دانشگاه آزاد اسلامي
واحد علوم و تحقيقات
دانشكده حقوق
پايان نامه براي دريافت درجه كارشناسي ارشد در رشته حقوق
گرايش جزا و جرم شناسي
عنوان
بازشناسي تأثير اخلاط وامزاج اربعه در بروز جرم
استاد راهنما
دكتر محمود مالمير
استاد مشاور
دكتر حميد افشار
نگارنده
روح اله شفيعي
تيرماه 92
تعهدنامه اصالت پايان نامه
اينجانب روح اله شفيعي دانش آموخته مقطع کارشناسي ارشد ناپيوسته در رشته حقوق جزا و جرم شناسي که در تاريخ30/4/92 از پايان خود تحت عنوان : بازشناسي تأثير اخلاط وامزاج اربعه در بروز جرم با کسب نمره 75/17 و درجه بسيار خوب دفاع نموده ام بدينوسيله متعهد مي شوم :
1) اين پايان نامه حاصل تحقيق و پژوهش انجام شده توسط اينجانب بوده و در مواردي که از دستاوردهاي علمي و پژوهشي ديگران ( اعم از پايان نامه، کتاب، مقاله و…..) استفاده نموده ام، مطابق ضوابط و رويه موجود، نام منبع مورد استفاده و ساير مشخصات آن را در فهرست مربوطه ذکر و درج کرده ام.
2) اين پايان نامه قبلاً براي دريافت هيچ مدرک تحصيلي ( هم سطح، پايين تر يا بالاتر) در ساير دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالي ارائه نشده است.
3) چنانچه بعد از فراغت از تحصيل، قصد استفاده و هرگونه بهره برداري اعم از چاپ، ثبت اختراع و…… از اين پايان نامه داشته باشم، از حوزه معاونت پژوهشي واحد مجوز هاي مربوطه را اخذ نمايم.
4) چنانچه در هر مقطعي زماني خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشي از آن را مي پذيرم و واحد دانشگاهي مجاز است با اينجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرک تحصيلي ام هيچگونه ادعايي نخواهم داشت.
نام و نام خانوادگي
تاريخ و امضاء
يَرفَعِ اللهُ الذيِنَ آمَنوُا مِنکُم وَ الذيِنَ اوُتوالعِلم دَرَجَات
“قرآن کريم”
پايان نامه کارشناسي ارشد آقاي روح‌اله شفيعي با عنوان بازشناسي تأثير اخلاط وامزاج اربعه در بروز جرم در جلسه مـورخ30/4/92 تحت نظارت شـوراي دفاع پايان نامـه متشکل از اسـتادان زير با درجه بسيار خوب و نمره 75/17 مورد تأييد قرار گرفت .
1-استاد راهنما : دكتر محمود مالمير امضاء
2- استاد مشاور: دكتر حميد افشار امضاء
3- استاد داور داخل گروه: دکتر محمدرضا شادمانفرامضاء
4- استاد داور خارج گروه: دکتر قدرت الله خسروشاهيامضاء
دکتر سهيلا پرستگاري
معاون پژوهش و فناوري دانشگاه آزاد اسلامي
واحد علوم و تحقيقات اصفهان
تاريخ: ………………………امضاء:………………
تقديم به :
شور و شوق کودکي ام
نا و ناي جواني ام
تاب و توان روزگارم
مادرم …
تقديم به
تمام تپيدن هاي قلبم ، روحم ، روانم
مادرم …
تقديم به
سوز سينه ام
شور حالم
صفاي خاطرم
مادرم …
و
تقديم به
سجاده و نماز وقنوت وسجود ونيايش هايش
که تمام زندگي ام بسته به آن است.
با سپاس فراوان از :
استاد همايون
مديرموسسه مطالعاتي تحقيقاتي تسنيم انديشه صبوح
كه دانش و بينشش بدرقه راهم شد و تمام حقوق مادي و معنوي اين اثر را متعلق به او مي‌دانم.
و جناب آقاي دکتر محمود مالمير که توفيق شاگردي ايشان را داشته و خواهم داشت
و
جناب آقاي دكتر حميد افشار (موسسه مطالعات تحقيقات روان تني اصفهان)
و
تمام کساني که بنده را در به پايان رساندن اين مجموعه بي نظير، خلاقانه ياري رسانداند.
فهر ست مطالب
عنوان صفحه
چکيده1
فصل اول کليات تحقيق
-1-1مقدمه2
1-2- بيان مسئله6
1-3-پيشينه تحقيق 7
1-4- ضرورت و اهميت انجام تحقيق 9
1-5- اهداف9
1-6- سوالات پژوهش 9
1-7- فرضيه ها پژوهش10
1-8-روش تحقيق10
1-9- ساماندهي تحقيق 11
1-10- نگاهي ويژه به تعريف اصطلاحات تخصصي12
فصل دوم: ماهيت شخصيت
2-1- تعريف شخصيت15
2-2- شخصيت از ديدگاه اسلام و سنت19
2-2-1- ماهيت شاکله…………………………………………………………………………………………………………………19
2-2-1-1- نيت20
2-2-1-2- خلق و خوي21
2-2-1-3- مذهب22
2-2-1-4- هيئت و ساخت رواني23
2-3- شکل گيري شاکله يا شخصيت در دوران جنيني24
2-4- مراحل رشد شخصيت27
2-4-1- دوره شيرخوارگي (تولد تا 2 سالگي)27
2-4-2- دوره پيش‌دبستاني (كودك اول، 2-5 سالگي)30
2-4-3- دوره دبستاني (كودكي ميانه) (6-12 سالگي)30
2-5- دوره بلوغ31
2-6- عناصر تشکيل دهنده ي شخصيت31
2-6-1- منش31
2-6-1-1- انواع منش31
2-6-2- مزاج‌ها34
2-7- روان36
2-8- نقش محيط در شخصيت39
2-9- نظرّيه‌هاي شخصيت41
2-9-1- نظرّيه‌هاي روانكاوانه، فرويد، يونگ، و آدلر41
2-9-2- نظرّيه‌هاي شناختي به عنوان نمونه نظرّيه جرج كلي43
2-9-3- نظرّيه‌هاي تحليل عاملي شامل نظرّيه كاتل و آيزنك44
2-10- مزاج و اخلاط45
فصل سوم :جرم و شخصيت
3-1- تعريف شخصيت جنايي و انواع آن46
