بسم الله الرّحمن الرّحيم
دانشگاه علوم ومعارف قرآن كريم
دانشكده تفسير و معارف قرآن كريم قم
موضوع :
عوامل و موانع اجراي عدالت اجتماعي از منظر قرآن كريم
و نهج البلاغه
كارشناسي ارشد رشته تفسير قرآن
استاد راهنما:
حجة الاسلام والمسلمين دكترعلي فتحي
استاد مشاور:
حجة الاسلام والمسلمين دكتراسماعيل سلطاني
دانشجو:
فاطمه لطفي
زمستان90
جامعة العلوم و معارف القرآن الکريم
کلية التفسير و معارف القرآن الکريم (قم)
رسالة الماجستير
موضوع:
الاسباب و الحواجز في تنفيذ العدل الجتماعي من رؤية
القرآن الکريم و النهج البلاغة
الاستاذ المشرف:
حجة الاسلام و المسلمين دکتور علي فتحي
الاستاذ المساعد:
حجة الاسلام و المسلمين دکتور اسماعيل سلطاني
المحقق:
فاطمه لطفي
الشتاء 1432
تقديم
“يَأَيهَُّا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنَا بِبِضَعَةٍ مُزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَيْنَا إِنَّ اللَّهَ يجَْزِى الْمُتَصَدِّقِينَ”
“اى عزيز، به ما و خانواده ما آسيب رسيده است و سرمايه‏اى ناچيز آورده‏ايم. بنابراين پيمانه ما را تمام بده و بر ما تصدّق كن كه خدا صدقه ‏دهندگان را پاداش مى‏دهد.”
نوشته حاضر را به عنوان بضاعة مزجاة تقديم مي كنم به:
موعود اديان، عدالت گستر هستي، منجي عالم بشريت،
حضرت مهدي صاحب الزمان (عجّل الله تعالي فرجه الشّريف)
تقدير وتشكر
در ابتداي كلام خداوند متعال را شاكرم كه توفيق قدم نهادن در مسير قرآن را به بنده حقير عطا نمود.
از خانواده گرامي و والدين عزيزم كه با تحمل زحمات فراوان در راه پيشرفت درسي و قرآني مشوقم بودند، صميمانه سپاسگذارم.
از استاد محترم راهنما حجت الاسلام دكتر فتحي و استاد محترم مشاور حجت الاسلام دكتر سلطاني كه من را در نگارش اين مقاله ياري نمودند، كمال تشكر را دارم.
چكيده
عدالت و اجراي آن همواره مورد توجه تمام مكتب ها، از گذشته تاكنون بوده است. تفاوت مكتب اسلام با ديگر مكاتب آن است كه، اسلام دو مؤلفه حق و تكليف را ملازم يكديگر قرارداده، آنجا كه تكليفي واجب شده، به دنبال آن حقي نيز بر آن مترتّب شده است و رعايت حقوق و تكاليف متقابل را شرط اجراي عدالت قرار داده است.
قرآن كريم فلسفه تشكيل حكومت ها و بعثت انبياء(عليهم السّلام) را اقامه قسط و عدل و حل اختلافات گوناگون ميان بشر دانسته و عدالت را ميزان تعادل بخشي زندگي بشري ناميده است؛ لذا در زمينه اجراي عدالت در جامعه فرامين بسياري دارد. از جمله اين فرامين امر به تقواي فردي، وضع و اجراي قوانين عادلانه و رسيدگي به ضعفاي جامعه است.
مولاي متقيان حضرت علي(عليه السّلام) عدالت را نه تنها يك تكليف، بلكه ناموس الهي مي داند. در نهج البلاغه ايشان، عدالت به عنوان يك فلسفه و نظريه اجتماعي سياسي، مورد توجه قرار گرفته است. از اساسي ترين مظاهر عدالت در نظر امام علي (عليه السّلام) رعايت مساوات است. بيشترين اوامر ايشان به كارگزارانشان، درباره لزوم رعايت مساوات و اجراي عدالت بين اقشار مختلف مردم است.
از جمله اساسي ترين عوامل اجراي عدالت مي توان به حاكميت قانون عادلانه در جامعه ، دينداري وتقواي افراد جامعه،رسيدگي به محرومان ومستضعفان جامعه، حكومت حكمرانان عادل،نظارت همگاني و… اشاره نمود. موانع اجراي عدالت نيز مواردي از قبيل نبود قانون عادلانه، حكومت جور، انسان محوري و سودگرايي، دنيا طلبي حكام و استثمار و انحصار گرايي و…. مي باشند.
واژگان كليدي: قرآن كريم، نهج البلاغه، عدل، عدالت اجتماعي، قسط، مساوات، ظلم.
