت وجهنم هم اکنون موجودند؟
-آيا زمان ومکان به همين معنا درباره بهشت وجهنم صادق است؟
1-3فرضيه تحقيق
– ماهيت بهشت وجهنم، تجسم اعمال نيک وبد انسان است که متناسب با شاخصه ها و ويژگي هاي نشئات ديگر در آخرت ظهور مي نمايد.و آراء ملاصدرا وامام خميني در اين زمينه مناسبات فراواني با آيات و روايات وارده دارد.
– بهشت وجهنم داراي طبقات ومراتب متعدد نظير جنات نعيم ،عدن ،فردوس و… و جلوه هاي فراواني از پاداش وعذاب نظير حور وقصور وسدر ولباس هاي آتشين وآب هاي جوشان وزقوم مي باشدکه با اعمال وملکات انسان مناسبت دارند و شواهد فراواني از آيات و روايات در تبيين آنها وجود دارد.
1-4پيشينه تحقيق
از آنجا که بيش از سيصدآيه در قرآن به بحث بهشت وجهنم اختصاص دارد مطالب بسيار گسترده ارزشمندي توسط مفسرين ذيل آنها نگاشته شده است و پيشينه قابل توجهي را در اين زمينه به وجود آورده است. ولي پژوهشي که بتواند به نحوجامع واز همه ي ابعاد اين مسئله ي خاص را با انتظام وانسجام ارائه شده آن هم به نحو تطبيقي مورد بررسي قراردهد ومبحث راباآيات وروايات مدلل نمايد وجودندارد.
1-5 ضرورت تحقيق
در بيان ضرورت و اهميت انجام اين پژوهش مي توان به محورهاي زير اشاره نمود:
1-ضرورت تبيين،پردازش،جمع آوري کامل آراء حضرت امام و ملاصدرا وارائه آنها در قالبي نوين و با رويکرد تطبيقي (در زمينه مورد بحث)
2-ضرورت واهميت تبيين فلسفي عرفاني ابعاد مبحث معادشناسي به ويژه بهشت وجهنم باتوجه به تأثيرگذاري هاي اخلاقي آن.
3-ضرورت انجام تحقيقاتي که بتواندبا تعامل دين وفلسفه ،براي آموزه هاي فلسفي از متون ديني شواهدي را استخراج نمايند يا براي آموزه هاي ديني،تبيينات فلسفي و عرفاني ارائه دهند.
1-6روش تحقيق
در اين تحقيق از روش کتابخانه‌اي استفاده شده و با استفاده ازروش توصيفي واستنباطي و تحليلي در راستاي تطبيق و تبيين نظرات هريک از اين دو انديشمند تلاش شده است.
1-7شرح مفاهيم پايه
بهشت: بهشت معادل واژه ي جنت به معناي باغ و بستان پوشيده از درخت مي باشد.اين تعبيرونامگذاري براي تشبيه به جنات دنياست که تفهيم آن آسان شود وگرنه جنات آخرت را نميتوان با غايات دنيا مقايسه کرد.
جهنم: جهنم در لغت به معناي عميق وگود است وجهنم را چون قعر آن بسيار بعيد است به آن جهنم مي گويند. جايي است که گناهکاران جزاي خود را مي بينند،مملوء از انواع عذاب ها وکانون قهر وغضب الهي.
ابواب بهشت وجهنم: روح و حقيقت معناي ” درب ” که موضوع له واقعي آن است ، عبارت است از مطلق چيزي که راه وصول به مقصدي است و بدون آن نمي توان به مطلوب دست يافت. مراد از دربهاي بهشت ، مطلق اموري است که راه را براي انجام کارهاي شايسته و نيک هموار کرده ومقصود از دربهاي جهنم مطلق اموري است که راه را براي ارتکاب اعمال ناشايست و زشت باز مي کنند و آنها عبارتند از حواس پنج گانه ظاهري ( لامسه ، باصره ، سامعه ، ذائقه ، شامه ) و حواس دو گانه باطني ( متخيله ، واهمه ).