3-2- تحقيق علمي در شخصيت مجرمان48
3-3- جرم و شخصيت ضد اجتماعي 54
3-3-1- ويژگيهاي شخصيت ضد اجتماعي55
3-3-2- ويژگيهاي خاص وابسته به فرهنگ، سن و جنسيت56
3-3-3- شيوع اختلال شخصيت ضد اجتماعي 57
3-3-4- سير اختلال شخيصت ضد ا جتماعي 57
3-3-5-الگوي خانوادگي……………………………………………………………………………………………………………..57
3-4- جرم و شخصيت در نظريه هاي انسان شناسي جنايي58
3-4-1- ارتباط بين نابساماني هاي بدني و جرم59
3-4-1-1- نارسائيهاي آنتروپولوژيک و مرفولوژيک59
3-4-1-2- نارسائيهاي فيزيولوژيابي60
3-5- نظريه مجرم مادرزاد و نکاتي از کتاب “انسان جنايتکار”62
3-5-1- ريشه نظريه مجرم مادرزاد63
3-5-2- محتوي نظريه مجرم مادرزاد (بالفطره)63
3-6- نظريه هاي تيپ شناسي شخصيت66
3-6-1- طبقه بندي ايتاليائي از بزهکاران………………………………………………………………………………………..66
3-6-2- طبقه بندي کرچمر69
3-6-3- طبقه بندي رواني شلدن71
3-6- 4- نظريه نارسائيهاي غدد……………………………………………………………………………………….79
3-6-4-1-نظريه‌هاي زيست – شيميايي و عصب شناختي……………………………………………………………….80
3-6-4-2- تحقيقات آماري در ارتباط با نارسائيهاي مغز و بزهکاري…………………………………………………81
3-6-5- نظريه رواني – زيست شناختي…………………………………………………………………………………………81
3-6-5-1- عوامل ژنتيک و جرم…………………………………………………………………………………………………..81
3-6-5-2- خانواده …………………………………………………………………………………………………………………….82
3-7- وراثت از نظر علمي…………………………………………………………………………………………………………….85
3-8- جرم و شخصيت از ديدگاه قرآن……………………………………………………………………………………………88
3-9- سيما شناسي……………………………………………………………………………………………………………………….91
فصل چهارم اركان، اخلاط و جرم
4-1- پيشگفتار 94
4-2- تعريف ارکان يا عناصر طبيعت95
4-3- موقعيت مکاني عناصر نسبت به يکديگر95
4-3-1- خاک95
4-3-2- آب95
4-3-3- هوا96
4-3-4- آتش96
4-4- مزاج ها98
4-5- حقيقت مزاج99
4-6- علائم باليني و ويژگي هاي افراد سرد مزاج و گرم مزاج از منظر قدما100
4-7- مزاج ازديدگاه پزشكي مدرن101
4-7-1- تعبير اول101
4-7-2- تعبير دوم101
4-7-3- تعبير سوم102
4-7-4- تعبير چهارم102
4-8- ويژگي هاي مورد انتظار از تعبير جديد از مزاج102
4-8-1- ويژگي اول102
4-8-2- ويژگي دوم102
4-8-3- ويژگي سوم103
4-8-4- ويژگي چهارم103
4-8-5- ويژگي پنجم103
4-8-6- ويژگي ششم103
4-9- مباني تجربي تعبير اول103
4-9-1- هوموس104
4-9-2- تاز طبيعي اسيد و باز104
4-9-3- اختلالات تعادل اسيد – باز104
4-9-4- علائم اختلالات اسيد- باز104
4-9-4-1-اسيد تنفسي105
4-9-4-2- آلکالوز تنفسي105
4-9-4-3- اسيدوز متابوليک105
4-9-4-4- آلکالوز متابوليک105
4-10- مباني تجربي تعبير دوم105
4-10-1- غد? تيروئيدي106
4-10-2- هيپوتيروئيدي106
4-10-3- هيپروتيروئيدي106
4-11- مباني تجربي تعبير سوم107
4-12- مباني تجربي تعبير چهارم108
4-12-1- دستگاه عصبي محيطي108
4-12-2- بخش حرکتي دستگاه عصبي محيطي108
4-12-3- دستگاه عصبي اتونوم109
4-12-4- ارتباط سيستم عصبي خود مختار با سيستم عصبي مرکزي109
4-12-5- ارتباط سيستم عصبي خودمختار با سيستم هورموني109
4-13- نتايج حاصل از پذيرفتن تعبير چهارم111
4-14- نظريه ي مزاج ها در طب سنتي ايران113
4-14-1- مزاج سني.115
4-14-2- مزاج فصلي.115
4-14-3- مزاج عضوي116
4-15- تعريف اخلاط اربعه و ارتباط آن با مزاج116
4-15-1- تعريف خلط116
4-15-2- اخلاط117
4-16- انواع اخلاط موجود در خون118
4-17- علائم غلبه اخلاط118
4-17-1- نشانه هاي غلبه صفرا118
4-17-2- نشانه هاي غلبه ي خون119
4-17-3- نشانه هاي غلبه ي بلغم119
4-17-4- نشانه هاي غلبه سودا119
4-18- نقش اخلاط در بدن120
4-18-1- خلط دم120
4-18-2- خلط بلغم120
4-18-3- خلط صفرا121
4-18-4- خلط سودا.122
4-19- بازنمايي‌هاي اوليه‌ي اخلاط چهارگانه به عنوان يک مدل شخصيتي123
4-20- اخلاط از ديدگاه دانشمندان125
4-20-1- طبيعت چهارگانه125
4-20-2- نظريه آيزنک126
4-20-3- نظريه پاولوف129
4- 21- اخلاط، مزاج و جرم129
4-21-1- دماي بدن131
4-21-2-تيپ يا اندام ( نماي بيروني بدن )132
4-21-3-چگونگي اکثر حرکات بدني و فيزيکي 133
4-21- 4- اعضاء – ويژگي هاي بدني134
4-21-5-وضعيت بيماري در طول زندگي135
4-21-6-سازگاري با دماي محيط/ درجه حرارت محيط136
4-21-7-موي سر137
4-21-8-پوست138
4-21-9-رگ هاي زير پوست139
4-21-10- پرخاشگري140
4-21-11-توانايي خطر کردن – ريسک پذيري 141
4-21-12-جنجال و جرو بحث142
4-21-13-بلند پرواز 143
4-22-توضيح داده ها144
4-22-1-تشخيص مزاج144