فهرست مطالب
عنوانصفحه
مقدمه1
فصل اوّل: كلّيات و مفاهيم3
1-1-كليّات4
1-1-1- بيان مسأله4
1-1-2- علت انتخاب موضوع و اهميت و فايده آن4
1-1-3- سابقه پژوهش4
1-1-4- سؤال اصلي پژوهش5
1-1-5- سؤالات فرعي پژوهش5
1-1-6- فرضيه‌هاي پژوهش6
1-1-7- پيش‌فرض‌هاي پژوهش6
1-1-8- اهداف پژوهش6
1-1-9- روش پژوهش6
1-1-10- روش‌گردآوري اطلاعات و داده‌ها6
1-1-11- جنبه جديد بودن موضوع7
1-1-12- نتايج علمي و عملي تحقيق7
1-2- مفهوم شناسي عدالت اجتماعي8
1-2-1- معناي لغوي عدالت10
1-2-2- واژه هاي همسو: قسط، مساوات و انصاف11
قسط11
تفاوت قسط و عدل12
مساوات13
فرق بين مساوات و عدالت14
انصاف15
1-2-3- واژه هاي مقابل عدل15
ظلم15
تجاوز18
1-2-4- مفهوم اصطلاحي عدالت و عدالت اجتماعي19
1-2-4-1- مفهوم اصطلاحي عدالت20
1-2-4-2- مفهوم اصطلاحي عدالت اجتماعي25
1-2-5- ديدگاه انديشمندان غير مسلمان درباره عدالت27
فصل دوم: عدالت اجتماعي در قرآن كريم ونهج البلاغه…………………………………………………………..33
2-1- عدالت اجتماعي و جايگاه آن34
2-1-1- عدالت، اصل ثابت قرآني35
2-1-2- عدالت، فلسفه بعثت پيامبران37
2-1-3- عدالت قرآن، عدالت همه جانبه39
2-2- عدالت و انواع آن40
2-2-1- عدل الهي40
آيات ناظر به عدل الهي42
2-2-2- عدالت بشري46
آيات ناظر به عدالت بشري47
عدل فردي48
عدل در روابط خانوادگي48
2-2-3- عدالت اجتماعي50
آيات ناظر به عدالت اجتماعي53
عدالت اقتصادي54
عدالت قضايي54
عدالت سياسي55
2-3- عدالت از ديدگاه امام علي(عليه السّلام)58
فصل سّوم: عوامل اجراي عدالت اجتماعي از منظر قرآن كريم و نهج البلاغه……………………………….62
3-1- عوامل اجراي عدالت اجتماعي از منظر قرآن کريم64
3ـ1ـ1ـ حاکميت قانون عادلانه الهي در جامعه64
3ـ1ـ2ـ اجراي دقيق حدود و قوانين الهي68
3-1-3- دينداري و تقواي افراد جامعه74
3 -1-4- رسيدگي به محرومان و مستضعفان77
3-1-5- شايسته سالاري87
ويژگي هاي لازم براي انتخاب افراد شايسته87
3-1-6- نظارت عمومي91
3-1-7- تعهد متقابل95
3 ـ2ـ عوامل اجراي عدالت اجتماعي از منظر نهج البلاغه98
3-2-1- حكمران عادل101
3 -2-2- نظارت همگاني104
پند و اندرز كارگزاران105
بي نياز ساختن كارگزاران105
بازرسي مخفيانه از كارگزاران106
تقويت روحيه انتقاد پذيري107
3ـ 2 ـ 3 ـ منش عادلانه حاكمان109
مردمداري111
سعي در كسب رضايت عموم مردم112
رعايت مساوات114
تساوي در برابر قانون و قضا120
3 ـ 2 ـ 4 ـ حقوق متقابل مردم و حاكمان121
وظايف حكومت در قبال مردم125
فصل چهارم: موانع اجراي عدالت اجتماعي از منظر قرآن كريم ونهج البلاغه…………………………….130
4-1- موانع اجراي عدالت اجتماعي از منظر قرآن کريم132
4-1-1- نبود قانون عادلانه133
4-1-2- حکومت جور136
4-1-3- مادي گرايي و انسان محوري140
4-1-4- سود گرايي و سرمايه داري نامطلوب142
كم فروشي146
اختلاس147
4-1-5- تبعيض نژادي و اختلاف طبقاتي148
4-2- موانع اجراي عدالت اجتماعي از منظر نهج البلاغه153
4-2-1- حکومت جور153
4-2-2- دنيا طلبي حکام157
4-2-3- استثمار و بهره كشي161
4-2-4- سرمايه داري164
4-2-5- انحصار گرايي (خود اختصاصي)166
نتيجه گيري175
پيشنهادات176
فهرست منابع و مآخذ:177
مقدمه
عدل و عدالت اجتماعي از جمله مفاهيم پر معنايي است كه همواره مورد توجه اديان و مكاتب مختلف بوده است .اما اجراي آن همچنان به عنوان آرزويي دست نيافتني به نظر مي رسد؛ آرزويي كه تحقق آن، نيازمند بررسي لوازم اجراي عدالت و موانع پيش روي آن مي باشد.
انديشمندان بسياري در اين مورد قلم فرسايي نموده و آثار مفيدي در رابطه با عدالت و مفهوم آن، پديد آورده اند. آنچه در اين پژوهش مورد نظر است؛ بررسي عوامل اجراي عدالت اجتماعي و موانع اجراي آن از ديدگاه قرآن كريم و نهج البلاغه مي باشد كه به نظر نگارنده تاكنون پژوهشي مستقل و جامع در اين زمينه ارائه نشده است.