تجسم اعمال: در لغت به معناي تناور گرديدن و زمخت شدن اعمال است. و در اصطلاح به معناي صيرورت اعمال به صورت قائم به ذات و استقلال در وجود است به نحوي که در قوام خود بي‌نياز از غير باشد. مراد از تجسم اعمال آن است که جزاى اعمال انسانها، صورت باطنى و ملکوتى همان اعمال است و جزا با عمل اتحاد و عينيت دارد.
مکان وزمان: مکان وزمان دو بعد از ابعاد موجودات مادي است و از شؤون وجود جوهرهاى مادى به حساب مي آيد،بنابراين بهشت وجهنم که عالمي وراي اين عالم هستند عاري از زمان ومکان به اين معنا ميباشند. عالم آخرت، عالم تام و تمامي است که هيچ چيز از جوهره آن از آن خارج نيست؛ و چيزي که حالش و کيفيتش اينچنين است در مکان نخواهد بود. اگر اين زمان را به آنجا ببريم ازل مى‏شود و اگر به عالم تجرد ببريم دهر مى‏شود؛ چنانكه اگربخواهيم ازل و دهر را تنزل بدهيم، اين زمانى كه محدود به حدود است مى‏شود.

فصل دوم:
حقيقت وچيستي بهشت وجهنم

2-1- معناي لغوي واصطلاحي بهشت وجهنم
2-1-1- معناي لغوي واصطلاحي جنت
لغت شناسان واژه “الجن”را از ريشه جن به معني “پوشيده شدن”و”مستور بودن”مي دانند.حالا يا بخاطر اينکه به واسطه درختان انبوه پوشيده مي شود ويا به خاطر اينکه در اين دنيا از چشمان پوشيده ومستور مانده است.
جنة از ماده جنن است و ذيل اين ماده بررسي مي شود. جنّ در اصل به معناي پوشش (و پنهان شدن چيزي از درک توسط حواس) ومستور کردن است.1
راغب در مفردات گويد: أصل الجِنِّ، ستر الشي‏ء عن الحاسة.2
ابن منظور هم در لسان العرب همين معنا را به بياني ديگر آورده است:
جنن: جَنَّ الشي‏ءَ يَجُنُّه جَنّاً: سَتَره و كلُّ شي‏ء سُتر عنك فقد جُنَّ عنك‏.3
‏ در “مقاييس اللغة” مي خوانيم:
“جن به معن ستر وپوشش است وهمان ثوابي است که در اين دنيااز چشمان ما پوشيده است. ونيز جنه به بوستان مي گويندچون درختان با برگهايشان بستان را مي پوشانند.”4
صاحب “التحقيق في کلمات القران”مي گويد:کلمه جن معني اصلي آن پوشاندن است که به مناسبت اين معنا، در موارد مختلف استعمال شده است. مثلا”جنين”مي گويند به خاطر اينکه در شکم مادر پوشيده است وقلب را “جنان” ميگويند چون در ميان بدن انسان پوشانده شده است و بهشت را نيز جنة گفتهاند چون باغي است که به وسيله درختان پوشيده شدهاست.5 عرب لفظ جنة را براي هر باغ و بستاني كه داراي درختان انبوه است و زمين را مي ‏پوشاند استعمال ميکند.6
البته ابن منظور معناي جنت راخاص تر ميکند:
“جنة به معناي باغي است که در آن درختاني وجود داشته باشد مانند درخت خرما… وي در ادامه از يکي از بزرگان نحوي نقل ميکند که گفته است: جنة در زبان عربي درباره باغي استعمال ميشود که در آن درخت خرما و انگور وجود داشته باشد اما اگر اين دو درخت در باغي وجود نداشته باشد، عرب لفظ حديقة را براي آن استعمال مي کند. “7