4-22-2-تشخيص خلط145
4-23- بررسي فرضيه‌ها146
فصل پنجم نتيجه‌گيري
5-1- پيشنهاداتي براي تحقيقات بعدي – زمينه براي ديگر محققان160
فهرست منابع162
چکيده انگليسي ……………………………………………………………………………………………………………………….173
فهرست جدول‌ها
عنوان صفحه جدول 3-1- اهميت نقش تيپ استخواني ( صفراوي ) در جرم زايي از منظر “شواب و سازا”70
جدول 3-2- نقش تيپ لاغر اندام ها ( صفراوي ) در جرم زايي از منظر ” دوگريف”70
جدول 3-3- نقش تيپ مزومورفي ( صفراوي ) در جرم زايي از منظر ” شلدن “72
جدول 3-4-: ارتباط فيزيک بدن و خلق وخوي از منظر شلدن و توفق تيپ مزومورف ( صفراوي ) در ايجاد ناسازگاري73
جدول 3-5- همبستگي بين رفتار وشکل ظاهري بدن يا سيما شناسي از منظر شلدن77
جدول 3-6-همبستگي بين مولفه‌هاي مربوط به سيماشناسي78
جدول 3-7- همبستگي بين مولفه‌هاي مربوط به منش شناسي78
جدول 3-8- همبستگي بين ويژگي‌هاي بدني و ويژگيهاي رواني78
جدول 3-9- بررسي تطبيقي نظريات کرچمر و شلدن با تيپ شناسي بقراطي79
جدول 3-10- درصد فرزند خواندگان مجرم مذکر در ارتباط با مجرم بودن والدين84
جدول 4-1- مزاج فصول و سن116
جدول 4-2- مزاج واخلاط در ابعاد گوناگون122
جدول 4-3- ارتباط چهره ها با اخلاط چهار گانه از منظر مونتگومري123
جدول 4-4- ارتباط شخصيت با طبيعت هاي چهارگانه از منظر دانشمدان123
جدول 4-5- مدل چهار خلقي بر اساس اخلاط چهار گانه از منظر ” آبراهام ميرسون”124
جدول 4-6- ارکان يا عناصر چهار گانه از منظر “بورلند”126
جدول 4-7- ارکان يا عناصر چهار گانه از منظر “آيزنگ”127
جدول 4-8- اخلاط چهار گانه ازمنظر ” گولان- وور ، 1990″128
جدول 4-9- جدول توصيفي مربوط به دماي بدن افراد بزهکار131
جدول 4-10- جدول توصيفي مربوط به تيپ افراد بزهکار132
جدول 4-11- جدول توصيفي مربوط به حرکات افراد بزهکار133
جدول 4-12- جدول توصيفي مربوط به اندام افراد بزهکار134
جدول 4-13- جدول توصيفي مربوط به وضعيت بيماري افراد بزهکار135
جدول 4-14 – جدول توصيفي مربوط به سازگاري با دماي محيط افراد بزهکار136
جدول- 4-15- جدول توصيفي مربوط به موي سر افراد بزهکار137
جدول 4-16- جدول توصيفي مربوط به وضعيت پوست افراد بزهکار138
جدول 4-17- جدول توصيفي مربوط به رگ هاي زير پوست افراد بزهکار139
جدول 4-18- جدول توصيفي مربوط به پرخاشگري افراد بزهکار140
جدول 4-19- جدول توصيفي مربوط به اعتماد به نفس افراد بزهکار141
جدول4-20- جدول توصيفي مربوط به جنجال و جر و بحث افراد بزهکار142
جدول 4-21- جدول توصيفي مربوط به ويژگي بلند پرواز بودن افراد بزهکار)143
جدول 4-22- جدول توصيفي مربوط به تشخيص مزاج144
جدول 4-23- جدول توصيفي مربوط به تشخيص خلط145
جدول 4-24- آزمون آنوا براي تعيين آزمودن تفاوت بين طبايع در بزهکاران146
جدول 4-25- جدول پس آزمون توکي146
جدول 4-26- آزمون آنوا براي تعيين آزمودن تفاوت بين اخلاط در بزهکاران147
جدول 4-27- جدول پس آزمون توکي مربوط به اخلاط 147
جدول 4-28- جدول زمون کاي اسکور مربوط به ظاهر افراد 148
جدول 4-29- جدول آزمون کاي اسکور مربوط به اندام 149
جدول 4-30- جدول آزمون کاي اسکور مربوط به حرکات 150
جدول 4-31- جدول آزمون کاي اسکور مربوط به اعضاي ويژگيهاي بدني 151
جدول 4-32- جدول آزمون کاي اسکورمربوط به پوست 152
جدول4-33- جدول آزمون کاي اسکور مربوط به بيماري 153
جدول 4-34- جدول آزمون کاي اسکور مربوط به دماي محيط 154
جدول 4-35- جدول آزمون کاي اسکور مربوط به موي سر155
جدول 4-36- جدول آزمون کاي اسکورمربوط به رگ هاي زير پوست 156
جدول 4-37- ويژگيهاي کلي افراد بزهکار برحسب اخلاط156
فهر ست شكل‌ها
عنوان صفحه
شکل 3-1- مثلث گيلفورد 72
شکل 4-1- نمودار ميله اي مربوط به دماي بدن 131
شکل 4-2- نمودار ميله اي مربوط به تيپ132
شکل 4-3- نمودار ميله اي مربوط به حرکات133
شکل 4-4- نمودار ميله اي مربوط به اندام بدن134
شکل 4-5- نمودار ميله اي مربوط به وضعيت بيماري135
شکل 4-6- نمودار ميله اي مربوط به سازگاري با دماي محيط 136
شکل 4-7- نمودار ميله اي مربوط به موي سر137
شکل 4-8- نمودار ميله اي مربوط به پوست 138
شکل 4-9- نمودار ميله اي مربوط به مرگهاي زير پوست 139
شکل 4-10- نمودار ميله اي مربوط به پرخاشگري140
شکل 4-11- نمودار ميله اي مربوط به ريسک پذيري141
شکل 4-12- نمودار ميله اي مربوط به جنجال و جر بحث 142
شکل 4-13- نمودار ميله اي مربوط به ويژگي ميانه و محتاط بودن143
شکل 4-14- نمودار ميله اي مربوط به تشخيص مزاج 144
شکل 4-15- نمودار ميله اي مربوط به تشخيص خلط 145
چکيده