قرآن كريم، كتاب جاوداني مسلمانان، بهترين راهنما در مسير اجراي عدالت در جامعه مي باشد. از منظر اين كتاب آسماني عوامل اجراي عدالت اجتماعي مواردي از قبيل حاكميت قانون عادلانه در جامعه، دينداري و تقواي افراد جامعه و رسيدگي به محرومان و مستضعفان مي باشند.
نهج البلاغه ميراث جاويدان امام علي (عليه السّلام)، در بردارنده انديشه ها و رهنمودهاي عدالت محور آن حضرت، در زمينه هاي اخلاقي، اجتماعي و سياسي است. ارائه راهكارهاي اجراي عدالت اجتماعي، از جمله مجاهدت هاي ايشان در جهت ايجاد جامعه اي عادل و فضيلت محور است. اين راهكارها مواردي از قبيل لزوم زندگي عادلانه حاكمان، رعايت حقوق متقابل مردم و حاكمان و نظارت همگاني مي باشند. فقدان هر يك از مؤلفه هاي تشكيل جامعه عادل به عنوان مانعي در راه اجراي عدالت اجتماعي قرار مي گيرد.
با كنار هم نهادن فرامين الهي در قرآن كريم و كلام دومين معصوم، امام علي (عليه السّلام) مي توان تا حدودي به ديدگاه اسلام در رابطه با عوامل اجراي عدالت اجتماعي و موانع اجراي آن دست يافت.
از آنجا كه نسخه هاي نهج البلاغه متفاوت بوده و شمارگان خطبه هاي آنها يكسان نمي باشد، در اين پژوهش از نسخة نهج البلاغه سيد رضي با ترجمه محمد دشتي استفاده شده است.1
قابل ذكر است با توجه به اين كه زبان پايان نامه، فارسي مي باشد؛ سعي شده است در متن از ترجمه متون استفاده شود و در موارد لزوم، در پاورقي به متن عربي ارجاع داده شود.
فصل اوّل:
کليّات و مفاهيم
1-1-كليّات
1-1-1- بيان مسأله
عدل و عدالت مفاهيمي هستند كه در همه مكاتب بشري مورد توجه بوده اند. البته عدالت در جوامع مختلف با نگرش‌هاي گوناگوني تفسير مي‌شود. بعد بشري عدالت، سبب تكامل اخلاقي افراد مي‌شود و بعد اجتماعي آن سبب بهبود روابط انساني و ساماندهي عادلانه جوامع مي گردد.
قرآن به عنوان منشور جامع بشريت در زمينه عدالت اجتماعي و فردي داراي آموزه‌هاي ارزنده‌اي است كه با پيروي از آن مردم، به ويژه مسلمانان به سوي مدينه فاضله رهنمون خواهند شد.
پس از قرآن كريم، اهل بيت پيامبر (عليهم السّلام) به عنوان مفسران واقعي قرآن به تبيين دستورات الهي پرداختند. امام علي (عليه السّلام) امام عدالت و عصمت، در دستورات فراوان ضمن نامه‌ها و خطبه هاي خود، زمامداران و كارگزاران را به اجراي اين اصل مهم اسلامي، امر نموده‌اند؛ دستوراتي كه امروزه نيز همچون چهارده قرن پيش، حلاوت و تازگي خود را حفظ كرده‌اند.
مهم‌ترين نكته در بحث عدالت اجتماعي، اجراي صحيح آن و بررسي عوامل و موانع اجراي آن مي‌باشد؛ لذا پژوهش حاضر بر آن است كه عوامل و موانع اجراي عدالت اجتماعي را از منظر قرآن كريم و نهج ‌البلاغه بررسي نمايد.
1-1-2- علت انتخاب موضوع و اهميت و فايده آن
از آنجا كه در خصوص عوامل و موانع اجراي عدالت از نظر قرآن و نهج‌البلاغه تحقيق جامعي صورت نگرفته است و با توجه به اهميت اجراي عدالت اجتماعي در ميان جوامع، شناسايي عوامل ايجاد عدالت و همچنين موانع پيش روي آن در جامعه، ضرورت مضاعف پيدا مي ‌كند. اين پژوهش تا حد امكان، به بررسي اين مسأله مي پردازد.
1-1-3- سابقه پژوهش
در زمينه عدالت اجتماعي و بررسي مفهوم، موانع تحقق و ديگر مسائل مربوط به آن پژوهش‌هاي پراكنده‌اي انجام گرفته است. از جمله در خلال بحث‌هاي استاد شهيد مطهري به جنبه‌هايي از اين بحث اشاره شده است، برخي از آثاري كه در خصوص عدالت اجتماعي نگاشته شده اند، عبارتند از:
زهيرالاعرجي در كتاب في العدل الاجتماعي و سيد قطب در كتاب عدالت اجتماعي در اسلام هر کدام تا حدي بر گزاره‌هاي قرآني در راستاي اجراي عدالت اشاره كرده‌اند.