از محل زندگي متقين در قيامت به لفظ جنت وجنات تعبير آمده است.بنظرمي آيداين تعبيرونامگذاري براي تشبيه به جنات دنياست که تفهيم آن آسان شود وگرنه جنات آخرت را نميتوان با غايات دنيا مقايسه کرد.8
يا به خاطر پوشيده بودن نعمت‌هايش از ساکنين دنياست چون در بهشت از خير و سعادت چيزهايي هست که بر قلب هيچ بشري خطور نمي‌کند . همانطور که آيه 17 سوره سجده به آن اشاره دارد: فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ هيچ كس نمى ‏داند چه پاداشهاى مهمّى كه مايه روشنى چشمهاست براى آنها نهفته شده، اين پاداش كارهايى است كه انجام مى ‏دادند.9
ملاصدرا نيز واژه جنت را ازريشه جن به معناي پوشيده بودن مي داند همانطور که به قلب جنان وبه ديوانه مجنون مي گويند.وجه تسميه آن را همان دو دليلي مي داند که ذکر شد.10
معادل واژه جنت در فارسي بهشت مي باشد. بهشت در لغت ريشه ي اوستايي دارد بمعناي خوشترو نيکوتر.11 در دين زرتشتي چايي است خوش آب وهوا ، فراخ نعمت وآراسته که نيکوکاران پس از مرگ در آن مخلد باشند.12
2-1-2 معناي لغوي واصطلاحي جهنم
در مورد واژه جهنم اختلاف در اينکه آيا کلمه عربي است يا معرب کلمه غير عربي .بعضي معتقدند، جهنم کلمه عربي است وهمان جهنام است به معني گودي عميق و بخاطر عميق بودن گودي آن جهنم ناميده شده است. لسان العرب همين قول را اختيار کرده است.13
“جوهري”گفته:
“اين کلمه ملحق به خماسي است به وسيله مشدد شدنش ومن حرف آن وبه خاطرمعرفه غير منصرف شده است.”14
بعضي ها مثل راغب در مفردات معتقد به ريشه فارسي اين کلمه هستند ومي گويند:اصل آن جهنام بوده است.15
در مقابل عده اي هم هستند که آن رااز ريشه ي عبري مي دانند.در دائره المعارف اسلامي مي خوانيم:”جهنم کلمه اي است مشتق از لفظ خبري “جيحنون”يا “وادي هنوم”و آن بياباني بود در نزديکي بيت المقدس که قربانيها را مي آوردندودر آنجامي کشتند.16
مؤلف قاموس کتاب مقدس هم از اين قبيل افراد است.مؤلف اين کتاب مي گويد:
“هنوم بياباني است در اورشليم وبن يامين ويهودا در آنجا زندگي مي کردند.سپس مرده هارادر آنجا دفن مي کردند وهمين طوراشياء نجس را در آنجا مي ريختندو زماني که اين بيابان، مخصوص سوزاندن کثافت بود، اسم آن را جهنم يا سرزمين زقوم ناميدند.سپس محل عقاب وعذاب را به اسم جهنم نامگذاري کردند.”17
ازهري در تهذيب اللغه هر سه قول مذکور رانقل کرده است.18
آنهايي که معتقد به ريشه عربي اين کلمه هستندعلت غير منصرف بودن آن راتعريف وتأنيث مي دانند و آنهايي که معتقد به عجميت آن هستند علت غير منصرف بودن آن را تعريف وعجميت مي دانند.