جرم پديده هولناکي که پديد آمدن آن چه براي بزهکار و چه براي بزه ديده و همچنين جامعه پيامدهاي هولناک و هراس آوري دارد. مطالعات در باب کم و کيف و ابعاد گوناگون جرم را لومبروز از قرن 19 آغاز کرده واين تحقيقات تاکنون ادامه داشته است. زمينه هايي که استعداد بروز جرم را به ميزان زيادي افزايش مي دهد و در شکل گيري اين خلق و خوي تعرض گر نقش دارد يکي از سوالات مهمي است که ذهن مطالعه گران حيطه جرم را همواره به خود مشغول مي کرده است. در اين ميان با نگاهي به گذشته علم و به طور مشخص پس از بقراط با اصطلاحاتي آشنا برخورد مي کنيم (اخلاط، امزاج، ارکان و …) که گويندگان آنها سعي دارند به شکل هاي مختلف بگويند اين سازندگان بدن انسان در شکل گيري انواع خلق و خوها، احساسات و عواطف (به طور مثال خلق و خوي جرم گرايانه) نقش تعيين کننده اي دارند. هدف از متن پيش رو بازشناسي همين موضوع مي باشد. اخلاط اربعه و شکل گيري جرم- آيا بين اخلاط يا طبع هاي چهارگانه صفرا (گرم و خشک) دم (گرم و تر) بلغم (سرد و تر) و سودا (سرد و خشک) و ايجاد خلق و خوي مجرمانه، کميت و حتي کيفيت جرم ارتباط وجود دارد؟ آيا اين موضوع در مطالعات جرم شناسي مدرن نيز مي تواند جايگاهي داشته باشد؟ پاسخ به اين سوالات نيازمند آن بود که به شرح مبسوطي از مفاهيم اصلي اطراف اين موضوع پرداخته شود. مفاهيمي مانند شخصيت و ارتباط آن با موضوع مزاج- تشريح شخصيت جنايي و همچنين امزاج و اخلاط اربعه و تحليل نقش آن در پيدايش بزه- که با دو روش مطالعه کتابخانه اي و ميداني اين موضوع در مورد کنکاش قرار داده ايم. مطالعه ميداني از جامعه آماري پانصد نفر زنداني، زندان اصفهان و نيز مشاهده بيش از پانصد نفر مجرم در دادگستري اين شهر مي باشد. در اين پايان نامه توانسته ايم به اين نتيجه برسيم که بين مزاج افراد بزهکار و غير بزهکار تفاوت معناداري وجود دارد. خروجي حاصل نشان مي دهد که فراواني مزاج دم و صفرا از ساير گروه ها بيشتر بوده و تفاوت معناداري با سودا و بلغم دارد.
واژگان کليدي: جرم، شخصيت،تيپ، مزاج يا طبايع، اخلاط اربعه.

فصل اول
کليات تحقيق
1-1- مقدمه
عصر ما، زمان اضطراب‌ها و گسيختگي‌هاست: دلهره‌هاي دائمي از بديهايي که بيش از پيش ما را نگران مي‌کنند، گسيختگي‌هاي- بيشتر اخلاقي تا مادي- انسان را به خشکسالي تدريجي عواطف و قحطي فضائل بشري انجاميده است. انسان امروز در خطر غرق در اين نگراني‌هاست و تنها اميد به رهائي از آنچه در دايره زمان با تارهاي رنج و زشتي بافته‌اند روشنابخش زندگاني اوست.اين اميد به حقيقت دلبستگي به بقاء صيانت، لياقت و شخصيت آدميست که بيش از هر زمان ديگر و به انحاء مختلف در مخاطره کينه‌توزيها، عداوتها، حقارتها و جاه‌طلبي‌هاي فراوان قرار گرفته، به نحوي که انسان متعالي با گريز از خويش و به تمناي وصل وجودي ديگر، به حيات خود ادامه مي‌دهدتا شايد بديها پايان گيرند و از لابلاي بقعه‌هاي زندگي نور گرم و روشن وجودش را در بر گيرد و از هراس و دلهره دورش نمايد.در ميان بديهاي گوناگون که انسان مضطرب و نگران را در بر گرفته، بزهکاري همچنان عامل چشمگير و دلهره‌آور زمان ماست.وجود “اجتماع” به عنوان يک واقعيت با جرياني دائمي و تقسيم نقش افراد (با اين توضيح که براي هرکس حقي وجود دارد و وظيفه‌اي) ايجاب مي‌کند که جامعه در صلح و آرامش به سر برد.به عبارت ديگر جامعه بايد “ايمني دائمي” را در رگهاي خود حس کند.اما اين آرامش هميشه امکان پذير نيست، چه” حاشيه نشينان اجتماع” اعم از تهديدکنندگان امنيت و بزهکاران با يورش به اين احساس دائمي، ايمني آن را به طور مداوم در خطر قرار مي‌دهند.بنابراين”بزهکار” که به زعم جامعه طغيانگريست عليه مصالح عمومي همچنان دوران قديم”ضد اجتماعي”،” خطرآفرين” و ” ترس‌آور” مي‌نمايد. حکايتي است تقريباً بدين مضمون:” هر روز که از خانه براي رفتن به محل کار خود خارج مي‌شدم پيرزن همسايه را مي‌ديدم که تحمل سالهاي طولاني زندگي قدش را خميده کرده بود و نفسهايش حتي ياراي کشيدن بار سبک تن نحيف او را نداشتند و با اين همه با سبدي در دست راه کوتاه خانه خود را تا مغازه نانوائي که در چند متري آن قرار داشت دور مي‌زد و دور مي‌کرد و با طي مسافتي چند برابر بيشتر از راه کوتاه موجود، خود را به مغازه نانوا مي‌رسانيد.متعجب از اين عمل او، روزي سؤال کردم که چرا راه کوتاهتري را که وجود دارد انتخاب نمي‌کند و خود را بدين رنج و مرارت مي‌کشاند؟
نگاهم کرد و گفت چون نمي‌خواهم هر روز ديوار زندان را که در کنار خانه ماست ببينم و از کنار آن عبور کنم.”