در كتاب عدالت اجتماعي در اسلام نوشته سيد جمال‌الدين موسوي از راهكارهاي اجراي عدالت و نمونه‌هايي از آن در سيرة پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم) و امام علي (عليه السّلام) بحث شده ‌است.
4- در كتاب نظرية عدالت، نوشته محمد حسين جمشيدي، به جمع‌آوري نظرات انديشمندان شرقي و غربي در مورد عدالت اجتماعي و بررسي آراء فارابي، امام خميني (ره) و محمد باقر صدر در مورد عدالت اجتماعي و نحوه شكل گيري مدينه فاضله پرداخته شده است.
برخي از پايان نامه‌ها كه در اين موضوع نوشته شده‌اند عبارتند از:
بررسي عدالت فقهي، نوشته محمد جواد سعدي، نظرية عدالت از ديدگاه ابن مسكويه از محمد جواد قنبري و … بيش تر اين آثار به بررسي جنبه‌هايي اختصاصي از عدالت همچون عدالت فردي يا نظريه‌هاي معروف عدالت از ديدگاه انديشمندان پرداخته‌اند و در هيچ يك از آثار ياد شده تحقيقي جامع در خصوص عوامل و موانع اجراي عدالت از نظر قرآن كريم و نهج‌البلاغه انجام نگرفته است. پژوهش پيش رو، به بررسي اين موارد همت گمارده و بر آن است، تا نموداري كلي از عوامل و موانع اجراي عدالت در يك جامعه اسلامي ارائه دهد.
1-1-4- سؤال اصلي پژوهش
عوامل و موانع اساسي اجراي عدالت اجتماعي از نظر قرآن كريم و نهج‌البلاغه كدامند؟
1-1-5- سؤالات فرعي پژوهش
مفهوم عدل و عدالت اجتماعي چيست؟
عدالت اجتماعي در قرآن كريم و نهج البلاغه، از چه جايگاهي برخوردار است ؟
راهكارهاي قرآن كريم در زمينه اجراي عدالت چه مواردي هستند؟
1-1-6- فرضيه‌هاي پژوهش
از نظر قرآن كريم، اصلي ترين عوامل ايجاد عدالت اجتماعي عبارتند از: دينداري و تقواي افراد جامعه، قاطعيت در اجراي حدود الهي و حاكميت قانون عادلانه و برخي از عوامل ايجاد عدالت از منظر نهج البلاغه عبارتند از: وجود حكمران عادل و لزوم نظارت همگاني و… .
موانع اصلي اجراي عدالت در جامعه از منظر قرآن كريم، بي ديني، ظلم و جور حاكمان، مادي‌گرايي و تبعيض نژادي، و قانون گريزي است. از منظر نهج‌البلاغه نيز، ظلم و استثمار و دنيا‌طلبي حكام و زمامداران از مهم ترين موانع اجراي عدالت در جامعه مي‌باشد.
1-1-7- پيش‌فرض‌هاي پژوهش
قرآن كريم به عنوان آخرين و جامع‌ترين كتاب هدايت بشر، بهترين برنامه سعادت بخشي براي بشريت است.
2- خداوند حكيم و عادل ‌بهترين آموزه‌هاي عدالت را در قرآن كريم بيان فرموده است.
3ـ حكومت امام علي(عليه السّلام) پس از حكومت نبوي (صلي الله عليه وآله و سلّم) از جمله كامل‌ترين و عادل ترين حكومت ‌هاي تاريخ به شمار مي رود. از اين رو مي توان مؤلفه هاي عدالت ورزي را از سيره اين حاكم الهي استخراج نمود.
1-1-8- اهداف پژوهش
هدف اصلي اين پژوهش آشنايي با آموزه‌هاي ارزشمند قرآن كريم و نهج‌البلاغه در زمينه عدالت اجتماعي و گردآوري عوامل و موانع اجراي اين مهم مي‌باشد.
1-1-9- روش پژوهش
روش پژوهش در اين نوشتار، اغلب توصيفي و در مواردي توصيفي ـ تحليلي است.
1-1-10- روش‌گردآوري اطلاعات و داده‌ها
روش‌جمع‌آوري اطلاعات در اين پژوهش، كتابخانه اي مي باشد .
1-1-11- جنبه جديد بودن موضوع
در خصوص بررسي عوامل و موانع اجراي عدالت اجتماعيـ تا آنجا که نگارنده بررسي نموده ـ پژوهش مستقل و جامعي انجام نگرفته است. به لطف خداوند متعال اين مسئله از منظر قرآن كريم و نهج‌البلاغه در اين پژوهش دنبال خواهد شد.
1-1-12- نتايج علمي و عملي تحقيق
نتيجة علمي اين تحقيق، بهرهگيري علمي توسط پژوهشگران قرآني و اسلامي مي‌باشد و نتيجة عملي تحقيق، قابليت استفاده از راهكارهاي قرآني و علوي در راستاي گسترش و اجراي عدالت در جوامع اسلامي، به ويژه حكومت اسلامي ايران مي‌باشد.