راغب در مفردات آتش آخرت ناميده است.19 صاحب “التحقيق في کلمات القران”اين کلمه را صيغه ثلاثي مزيد مي داندکه اسم مکاني که کفار وظالمان ودشمنان خدا درآن عذاب مي شوند گرديده است.20
به تونل زير زميني كه حرارت در آن مي‌دمند و زمين حمام را گرم مي‌كند نيز جهنم مي‌گويند. 21
اما ملاصدرا و امام خميني در وجه تسميه ي جهنم با ابن عربي هم عقيده بوده ودر کتاب هاي خود سخن ايشان را مطرح مي کنند:
” بدان، عصمنا اللّه و إيّاك، كه جهنم از اعظم مخلوقات است، و آن زندان خداوند است در آخرت. و او را “جهنم” گويند براى بعيد بودن قعر آن، چنانچه چاهى را كه قعرش بعيد است بئر “جهنام” گويند. و آن شامل حرارت و زمهرير است. و در آن برودت است به آخر درجه آن، و حرارت است به آخر درجه آن، و بين اعلاى آن و قعر آن هفتصد و پنجاه سال راه است.”22
به هر حال ريشه آن هر چه بوده باشد (عربي، فارسي، و عبراني) اين واژه در قرآن مجيد نامي است براي محلي كه مملو از عذاب‌ها و كانون قهر و غضب الهي است، 23همانطور که درمورد لفظ دوزخ که معادل جهنم است در فرهنگ فارسي آمده: جايي است در جهان ديگر که در آنجا گناهکاران جزاي کارهاي خود را مي بينندو آن محلي است سخت عميق همچون چاهي سياه وتاريک وسرد. 24
2-2 تعريف بهشت وجهنم
تعريف در لغت به معناي شناساندن و حقيقت چيزي را بيان کردن و آگاهانيدن است. تعريف عبارت است از ذكر چيزى كه از شناخت آن، شناخت چيز ديگرى لازم آيد.25
و در اصطلاح به معناي تبديل مجهولات تصوري به معلومات است با توسل به معلومات تصوري ديگر و، به عبارت ديگر، زدودن جهل نسبت به امري با توسل به علم به امور.26
بطور کلي تعريف اشياء پاسخگوئي به ” چيستي” آنها است. يعني وقتي که اين سؤال براي ما مطرح ميشود که فلان شيء چيست؟ در مقام تعريف آن بر ميآئيم. بديهي است که هر سؤالي در مورد يک مجهول است. ما هنگامي از چيستي يک شيء سؤال ميکنيم که ماهيت و حقيقت آن شيء و لا اقل مرز مفهوم آن شيء که کجا است و شامل چه حرکاتي ميشود و شامل چه حرکاتي نميشود بر ما مجهول باشد. اينکه حقيقت و ماهيت يک شيء بر ما مجهول باشد به معني اين است که ما تصور صحيحي از آن نداريم. پس اگر بپرسيم خط چيست؟ سطح چيست؟ ماده چيست؟ قوه چيست؟ حيات چيست؟ حرکت چيست؟ همه اينها به معني اين است که ما يک تصور کامل و جامعي از حقيقت اين امور نداريم و ميخواهيم تصور صحيحي از آن داشته باشيم و حد کامل يک مفهوم از نظر مرز بر ما مجهول است، يعني به طوري است که در مورد بعضي افراد ترديد ميکنيم که آيا داخل در اين مفهوم هست يا نيست. هدف از تعريف ، متمايز کردن شي ء از اشياي ديگر يا صرف بيان ذاتيات نيست ، بلکه اين است که معناي شي ء، آنگونه که هست ، به تصور در آيد. 27
بنابر اين در مقام تعريف حقيقي يک شيء اگر بتوانيم اجزاء ماهيت آن را که عبارت است از اجناس و فصول آن تشخيص بدهيم و بيان کنيم، به کاملترين تعريفات دست يافته ايم و چنين تعريفي را ” حد تام” ميگويند. اما اگر به بعضي از اجزاء ماهيت شيء مورد نظر دست يابيم نه به همه آنها، چنين تعريفي را ” حد ناقص” ميخوانند. اگر به اجزاء ذات و ماهيت شيء دست نيابيم، بلکه صرفا به احکام و عوارض آن دست بيابيم و يا اصلا هدف ما صرفا اين است که مرز يک مفهوم را مشخص سازيم که شامل چه چيزهائي هست و شامل چه چيزهائي نيست، در اين صورت اگر دسترسي ما به احکام و عوارض در حدي باشد که آن شيء را کاملا متمايز سازد و از غير خودش آن را مشخص کند چنين تعريفي را “رسم تام” مينامند. اما اگر کاملا مشخص نسازد آن را “رسم ناقص” ميخوانند.28
صدر المتألهين اين تقسيمات راچنين بيان ميكند:
“مشهور اين است كه اگرمعرف مركب از فصل باشدحداست واگرمركب ازخاصه باشد، رسم است.پس هرگاه تعريف تنها ازمقومات شي باشد، تعريف حدي است وهرگاه در تعريف ازلازم بين استفاده شود ، كه ذهن از آن به ماهيت ملزوم منتقل شود، تعريف رسمي است و اگر حد و رسم همراه با جنس قريب باشد، تام است وگرنه، ناقص است.”29