بي ترديد چه کساني رگ‌هاي آزادي خود را بريده‌اند و تنفس در هواي باز و آزاد مخارج را با تحمل در محيط غم گرفته و نامطلوب زندان مبادله کرده‌اند؟ و از زندان، اعدام و ديگر مجازاتهاست که سوالها يکي پس از ديگري به ذهن مي‌رسد:
چگونه است که فردي کلاه ديگري را برمي‌دارد و يا به ناموس انساني ديگر تجاوز مي‌کند و حيات ديگران را ناديده مي‌انگارد؟ براي چه اين کارها را انجام مي‌دهد و در جستجوي چه بدين راه قدم مي‌گذارد؟
بشر از خويشتن مي‌پرسد: چطور مي‌شود که شخص “آزادي” اين گرانبهاترين نعمت وجود را بي‌بها انگارد و کدامين منطق مي‌پذيرد که انسان حيات خود، اين شريفترين موهبت را در گروي لحظه‌اي از احساسات خويش قرار دهد و با دست خود پايان بر دفتر زندگي خويش بنويسد؟ و عقل چگونه توجيه مي‌کند تا بشر، آبرو و حيثيت خود را که سالها براي به چنگ آوردن آن زحمت کشيده و رنج برده به سادگي چون کاغذ پاره‌اي در زباله‌دان بريزد؟
چه در آنجا که فرد با “ديگري” در کشمکش و خصومت است و چه در اينجا که با ” خويشتن” در مجادله و جنگ، ما را به تفکر در پديده جرم و علل آن مي‌کشاند.
جرم و مجرم هنوز از نگرانيهاي عميق بشر سرگشته قرني است که تلألؤ خيره کننده علم را در آن مي‌توان ديد.
دلهره جامعه از بزه و بزهکار بيهوده نيست.چه همچنانکه يکي از جرم شناسان مي‌گويد:”همه مي‌ترسند از اينکه مالشان را به سرقت برند، به ناموسشان تجاوز کنند، کلاهشان را بردارند و آبرويشان را بريزند و جانشان را بگيرند.” و اين ترس نه تخيلي است بافته شده در ذهن و نه تصوري خالي از واقعيت.از سويي ترس و دلهره و از سوي ديگر سؤال و پرسش. چرا جرم و چرا مجرم؟
مروري بر کثرت جرائم در عالم و در کشور ما بازگو کننده اين واقعيت است که بزهکاري يکي از بلاهاي بزرگ امروز ماست اما چرا جرم – چراي جرم ؟ برخي به دنبال آنند که بفهمند چه علت و يا عللي وجود دارد که در جامعه ‌اي معين و با ساختاري مشخص عده‌اي با ارتکاب جرائم زندگي مي‌کنند و گاه زندگي خود را نيز براي اينگونه زيستن از دست مي‌دهند و چگونه است که در چنين جامعه‌اي “الف” و نه “ب” آدم مي‌کشد؟و يا “ج” و نه”دال” سرقت ميکند؟جامعه در اين ميان چه نقشي دارد و چگونه مي‌تواند پيشگيري از جرم نمايد؟ چرا برخي جرائم بيشترند و برخي کمتر؟چرا برخي از نقاط جرم پرور است و برخي نيست؟چرا مردان بيشتر از زنان مرتکب جرم مي‌شوند؟ و چرا با دوران بلوغ بيش از دوره‌هاي ديگر زندگي بحراني است؟آيا اخلاط و مزاج در شکل گيري جرم تأثير دارد و آيا بين تيپ هاي مختلف مزاجي و شکل گيري جرم ارتباطي وجود دارد؟ و بالاخره همانطور که گفته شد چگونه است که مجرم با ارتکاب جرم هم خود را دچار خطر مي‌سازد و هم ديگري را؟ و بسياري از چراهاي ديگر که قرنها بي‌جواب مانده بود.
علم جوان جرم شناسي کوشش مي‌کند تا به اين پرسشها و بسياري ديگر در حد توان پاسخ گويد.جرم‌شناسي به عنوان شاخه‌اي از علوم اجتماعي به دليل تحول سريع علم در قرن اخير سعي در شناخت علمي قسمتي از مسائل تخيلي بشر کرده و به ويژه همّ خود را بر توجه علل وقوع جرم معطوف داشته است بي‌آنکه گرفتار تخيلات تازه‌اي شود و يا دستخوش پيش‌داوريهاي زودگذر گردد.در اين راه جرم‌شناسان نه مدعي شناخت همه علتها هستند و نه اميدوار به نتيجه‌بخش بودن همه درمانها، بلکه کوشش ايشان در حد امکان و استطاعت کمک به ديگر علما،کارشناسان و متخصصان علوم انساني و اجتماعي است تا بتواند اولا با شناختن علل جرم، اقدامات پيشگيرنده‌اي براي مصونيت جامعه از بزه پيدا نمايند و با تفسير و تجربه نتايج حاصله در تکميل اين اقدامات موفق شوند ثانياً انسان مجرم را بشناسند و وبدانند براي چه مرتکب جرم شده و چگونه مي‌توان او را براي بازگشت به جامعه آماده کرد، ثالثاً مجازاتها و به خصوص زندان را با اقداماتي جدي به محيطي درماني و تربيتي تبديل کنند تا کيفر بيش از آنکه جرم‌پرور باشد، اصلاح کننده گردد، که نتيجه اين شناخت و درمان هم به نفع مرتکب جرم است و هم جامعه را مصون خواهد داشت و نيز تلاش نمايد تا از تدابير و اقداماتي پيشگيرنده به جاي مجازاتها بهره‌گيري کنند.
هراس از شناخت درد ما را از برخورد با واقعيات دور مي‌سازد،چه ناشناخته رها کردن ناهنجاريها از ترس مورد سؤال قرار گرفتن و عدم توانايي براي پاسخ دادن بيشتر هراس انگيز است تا شناختن خلل و آسيبها و درمان آنها.
پايان نامه‌اي كه پيش رو داريد مقدمه و رهنمودي است در اسلوب شناخت عوامل و علل بروز و پيدائي دردها، بيماريها، ضايعات انساني، ريشه‌هاي ناسازگاري و نابساماني و آسيب‌هاي اجتماعي به نام بزهكاري.