1-2- مفهوم شناسي عدالت اجتماعي
شناسايي دقيق هر موضوع و آشنايي با معاني لغوي و اصطلاحي آن از پايه هاي اصلي تحقيق در علوم انساني مي باشد. تبيين معنا و مفهوم لغوي و اصطلاحي هر موضوع، گامي بلند در پژوهش محسوب مي شود.
در پژوهش پيش رو، تحت عنوان عوامل و موانع اجراي عدالت اجتماعي از منظر قرآن و نهج البلاغه، يكي از اولين اصول، تعريف و بيان اهميت موضوع شناخت ريشة لغوي و معاني اصطلاحي عدل و تقسيم بندي هاي اين مفهوم مي باشد.
عدالت به عنوان يکي از اساسي ترين آرزوهاي بشر مطرح بوده است. اصولاً انسان از اين که با ديگري در موارد يکسان تفاوت داشته باشد، هراسان است و تعادل را وسيله اي مي داند که مانع تفاوت هاي بي جا مي شود. عدل در حقيقت دريچه اي است براي رسيدن به ديگر فضايل همچون: آزادي، دموکراسي و مردم سالاري و…. بنابراين فرياد عدالت خواهي گاه از سوي مردم رنج کشيده و مستضعف و گاه از سوي حکومت ها براي جلب نظر عامة مردم سر داده مي شود؛ اگر چه در اجراي آن، توفيق چنداني نيابند.
بالطبع يکي از عوامل رشد و شکوفايي و پا برجايي حکومت ها، گام نهادن در مسير اجراي عدالت بوده و خروج از اين مسير، زمينه زوال و سقوط حکومت ها را فراهم مي آورد.
با ظهور اسلام، عدالت حيات تازه اي يافت و قدر و منزلت آن افزون گشت. اسلام، علاوه بر دستور به اجراي عدالت در تمام زمينه ها، ارزش و اهميت ويژه اي براي آن قائل شد.2
ارزش عدالت در اسلام به حدي است که هيچ چيز از جمله دشمنيهاي فردي، مانع اجراي آن نمي شود3 و هرگونه انحراف از آن، متابعت از هواي نفس و موجب گمراهي و مذلت انسان است.4
مهم ترين و برجسته ترين ويژگي حکومت اسلامي، اجراي عدالت است. در واقع، ساختن جامعه اي عدالت خواه و برقراري نظام مبتني بر عدالت اجتماعي، هدف و آرمان تمامي رسولان الهي و سرلوحة برنامة تبليغي ايشان است ” لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَ أَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَ الْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ”.5
به طور کلي، بر پايي عدل همه جانبه را مي توان خلاصه تمام احکام و شرايع پيامبران، ايده آل مشترک همه انسان ها و محکي براي سنجش فطرت ها و وجدان هاي پاک بشري دانست.
در روايات ائمه اطهار(عليهم السّلام) بارها به ارزش و اهميت عدل در روابط فردي و اجتماعي افراد تأكيد شده است. از جمله در کتاب غررالحکم و دررالکلم تميمي آمدي، به قسمتي از سخنان گهربار اميرالمؤمنين علي (عليه السّلام) در اين زمينه اشاره شده است.6 در دسته اي از اين روايات از عدل به عنوان رمز حياة،7 ماية قوام زندگي مردمان،8 وسيلة آباداني و سازندگي شهرها،9 سبب نظام حکومت،10 بالاترين سياست،11 زينت حکمران،12 وسيلة قدرتمندي حاکم13 و در يک کلام، رأس ايمان و جامع تمام صفات نيک معرفي شده است.14
علاوه بر روايات مذکور، احاديث ائمه معصومين (عليهم السّلام) در اين زمينه فراوانند، که بيان همه آنها از حوصله اين بحث خارج است. با توجه به اين روايات و نيز آيات بسياري که در قرآن کريم به اين موضوع اشاره دارد؛ اهميت بحث راجع به عوامل و موانع اجراي عدالت در جامعه، دو چندان مي شود.
1-2-1- معناي لغوي عدالت
عدل در لغت به معاني قصد، ميانه روي، مساوات و انصاف به كار رفته و ضد آن جور و بيداد مي باشد.15 در ادامه به نظر برخي از لغت دانان عرب در خصوص اين واژه، اشاره مي شود:
ابن منظور ذيل واژه عدل مينويسد: عدالت آن حالتي است که به عنوان طريق مستقيم در نفوس جاگيرد و ضد آن جور و ستم است. همچنين عدل يکي از اسم هاي خداوند متعال است؛ زيرا تحت تأثير هواي نفس قرار نمي گيرد تا در قضاوت، ستم کند.16
معاني ديگر آن عبارتند از: قصد و ميانه روي در امور و خلاف جور و ستمگري،17 مساوات بين دو چيز برقرار کردن،18 انصاف.19 بعضي لغت دانان چون ابن فارس دو معناي متضاد برايش ذكر كرده اند: اولي، استقامت و راستي و دومي، انحراف و کژي.20
راغب بين عَدْلْ و عِدْلْ تفاوت گذاشته؛ عَدْل را در اموري دانسته که با بصيرت و آگاهي درک مي شوند همچون احکام، مثل كفاره صيد در حال احرام در آيه95 سورة مائده ” اَوعَدلُ ذلِکَ صياماً “21 ولي كاربرد عِدْل و عَديل در مورد چيزهايي دانسته كه از طريق حواس درک مي شود مثل اوزان و پيمانه ها.22 به هرحال ريشة عَدْل بر تقسيط بر اساس راستي و کمال دلالت دارد. در معناي لغوي عدل، برابري و ميانه روي در امور، دو مؤلفه اساسي است.