در برابر تعريف حقيقي ، تعريف اسمي قرار دارد که به جاي بيان ذات شي ء، به شرح معناي زباني و عرفي معرَّف مي پردازد که همان شرح الاسم است.در تعريف اسمي وجود عيني معرَّف اثبات نشده و اين تعريف در پاسخ به “ما”ي شارحه مي آيد. اين بيان در واقع شرح و تفسير اسم است بدون اينکه وجود مسمّا احراز شده باشد؛ لذا، همة مفاهيم موجود و معدوم را شامل مي شود. مانند اينکه در تعريف مثلث ، قبل از آنکه وجودش اثبات شده باشد، بگوييم “شکلي است که سه زاويه دارد”. تعاريفي که در مبادي علوم براي موضوعاتي که وجودشان هنوز اثبات نشده ، مي آيد از اين نوع است . اما در تعريف حقيقي که در پاسخ به “ما”ي حقيقيه مي آيد، وجود معرَّف ، معلوم و محرز است ، مانند اينکه در تعريف انسان گفته شود جسمي است ناطق 30 با در نظر گرفتن اين نکات ، تعريف اسمي و تعريف حقيقي در طول يکديگر قرار مي گيرند. به اين ترتيب که تعريف اسمي پيش از “هل بسيطه ” (سؤال از وجود شي ء) و تعريف حقيقي پس از آن مي آيد.31 تعريف لفظي (شرح لفظ )، که در آن تنها معناي لغوي لفظ و معادل زباني و نه معادل منطقي آن بيان مي شود، غير از تعريف اسمي است ، مانند اينکه بگوييم اسد يعني شير. با دقت بيشتر، اين بيان را نمي توان از انواع تعريف منطقي دانست ، زيرا حتي از مراحل ابتدايي ادراک حقيقت يک شي ء نيز محسوب نمي شود.32
منطق دانان در مقام ارزيابي، تعريف حدي را بالاتر از تعريف رسمي دانسته اند ومقام اول رابه آن داده اند؛زيراهدف اصلي ازتعريف آن است كه حاق معرف آن چنان كه هست ، كشف شودوروشن است كه حدتام ميتواند حاق آن را، آنچنان كه هست ، نشان دهد؛زيرا در حدتام، تمام ذاتيات ذكر ميشودوساير تعريف ها حائز چنين مقامي نيستند؛زيرا تعريف هاي رسمي از فصول قريب بي بهره اند وحدهاي ناقص هم ، هرچند داراي فصولند ولي از برخي از ذاتيات جنسي خالي ميباشند.بر اساس تقسيمات چهارگانه تعريف، تعريف هايي كه در آنها از لوازم وافعال شئ استفاده ميشودو ملزوم وفاعل معرفي ميشود، داخل در تعريف هاي رسمي خواهند بودوطبق ارزيابي بالارتبه اين دسته ازتعريف ها ازتعريف هاي حدي پايين تر خواهد بود. از ميان اقسام تعريف فقط حد تام است که به هدف اصلي نايل مي شود و ديگر اقسام تنها مي توانند موجب تميز معرَّف از تمام اغيار يا بعضي از آنها شوند .33
با اينكه در ميان تعريفات، تعريف کامل ” حد تام” است، ولي متاسفانه فلاسفه اعتراف دارند که بدست آوردن ” حد تام” اشياء چون مستلزم کشف ذاتيات اشياء است و به عبارت ديگر مستلزم نفوذ عقل در کنه اشياء است، کار آساني نيست. بطور مثال آنچه به نام حد تام در تعريف انسان ميگوئيم خالي از نوعي مسامحه نيست. که به اصطلاح جامع افراد و مانع اغيار باشد. زيرا حقيقت هرچيزي وجود آن چيز است و وجود تعريف پذير نيست.لذا گفته اند: “ليس الخبر كالمعاينه”34
در فصول قبل سعي شد تعريف لفظي بهشت وجهنم انجام شود حال باتوجه به مقدمات بالا سوال اين است که تعريف حقيقي از بهشت وجهنم امکان پذير است ؟
با توجه به اينکه منطق دانان براي تعريف شرايطي ذکر کرده اند که اهم آنها عبارت است از اعرف بودن معرف وجامع ومانع بودن آن، 35واز نظر صدرا اين اختصاص به تعريف حقيقي دارد. امکان ارائه يتعريف حقيقي از بهشت وجهنم وجود ندارد چون حقيقت بهشت به معناي كنه آن براي ماروشن نيست .وقتي كه حقيقت اشياي مادي حتي در مراتبي نظير جمادات وحيوانات براي ماروشن نيست ، سخن گفتن از حقيقت بهشت امري است كه نه تنها بابال پرواز تحقيق وپژوهش اين پايان نامه بلكه با شهپر بلند عقول فحول هم به راحتي ميسور نيست .شماي حقيقت هريك از مراتب بهشت فقط براي كساني مكشوف مي شود كه در بهشت هاي برتر بر مراتب پايين تر مشرف مي شوند وبا علم حضوري و به ميزان خاصي از سيماي آن بهشت هاي زيرين دست مي يابند.