شايد بتوان گفت نگارنده پس از صدها سال بار ديگر سراغ موضوعي شگرف و تأثير گذار آمده است. موضوعي كه اگرچه بسيار تنها و غريب در معركه علم تجربي به گوشه‌اي رانده شدهاما اين غربت چيزي از تأثيرگزاريش و عمق و نگاه زيركانه‌اش كم نمي‌كند – اخلاط اربعه – آري، مزاج و اخلاط اربعه تاثير ه بر روي جرم دارد. موضوع اين پايان نامه است، مي‌خواهيم اين موضوع را مورد بازشناسي قرار دهيم كه آيا بين نبض قوي و پر قدرت (مزاج گرم) و بروز جرم ارتباط وجود دارد؟ آيا بدن افراد سردمزاج و ضربان ضعيف و سست آنها ونوع خاصي از جرم‌ها را در پي خواهد داشت؟
آيا اخلاط اربعه (صفراء – دم – بلغم و سوداء) و نوع خاص از سوخت و ساز يا فعل و انفعالات شيميايي كه بر مي‌انگيزد با كميت و كيفيت جرم و بزه ارتباط دارد؟ و در ادامه سيستم اسيدي و بازي چيست؟ در اين پايان نامه ابتدا به تعريف جامعي شخصيت دست مي‌يابيم. عناصر و اركان تشكيل دهنده و هم‌چنين انواع طبقه‌بندي آن را بررسي مي‌كنيم و در عش دوم به مركز ثقل بحث خود يعني تيپ شناسي يا همان اخلاط اربعه و جرم مي‌پردازيم.
بسيار واضح است قبل از انکه به موضوع اخلاط يا مزاج بپردازيم بايد از کل به سمت جزء برويم. اخلاط و مزاج جزئي از شخصيت محسوب مي شود. دانشمندان و پژوهشگران که در طبقه بندي شخصيت و تعريف آن به تأثير تن و خصوصيات آن توجه داشته اند شخصيت را به مزاج هاي مختلف طبقه بندي کرده اند. بنابراين مناسب است قبل از ورود به بحث اخلاط و مزاج تعريف جامع و خاصي از بحث شخصيت به عنوان يک موضوع مادر و کلي بپردازيم.
1-2- بيان مسئله
طبق آمار سال 1378 حدود نزديک به 160 هزار زنداني در زندان هاي ايران بوده اند که نزديک به 90هزار تن از آنها درارتباط با مواد مخدر دستگير گرديده بودند. 10 سال بعد نيز در تابستان 1388 يکي از مسئولين قوه قضائيه کشور اعلام کرد که سالانه هشت ميليون پرونده در دادگستري ثبت گرديده است (عبدي و همکاران،1388). بديهي است که هر پرونده به طور عادي دو طرف دارد و شايد بتوان گفت 16 ميليون نفر از مردم به دادگستري مراجعه مي کنند و اين يعني به طور متوسط حدوداً هر خانوار سالانه يک بار به دادگستري رفت و آمد دارند. اگر اين رقم را با رقم مجرميني که خارج از زندان هستند و ارقام مخفي بزهکاري در ايران بررسي کنيم متأسفانه با افزايش بزهکاري مواجه هستيم که اگرچه نمي توان از لفظ بحران در حد فعلي صحبت کرد اما شرايط جامعه شرايطي شبه بحراني را در جامعه ايجاد کرده است که مي توان لااقل به نوعي از اصطلاح جامعه جرم انگيز استفاده کرد.
بديهي است در چنين جامعه اي و انتشار چنين اخباري نياز به علومي مانند جرم شناسي والبته علوم وابسته بيش از پيش احساس مي شود. علومي که مباحث ومفاهيم مربوط به جرم واصطلاحاتوابسته را شرح و بسط دهد. علومي که به سوالات فعالان علوم اجتماعي و علوم انساني در حوزه پيشگيري، درمان و کنترل جرم پاسخ جامعه و کاملي بدهد- سوالاتي از قبيل:
نحوه تشکيل شکل گيري جرم چگونه است؟
چرا در برخي جوامع يا در برخي قوميت ها جرم بيشتر به وقوع مي پيوندد و در بعضي از آنها کمتر اتفاق مي افتد؟
چرا مردان بيش از زنان مرتکب جرم مي شوند؟
چرا دوران بلوغ بيش از دوران هاي ديگر بحراني و مستعد بروز جرم مي باشد؟
چگونه است که انساني با ارتکاب جرم هم خود را و هم ديگري را به خطر مي اندازد؟
و بسياري از سوالات ديگر که دانستن پاسخ جامع و کامل آنها به مديريت، کنترل والبته پيشگيري از ارتکاب جرم و تدوين برنامه اي در راستاي اين هدف کمک شاياني خواهد کرد.
علم جوان جرم شناسي همواره کوشش مي کند در حد توان به اين پرسش ها پاسخ گويد. البته علماي جرم شناسي اذعان دارند نتيجه‌بخش بودن همه درمان ها و راهکارها منوط به شناخت کامل درد و بيماري هاست. اين شناخت کامل هم به نفع مرتکب جرم است و هم جامعه را مصون خواهد کرد. اما واقعاً براي پاسخ به سوالات پيش رو و شناخت کامل درد بايد چه کرد؟ چگونه بايد درد را واکاوي کرد تا پس توانست مرهمي به کار بخور توليد کرد.
امابه راستي درد چيست؟ شايد بتوان گفت دريک جمله درد يعني همان عوامل جرم زا يا علل پيدايش جرم و مجرم. همان علل و زمينه اي که از بين الف و ب الف ر مجرم، تبهکار، مرتکب و ب را غير جرم و سالم مي کند. برخي عوامل جرم زا را به اين گونه تقسيم کرده اند:
1- عوامل دروني 2-عوامل بيروني
در توضيح عوامل بيروني بايد چنين گفت که منظور از اين عوامل محيط، سطح اقتصاد، فرهنگ و اجتماعي دانست که دراين جا موضوع بحث ما نيست. ما سعي داريم يکي از چندين عوامل دروين را در اين پايان نامه به بحث و تبادل نظر بگذاريم.
وقتي نگاهي به ساير عوامل دروني ايجاد کننده جرم نگاه مي کنيم شايد بتوان همه آنها را در يک واژه خلاصه کرد. واژه اي که در عين کوتاهي وتلخيص خود بيانگر موضوعات و مفاهيم گستردهاي باشد. پس از واکاوي واژه هاي بسيار جامع ترين و بنياني ترين واژه همان شخصيت است- شايد بتوان گفت شخصيت و کم و کيف خاص آن محور اصلي عوامل دروني ايجاد گستره جرم خواهد بود- شخصيت علت العلل شکل گيري جرم و مجرم است- در تعريف شخيصت هر کسي به گونه اي سخن گفته است.