1-2-2- واژه هاي همسو: قسط، مساوات و انصاف
قسط
قسط در زبان عربي از اضداد است،23 يعني داراي دو معني متضاد مي باشد و به معني عدل و ظلم هر دو آمده است. علامه شعراني در بيان اين تضاد مي نويسد: قسط (به كسر قاف) دادگري نمودن، انصاف ورزيدن، ميانه روي نمودن و بهرة عادلانه و منصفانه معنا مي دهد و قسط (به فتح قاف و مصدر قُسوط) گرفتن بهرة ديگران، ظلم کردن و از راه حق منحرف شدن معنا مي دهد.24
کلمات ديگري نيز به معناي قسط اشاره دارد از جمله: بهره و حصه، ترازو، پيمانه که نيم صاع است و مقدار رزق و روزي.25 ابوهلال عسگري در بيان معناي قسط مي نويسد: “قسط” حصه و نصيبي است که در تقسيم آن، عدالت رعايت شده باشد.26
تفاوت قسط و عدل
لغت دانان بر اين اساس كه در قرآن ترادف تام وجود ندارد، تفاوت هاي ظريفي را بين اين دو لفظ ذكر كرده اند. به عنوان نمونه نويسندة التحقيق، براي عدالت معنايي عام در نظر گرفته و قسط را اخص از آن مي داند؛ ايشان در اين زمينه مي گويد: قسط به معناي رسانيدن چيزيست به مورد خود، يعني رساندن كامل حقِ ذي حق به اوست و اين يکي از مصاديق عدل است. مفهوم اِقساط، اخص و دقيق تر از عدالت است؛ زيرا منظور از آن، ايفاء حق و رساندن امري به محل خويش است در حالي كه مفهوم عدالت، در مرتبه کمتر از اين نيز حاصل مي شود.27
از نظر برخي مفسران، لفظ قسط و عدل در کار برد جداگانه به يک معنا هستند؛ اما در مواردي که با هم استعمال مي شوند، قسط به معناي تقسيم عادلانه و نقطه مقابل جور و تجاوز به حقوق ديگران معنا مي دهد به آن معنا که کسي حق ديگري را بردارد و عدالت کامل آن گاه برقرار مي شود که، کسي از حق ديگري تجاوز نکند و حق کسي را به ديگري ندهد؛ اما معناي قسط، تقسيم حقوق است. احتمال ديگري كه براي آن ذكر كرده اند، اين است كه، عدل مفهومي گسترده تر و عام تر از قسط داشته باشد؛ زيرا قسط در مورد تقسيم گفته مي شود و عدل عام تر است، هم در تقسيم و هم در موارد ديگر کاربرد دارد.28
بيان برخي ديگر از نويسندگان در فهم تفاوت عدل و قسط راه گشاست: عدل به معناي اعتدال و ميانه روي و دوري از هرگونه افراط و تفريط در کليه شئون مادي و معنوي است. اما تفاوتي که با قسط دارد اين است که، اين لفظ در مواردي به کار مي رود که قابل تقسيم و قسط و سهم بندي باشد، خواه امور مالي يا حقوقي، مرافعه و محاکمه اي در کار باشد يا نباشد.29
از سخنان ياد شده همچنين بر مي آيد که الفاظ عدل و قسط در يک معناي كلي اشتراك دارند، اما تفاوت در شمول آن است؛ معني عدل، کلي است و به اجراي عدالت و انصاف در جامعه بشري دلالت دارد؛ در حالي كه قسط به اجراي عدل در جزء جزء افراد جامعه و تقسيم عدالت در ميان تک تک افراد جامعه اشاره دارد؛ در واقع مي توان معناي دقيق تر عدالت اجتماعي را از لفظ “قسط” برداشت نمود.
مساوات
مساوات در لغت به معناي برابري، تعادل و تساوي بين افراد، در شرايط مساوي است. مساوات و برابري از مهم ترين ابعاد عدالت در هر جامعه است.
ابن فارس در بيان معناي لغوي اين لفظ مي گويد: مساوات، از ريشه (سَوِيَ) يک اصل دارد و به معناي استقامت و اعتدال بين دو چيز است.30 به نظر فيومي، مساوات، برابري و تعادل از لحاظ قدر و قيمت نيز معنا مي دهد.31 معاني ديگر اين واژه در فارسي، مقابل، هم وزن، هم سنگ، تساوي، راستي و استواري و ميانه يک چيز مي باشند 32.