اگر براي بيان حقيقت وتعريف حقيقي ، بيان حد تام وناقص لازم است مفاهيمي را كه بتوان جايگزين جنس وفصل براي تبيين حقيقت بهشت وجهنم باشند يافت نشده اند ، اما چنانچه بيان شد يكي از اقسام تعريف ، تعريف به ويژگي ها واوصاف و اعراض يك شئ است. شايد بااستناد به آيات قرآن روايات اهل بيت وبا تحليل وبررسي وطبقه بندي تعاريف موجود در زبان فلا سفه وعرفا، شايد، بتوان مجموعه صفاتي راكه براي بهشت در قرآن وروايات ذكرشده جمع آوري نمودوچه بسا بتوان به رسم ناقصي دست يابيم كه بيانگر مقصود باشد.
بنابراين هرچند ما در اينجا تعبير حقيقت رابه صورت مجاز به کار مي بريم و در معنا عرفي و نه منطقي، آن را استعمال مي کنيم ولي مراد ما ترسيم دور نمايي از سيماي بهشت وجهنم در حد وسع از طريق ويژگي ها واوصاف بهشت وجهنم درآيات وروايات ائمه “ع” وبيانات موجز وگذراي فلاسفه وعرفاست.
2-2-1حقيقت بهشت وجهنم و رابطه آن با تجلي رحمت و غضب الهي
از نظرفلاسفه حقيقت وجود وهستي حقيقت تشكيكي ومشكك است، به اين معنا كه وجود يك حقيقت است داراي مراتب، مرتبه ي اعلاي وجود كه به يك نظر اطلاق “مرتبه”به آن صحيح نيست عبارت است از مرتبه ي اطلاقي ومرتبه ي واجبي كه وجود محض وصرف وجود است وحد وحدود ندارد وبي نهايت است.وغيرآن ، يعني مراتب ديگر وجود كه مراتب امكاني است هرمرتبه اي طور خاصي از حقيقت وجود ونحوه ي خاصي از آن است.و همچنين وجود تنزلات دارد ودر سير تنزلي خود از مخلوق اول ومعلول اول وبي واسطه كه ازسعه ي وجودي واز كمالات وجودي وسيع تري برخوردار است شروع شده وهرچه پايين تر مي آيد وجود ضعيف تر شده ونداشتن ها بيشتر ميگردد. بنابراين هر مرتبه اي از مراتب امكاني وجود در مرتبه ي خود بعضي از وجود وكمالات وجودي را واجد است وكمالات ديگر رافاقد.هر مرتبه اي از مراتب امكاني به آنچه از وجود وكمالات وجودي دارد به حساب اينكه “وجود”و”داشتن”است برايش لذيذ است و به آن عشق دارد فلذا در حفظ آن مي كوشد.وطبعا با حفظ اصل وجود وهستي خود اشتياق به وجودهاي بالاتر وكمالات وجودي بالاتر دارد به اين معني كه مي خواهد حدود وجودي خودرا كه منشأ فقدان هاست كنار بزندودائره وجوديش را وسيع تر بكند.اما چون هر مرتبه ي بالاتري اگرچه مرتبه بالاتر است ورسيدن به آن مشروط به برخورداري از كمال بالاتر وجودي است ، اما باز در همان مرتبه ي بالاتر پاي عدمها ونداشتن ها در ميان است، بنابراين اشتياق در اصل بايد به مرتبه ي بالاتر ومراتب بالاتر نباشد بلكه بايد اشتياق به مطلق وجود وبه وجود محض و وجود بي حد وبي نهايت ومنزه از عدمها وفقدانها باشد كه آن مبدأ متعال است.