اما واقعاً شخصيت چيست؟ چه چيزهايي بر روي هم شخصيت را شکل مي دهد؟
مبحث شخصيت و جرم از زمان بقراط تاکنون در تحقيقات، تأليفات و مقالات زيادي توسط دانشمندن گوناگون به تبادل نظر گذاشته شده است و از آن زمان تاکنون اين مسأله مطرح بوده است. اما به اعتقاد نگارنده شايد بتوان براي تعريف جامع و کامل شخصيت به تعريف زير اشاره کرد:
شخصيت را مجموعه ويژگي هاي جسمي، رواني، عاطفي و اجتماعي در افراد توصيف مي کنند و بنابراين آنچه به وجودآورنده اين ويژگي ها به شمار مي آيد شخصيت ناميده مي شود.

1-3- پيشينه تحقيق
در ارتباط با زمينه بنيادين پژوهش حاضر تحقيقاتي انجام شده است، سالهايي كه لومبروزو پزشك نظامي، استاد دانشگاه و بنيانگذار انسان شناسي جنايي مولف كتاب مشهور مرد جنايتكار تئوري جرم شناسي زيستي را مطرح كرد. تئوري كه معتقد است مجرمان داراي 20 علائم جسماني و 14 علائم رواني مي‌باشند. با نگاهي به مجموعه 34 علائمي كه او گفته (نگاه تند و خشمگين، آروااره بزرگ و پرحجم، صورت دراز پهن و بي‌تقارن، پا بزرگ و بي‌تناسب، فقدان پيش‌بيني، خيال پردازي و …) مي‌توان به راحتي اذعان داشت كه او نيز اگر چه با اصطلاحات خودش اما در واقع دارد خصوصيات گرم مزاجان را برمي‌شمرد. به هر حال او اولين شخصي است كه خود مي‌گويد سالها در ميان اجساد مردگان و زنده‌ها به تحقيق پرداخته تا عاقبت ضمن مشاهده يك رشته نابهنجاريها در پشت سر يا مغز مياني و … توانسته مسأله طبع را به عنوان منشأ جنايات تدوين و تحليل كند. (كي‌نيا ،1388) پس از او نظريه پردازان ديگري با نامهاي هوتن، دي توليو، شواب و سازا-پا به عرصه اين دست از مطالعات نهادند اما شايد بتوان از بين همه به دو تن از برترين نظريه‌پردازان كه تئوريشان شباهت بيشتري به اخلاط اربعه دارد اشاره كرد. “كرچمر و شلدون”، كرچمر در اوايل قرن بيستم ظهور كرده است. او استاد دانشگاه زوريخ آلمان بود. از 167 جلد كتاب كه بيشتر در زمينه علوم رواني مي باشد منتشر شده است. طبقه‌بندي را كه او از مجرمان ارائه كرده است. در كتابي به نام “ساخت بدن و منش” مورد بررسي قرار داده است همچنين طبقه‌‌بندي او پس از همه طبقه‌بندي‌ها توجه جرم شناسان بعد از خودش به جلب كرده است. او در اين طبقه‌بندي از سه تيپ ياد مي‌كند، تيپ استخواني، تيپ شكمي و تيپ عضلاني يا سخت پيكران- او اينگونه بيان مي‌كند:
“كه بالاترين رقم تبه‌كاران مربوط به استخواني‌ها و پس از آن سخت پيكران و در رديف پايين‌تر، رقم مربوط به شكمي‌ها مي‌باشد”(كي نيا،1388) او براي استخواني‌ها و سخت پيكران علائمي مانند : قدي بلند، بدني لاغر، عصلاني نيرومند، استخوان بندي محكم، خيال پرور، پريشان احوال و بدبين را ذكر مي‌كند كه بعضا با علائم ذكر شده براي مزاج گرم مطابقت دارد. حال جالب آنكه: او وقتي مي‌خواهد در مورد فربه تنان (يا همان سرد مزاجان) صحبت كند از علائمي مانند: شكم برآمده- سري گرد- عضلاني نرم- انباشته از مواد چربي- بشاش- خوش بين سخن مي‌گويد، به نظر مي‌رسد تفاوت با ديدگاه كرچمر با تئوري اخلاط اربعه ناديده انگاشتن مزاج سودا توسط او مي‌باشد (كي‌نيا ،1383). و اما شلدون آخرين نظريه‌پردازي است كه مي‌خواهيم نظريه‌اش را با تئوري اخلاط اربعه مقايسه كنيم.
صفرا ، سودا ، دم و بلغم که از آنها تحت عنوان اخلاط اربعه ياد مي شود در جوامع مختلف نمود عيني داشته است. حسب اين موضوع تحقيقات گسترده اي انجام شده است که غالباً مويد اثرگذاري در تعيين و تيپ شناسي هاي شخصيتي و خلق و خوي افراد ايجاد مي کند. اين مسئله به وضوح در تحقيقاتي که از ابتدا توسط ابن سينا در کتاب “قراضب طبيعيات و الشفاء ” (1332-1404 ق) و پس از آن توسط فيلسوف بزرگ ملاصدرا در “اسرارالايان و مفاتيح العيب ” (1360-1363) و پس از آن در عصر جديد شاهد تحقيقات گسترده اي توسط دکتر علي ابوالحبيب در سه جلد کتاب به عنوان “دوره طب سنتي و تغذيه و شناخت طبايع” دکتر خداداي در کتاب “کليد ورود به طب قديم” و دکتر محسن ناصري و همکاران با عنوان “مروري بر کليات طبع سنتي ايران ” و سلسله مقالاتي نيز توسط پژوهشگراني با عنوان بازخواني مفهوم مزاج بر پايه پزشکي مدرن و تعريف مزاج در طبع قديم و مقالاتي ديگر با عناوين مختلف که هر يک به بازخواني مزاج ، اخلاط و نقش آنها در بدن انسان و از همه مهمتر اثبات علمي مزاج به رشته تحرير در آمده است.
1-4- ضرورت انجام تحقيق
از آنجايي که نظريات گوناگوني (جامع شناسي، زيست شناختي و …) در مورد جرم، شکل گيري جرم، انواع جرم، و شيوه هاي کنترل مجرمين تحقيقات گوناگوني انجام داده اند به نظر مي رسد بازشناسي تئوري اخلاط اربعه مي تواند هم کاربرد و هم جذابيت خاص خود را داشته باشد.