فرق بين مساوات و عدالت
همانطور که گفته شد، عدالت به معناي دادن حق هر صاحب حقي به اوست و مساوات به معني برابري و تقابل حق با صاحب حق است. پس لازمه يك جامعة عادل، رعايت تساوي، در عين در نظر گرفتن استحقاق هاست.
تعريفي که شهيد مطهري از لفظ مساوات ارائه مي دهد، تقريباً با معناي عدالت اجتماعي تطبيق مي کند. ايشان معتقدند: مساوات به معناي فراهم بودن امکانات براي همه افراد، به طور مساوي است؛ به نحوي که هر کس، در هر کجا و هر طبقه اي باشد؛ در پرتو لياقت و استعدادها و بروز فعاليت هايش به کمال شايسته خود برسد.33 از نظر ايشان شرط جامعه متعادل، حكمفرما شدن قانون مساوات برآن است؛ به نحوي که اولاً: امکانات مساوي براي همه افراد فراهم مي کند و ثانياً: با همه به طور عادلانه رفتار مي کند، يعني شرايط يك ميدان مسابقه علمي و قهرماني در جامعه ايجاد شود تا در عين رعايت مساوات هر كس با توجه به استحقاقش از منابع بهره گيرد.34
بنابراين، رعايت عدالت مستلزم مساوات مطلق نيست؛ بلكه رعايت تساوي در زمينه استحقاق هاي يكسان، شرط عدالت است و گاه مقتضاي عدالت، ايجاد تفاوت ها و امتيازاتي در جامعه بر حسب استعداد ها و لياقت هاي افراد است.35 ايشان بر اين عقيده است که هر گونه تفاوت بين افراد در جامعه اگر توأم با لحاظ كردن استعدادها و تفاوت هاي فردي باشد اين گونه فرق گذاشتن نيز عين عدالت است.
يکي از انديشمندان معاصر در اين زمينه مي نويسد: مقتضاي عدالت اين است که به هرکس آنچه را که استحقاق دارد بدهند؛ خواه سهم همه افراد برابر شود يا نشود، اجراي عدالت در بيشتر موارد به مساوات نمي انجامد و آنجا که مقتضاي عدالت عدم تساوي است، تساوي عين بي عدالتي است.36
از مباحث مطرح شده اين نكته حاصل مي شود که عدالت و مساوات، ترادف کامل ندارند و از جهتي عموم و خصوص هستند، يعني هميشه عدالت ملازم با مساوت مطلق نخواهد بود؛ بلکه رعايت مساوات، به عنوان يكي از جمله لوازم عدالت در جامعه به شمار مي آيد.
انصاف
از واژه هايي که كاربردي نزديك به معناي عدالت دارد انصاف است. ريشه آن (نَصَفَ) به معناي نيمه و يكي از قسمت هاي شيء است.37 ابن فارس آن را داراي دو معنا دانسته معني اول آن: نيمة شيء و معني دوم: نوعي از خدمت و بهره گيري است.38 انصاف به نيمه رساندن چيزي يا گرفتن تمام حق نيز معنا مي دهد.39 در مورد عدالت قاضي نيز واژه انصاف به کار مي رود.40
در فرهنگ لغات فارسي نيز مشابه همين معاني ذيل واژه انصاف استعمال شده است مثل: به نيمه رسيدن، نيمه چيزي را گرفتن، عدالت ورزيدن، احقاق حقوق کردن و….41 بايد متذکر شد انصاف مترادف تام با عدالت نيست؛ بلکه دارا بودن صفت انصاف را مي توان از لوازم اجراي عدالت دانست.
1-2-3- واژه هاي مقابل عدل
ظلم
اولين واژه اي که در تقابل تام با عدل به نظر مي آيد”ظلم” است. در بيان قرآن نيز واژه ظالم در برابر عادل، استعمال شده است. در حالي که خداوند عادل مطلق است و همه امور الهي عين عدالت شمرده شده؛ ظلم از ذات باريتعالي نفي شده و صفتي است که در درجات مختلف به انسان ها نسبت داده شده است. در فرهنگ هاي لغت عربي معناي اصلي ظلم قرار دادن شيئي در غير جايگاهش مي باشد.42
از نظر راغب، ظلم در برابر عدل قرار دارد، يعني قرار دادن چيزي در جايگاه غير واقعي و شايسته و مناسبش يا با كاهش يا با افزايش يا با خارج شدن از وقت و مكان مناسب آن،43
ابن فارس براي ظلم دو معناي متفاوت در نظر مي گيرد: 1- تاريکي2- قراردادن شي ء در محل غير خودش.44 اين احتمال هست که هر دو معنا به يک حقيقت بازگردند، چون ظلم به معناي تاريکي و ظلمت مانع از رعايت حق به طور كامل گردد.