پوشيده نيست بر هر صاحب وجدانى كه انسان به حسب فطرت اصلى و جبلت ذاتى عاشق كمال تام مطلق است و شطر قلبش متوجه به جميل على الاطلاق و كامل من جميع الوجوه است، و اين از فطرتهاى الهيه است كه خداوند تبارك و تعالى مفطور كرده است بنى نوع انسان را بر آن، 36 اين كمال مطلق و جمال على الاطلاق كه همه سلسله بشر عاشق و فريفته آنند، حق تعالى‏- جلّ جلاله- است.37
صدر المتألهين خود با روش واسلوب خاصي كه در تحقيقات خود دارد به بحث وبررسي سريان عشق در همه موجودات نسبت به حضرت حق پرداخته است واشتياق همه موجودات به لقاءحق ووصول به دار كرامت ارا از طريق برهان و با تأييدذوق ووجدان اثبات نموده است. در جلد هفتم از كتاب اسفار در فصل 15عنوان فصل را اين گونه آغازمي كند: “في اثبات ان جميع موجودات عاشقة لله سبحانه مشتاقةالي لقائه و الوصول الي دار كرامته.”
“در اثبات اينکه همه ي موجودات عاشق خداوند سبحان ومشتاق لقائش و وصول به دار کرامتش هستند”
در اين فصل بعداز بيان مطلب به صورت كلي به اقامه برهان به اين موضوع پرداخته و با براهين سريان عشق را در همه وجود اثبات واشتياق همه را به لقاء حضرت حق بيان مي كند.
صدر المتألهين مي گويد:
“مسأله عشق واشتياق در وجود نسبت به وجود محض و مبدأ وجود، عشق واشتياقي مبتني بر حيات وعلم وشعور است .همه موجودات با علم وشعور طالب او هستند وبه سوي او در حركت اند.”38
او مي گويد:
“براي بسياري از فلاسفه واهل تحقيق اثبات حيات وشعور در كل وجود ميسور نبوده است ودر نتيجه در اثبات عشق واشتياق كل وجود نسبت به مبدأمتعال به نتيجه مطلوب ، آنچنان كه بايد، نرسيده اند وما بحمدالله به اين مسأله هم از طريق برهان وهم از طريق وجدان وايمان نائل گشتيم.”39
بنابراين بازگشت هر انساني چه خوب وچه بد به سوي لقاي پروردگار است.اين امر از نظر آيات قرآن كاملا روشن وواضح است .40به عنوان مثال در سوره توبه در آيه 77مي فرمايد:
فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً في‏ قُلُوبِهِمْ إِلى‏ يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِما أَخْلَفُوا اللَّهَ ما وَعَدُوهُ وَ بِما كانُوا يَكْذِبُونَ
و از آن پس تا روزى كه همراه با آن خلف وعده با خدا و آن دروغها كه مى‏گفتند با او ملاقات كنند، دلهايشان را جاى نفاق ساخت.
در اين آيه از لقاي منافقين باكمال صراحت خبر مي دهد (الي يوم يلقونه)واين حقيقت از آيه استفاده مي شود كه لقاءمخصوص مؤمنين وصالحين نيست.مگر اينكه لقاء بالقاء فرق مي كند.