اخلاط اربعه، طبع و مزاج افراد يکي از ابعاد مهم در شکل گيري شخصيت مي باشد که همچنين به ايجاد خلق و خوهاي متفاوت و رفتارهاي گوناگون مي انجامد و البته از همه مهم تر روش هاي شناسايي و نيز کنترل مديريت آن بسيار به راحتي انجام پذير است. به اعتقاد نگارنده اثبات ارتباط جرم و مزاج مي تواند به اثبات اين نکته نيز کمک کند که مزاج هاي خاص در حالت عدم تعادل مي تواند خود را مستعد انجام جرم هايي کند يا به اصطلاح بعضي از مزاج ها جرم خيز هستند. اثبات اين مقدمات کمک مي کند تا بتوانيم شايد از اين گذر و از اين نگاه تازه و زاويه جديد پاسخ به پرسش هاي زيادي در دنياي جرم شناسي بدون پاسخ مانده را پاسخ دهيم.
1-5- اهداف
– نگاهي از زاويه جديد به پديده جرم، تعريف، شکل گيري آن وتسهيل سازي کنترل جرم و پيشگيري براي ارتکاب آن توسط خود مجرم/ خانواده مجرم / نهادهاي اجتماعي
– تحليل اخلاطي جرم براي اولين بار و ترسيم جدول اخلاط و جرم و تحليل مزاجي مجرمين و ترسيم نمودارهاي تحليلي مزاج شناسي مجرمين پس از تغيير و مشاهده پرسش نامه هاي تکميل شده توسط هشتصد مجرم در مطالعه ميداني انجام شده.
– اثبات ارتباط جرم، شخصيت و مزاج در يک مطالعه ميداني و همچنين تأثير مزاج بر شکل گيري جرم در شخصيت هاي مستعد بروز جرم
– ارائه پيشنهاداتي جهت کنترل و پيشگيري براي ارتکاب جرم و کمک به فرد براي تنظيم تعادل اسيدي و بازي جسم خود به نحوي که اين امر بتواند به مديريت فرد بر جرم کمک کند.
1-6- سوالات پژوهش
1- آيا بزهکاران داراي ويژگي هاي جسماني و بدني خاصي مي باشند؟
2- آيا بزهکاران داراي خلق و خوي خاصي مي باشند؟
3- آيا ويژگي هاي جسماني، بدني و خلق و خوي مجرمان به گونه اي است که بتوان آنان را در طبقه بندي مزاج ها در يک مزاج خاص قرار داد؟
4- آيا مزاج هاي گوناگون مي تواند يکي از زمينه هاي شکل دهندي جرم محسوب شود.
1-7- فرضيه ها پژوهش
– با مطالعه و مشاهده ويژگي هاي بدني و جسماني بزهکاران به وضوح مشاهده مي شود که غالب آنها داراي ويژگي هاي خاصي مي باشند. به طور نمونه مي توان قد بلند و کشيده ، لاغر اندام را برشمرد .
– با مطالعه و مشاهده ويژگي هاي خلق و خوي بزهکاران به وضوح مشاهده مي شود که پرخاشگري، ريسک پذيري، اعتمادبه نفس بالا و جنجال و جرو بحث از ويژگي هاي خاص اين گروه از افراد مي باشد.
– پس از کنار هم قرار دادن و علائم خاص بدني، جسمي و خلق و خوي بزهکاران و مطالعه تطبيقي اين علائم با علائم مزاج هاي چهارگانه به وضوح مشاهده مي شود اين علائم همان علائمي مي باشد که در تئوري مزاج هاي اربعه براي مزاجهاي گرم يعني صفرا و دم آورده مي شود.
– از مجموع دو فرضيه قبل مي توان اين گونه استنباط کرد که مزاجهاي گرم زمينه ي مستعددي براي بروز جرم را فراهم و اخلاط گرم نيز امکان بروز آن را بالا مي برد.
1-8- روش تحقيق و نمونه گيري
روش تحقيق در هر پژوهش با توجه به نوع موضوع مشخص مي شود در پژوهش حاضر به منظور آزمايش تجربي فرضيه هاي تحقيق با بهره گيري از روش تصادفي ساده سعي شده است که از طريق بررسي ويژگي هاي شاخصي که هر مزاج داراي آن مي باشد ارتباط يا تطبيق اين ويژگي ها و علائم در ابعادي از يک شخص مجرم بررسي و ارتباط بين آنها تبيين و تشريح شود. روش نمونه گيري در اين پژوهش براي گروهي از زندانيان زندان اصفهان به صورت انتخاب تصادفي بوده است بدين صورت که از ميان مرتکبان جرائم عمد از هر دو جنس مرد و زن به صورت تصادفي انتخاب شدند سپس پرسش نامه اي که توسط گروهي از پژوهشگران عرصه ي طب تائيد و جهت بررسي ويژگي هاي مزاج شناسي افراد از آنها استفاده شده است.در شرايط محيطي يکسان در ميان پانصد نفر از زندانيان توزيع و اجرا شده در اين پرسش نامه که نمونه اي از آن در پيوست آمده است فرد پاسخگومي تواند از ميان ساير علائم و نشانه هاي موجود آن دسته از علائم و نشانه هايي را که به آن احساس قرابت بيشتري مي کند را علامت بزند اين پرسشنامه حاوي مقياس هايي براي سنجش علائم ظاهري اعم از : دماي بدن ، اندام ، حرکات بدني ، اعضاء ، وضعيت بيماري ، سازگاري با دماي محيط ، موي سر ، پوست ، رگ هاي زير پوست و همچنين سنجش خلق و خو شامل : پرخاشگري ، ريسک پذيري ، جدال و جر و بحث ، و بلندپروازي طراحي گرديده است.
1-9- ساماندهي تحقيق
در فصل اول، کلياتي از قبيل ضرورت و اهميت انجام تحقيق ،سوالات و فرضيه هاي پژوهش بررسي خواهد شد، و از آنجايي سخن گفتن در باب شخصيت براي داخل شدن در بحث اصلي يعني امزاج و اخلاط بسيار ضروري است و به همچنين که امزاج و اخلاط يکي از ابعاد تشکيل دهنده شخصيت به شمار مي آيند اين ضرورت دو چندان مي شود. که در فصل دوم و سوم به طور تقريباً مفصل به شرح مفاهيمي در حوزه شخصيت و سپس ارتباط شخصيت و جرم پرداخته ايم. مفاهيمي مانند: عواملي که به وجود آورنده شخصيت هستند کدامند؟
دو



قیمت: تومان


پاسخ دهید