دقت وتأمل در عموم لقاءوشمول آن از طرفي، و محجوب بودن بعضي از انسان ها به تصريح آيه 15 سوره مطففين41 اين نتيجه را مي دهد كه بعضي از انسان ها از لقاي حضرت حق با اسماء رحمت ومغفرت محرومند.بنابراين گروهي از انسان ها ، يعني مجرمين خداي متعال را با اسماء غضب وسخط وانتقام ملاقات مي كنند.محجوب بودن اين عده از پروردگار ، محجوب بودن از او با اسماء رحمت است ونه از او با اسماءغضب وسخط وانتقام.
بنابر اين مقدمات بايد گفت حقيقت آن است كه بهشت و جهنم، جدا از مسأله لقاى پروردگار نمى‏باشد. به عبارت ديگر، بهشت و جهنم مقصد و مقصود، در سير و حركت نيستند و حركت‏ها به سوى پروردگار و منتهى به لقاى پروردگار است؛ نه اينكه حركت‏ها به سوى بهشت‏ و جهنم‏ باشد و به آنها منتهى گردد.
هر حركتى در نهايت به مبدأ متعال منتهى مى‏گردد و بهشت‏ و جهنم‏ ، از آثار چگونگى لقاءها و رسيدن‏ها است؛ يعنى، بهشت از آثار و لوازم لقاى حضرت حق با “اسماى رحمت و مغفرت” و جهنم هم از آثار و تبعات لقاىِ پروردگار با “اسماى غضب و سخط” است .ملاصدرا به صراحت به اين مطلب اشار مي کند در آنجا که بهشت وجهنم را به محسوس ومعقول تقسيم مي کند مي گويد:”جنت ونار محسوس صورت رحمت الهي وغضب الهي مي باشند.”42ودر جاي ديگروقتي براي هر ماهيتي حقيقتي کلي ومثالي کلي ومظهري جسماني قائل است حقيقت کلي بهشت را مظهر اسم رحمان مي داند وبه آيه ي :” يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقينَ إِلَى الرَّحْمنِ وَفْدا مريم/85″ استناد مي جويد وحقيقت کلي جهنم را دوري از خدا ورحمتش به وسيله اسم جبار ومنتقم وقهار مي داند.43
عوالم وجود، همه جلوه‏هاى اسماء بوده، هر اسمى آثار خاص خود را دارد و در مراتب مختلف تجلى مى‏كند. امام خميني در باره اسم الله که جامع تمام اسماء است مي فرمايد:”اين اسم- نه مفهوم آن بلكه حقيقت آن- به نحو تفصيل در كليه مظاهر وجوديه متجلى است.”44 به بيان ديگر، ذات مقدس حق در مقام ربوبيت موجودات، هر موجودى را، با اسم و صفت خاص ربوبيت مى‏كند. اسم “رب” داراى شاخه‏ها و انشعاباتى است و در واقع اسماى حسنى‏ شاخه‏هاى اسم “ربّ”اند: ربّ رزاق، ربّ مصوّر، ربّ قدير، ربّ عليم، ربّ هادى، ربّ غفور، ربّ منتقم، ربّ شديد العقاب و… .
خداوند متعال در مقام ربوبيت، داراى اسماء و صفات مختلف بوده، همه را با اين اسماى گوناگون تربيت مى‏كند؛ مثلاً در مقام ربوبيتش به شيطان با “منتقم” تجلّى مى‏كند “”منتقم” آن ذاتى است كه با انتقام تعيّن يافته باشد.” 45و به حضرت رسول ‏اكرم(صلي الله عليه و آله) با “رحيم” تجلى مى‏كند” “رحيم” عبارت از ذاتى است كه با رحمتى كه بسط كمال است تجلى كند”46.. هر موجودى در اين نظام هستى، با عوالم گوناگون خود و با موجودات متفاوت – كه در درون خود دارد در مقام ربوبيت با اسمى از اسماى حسناى الهى، در ارتباط است.وانسان کامل به دليل جامع بودن تحت تربيت اسم جامع خداوند است: “چون جامع همه صورتهاى كونيه الهيه بود، از اين رو در تحت تربيت اسم اعظمى كه به همه اسماء و صفات محيط بود و بر همه رسم‏ها و تعيّن‏ها



قیمت: تومان


پاسخ دهید