شهيد مطهري ظلم را در تقابل با عدل مي داند: ” ظلم به معناي پايمال کردن حقوق ديگران و تصرف و تجاوز از حقوق ديگران است.”45
علامه طباطبايي ضمن تعريف ظلم، ميزان زشتي هر گناه را به اندازه ظلمي که در آن گناه نسبت به افراد انجام شده، مي داند: ” ظلم يکي از شنيع ترين گناهان است. با کمي دقت و تحليل عقلي بايد گفت: زشتي و شناعت ديگر گناهان نيز به مقدار ظلمي است که در آنهاست. معناي ظلم عبارت است از خروج از عدالت و حد وسط. ظلم از جهت اختلاف خصوصيات مرتکب آن، مختلف يا کم و زياد مي شود. همچنين نسبت به اختلاف اشخاص که ظلم بر ايشان مي شود يا اراده ظلم، بر آنها شده است؛ اختلاف و شدت و ضعف پيدا مي کند. به اين معنا که هر چه موقعيت و شأن کسي عظيم تر باشد، ظلم بر او شنيع تر و بزرگتر خواهد بود”.46
در کتب فقهي انواع ظلم به سه دسته تقسيم شده:
ظلم انسان نسبت به پروردگار خويش که مصداق آن، کفر و شرک و نفاق است.
ظلم انسان به ديگري كه مصداق آن دزدي است .
ظلم انسان نسبت به خود و مصداق آن آزار رساندن به بدن است.
اما در نهايت نتيجه هر نوع ظلمي به خود انسان بازمي گردد. قرآن در اين زمينه مي فرمايد: و ما بر آنان ستم نكرديم، بلكه آنها به خود ستم مى‏كردند.47
در كلام قرآن کريم ظلم، شامل هرگونه انحراف از موازين حق و تجاوز از حدود و قوانين حاکم بر فرآيند تکامل موجودات است و يا انجام هر نوع عملي که مغاير با وضعيت صحيح حرکت و تغيير و تکامل پديده هاست. همين انحراف از راه عدالت است که باعث اضمحلال جامعه مي شود.48
علامه جعفري با ذکر آياتي از قرآن کريم، علل نابودي جوامع گذشته را ظلم و ستم کاري آنان در جهت متضاد با عدالت، يا بي اعتنايي در آن مورد مي داند. از نظر ايشان، سقوط تمدن و ويراني يک اجتماع، از زماني آغاز مي شود که بيماري اختياري ظلم در آن جامعه شروع به گسترش نمايد، خواسته هاي حياتي مردم مورد بي توجهي قرار گيرد، استثمار و بهره کشي که انسان را از حد فرد به شيء، تنزل مي بخشد، رواج يابد. هيچ روزي فردايي محاسبه نداشته باشد و حق و باطل از يكديگر متمايز نگردند.49
به طور کلي، ظلم، تجاوز از حد است، چه به صورت کاستن از حق باشد، چه افزودن برآن. در هر دو صورت معنايي متضاد با عدل دارد. مصاديق ظلم بسيارند؛ همچون ظلم انسان نسبت به ديگران و ظلم بنده نسبت به پروردگار خود، اما منشأ تمام انواع ظلم، ستم بر خويشتن است که قرآن نيز در آياتي چند به آن اشاره نموده است.50
تجاوز
از ديگر الفاظ متضاد با عدل، تجاوز است. ريشه اين کلمه (جَوَزَ) به معناي گذشتن از مکان يا عقب ماندن در رفتن است. معاني ديگرآن زياده روي، گذشتن از حدود و افراط است.51
ابن فارس اين واژه را داراي دو اصل مي داند: 1- گذشتن از حد 2- ما بين و حد و سط چيزي.52
کلمه تجاوز با استعمال دو حرف اضافه معاني مختلف مي دهد: (تَجاوَزَ عَنهُ) به معناي چشم پوشي و عفو و (تَجاوَز فيهِ) به معناي از حد گذشتن است.53
در زبان فارسي نيز اين واژه، در معاني درگذشتن، فرا گذشتن از حدود خود و عفو و گذشت كاربرد دارد.54
به طورکلي “تجاوز” به معني از حد گذشتن است، اصل آن، طي مسير و گذشتن از مقصد يا عقب ماندن از آن مي باشد. تجاوز، يکي از مصاديق ظلم است، اما نتيجه اي که از ظلم، ناشي مي شود، در تجاوز، مورد توجه نيست؛ زيرا هر تجاوزي لزوماً همراه با ظلم نيست، بنابراين تجاوز، معنايي کاملاً متضاد با عدل نمي دهد.
تعدي
ريشه (عَدَوَ) بر تجاوز از حد و در گذشتن از حدي که شايسته است دلالت دارد.55
از جمله معاني” تعدّي”، تجاوز نمودن، از حدگذشتن، دست اندازي کردن، تعرّض و حمله کردن به ديگري مي باشد.56
يکي از ريشه هاي بي عدالتي که قرآن نيز به آن اشاره کرده، تعدي از حدود الهي است. قرآن تعدي از احكام و حدود الهي را سرچشمه ظلم مي داند.57 تعدي به معناي دست برد به حقوق ديگران يکي از مصاديق ظلم است و در تضاد با عدل قراردارد؛ چرا که تجاوز از حد و حدود قانوني عاملي در جهت بي عدالتي محسوب مي شود. اما بايد توجه داشت معناي تعدي و ظلم يکسان نيست. تعدي به معناي تجاوز از حد، اعم از ظلم است، چون هر گونه تعدّي، مساوي با ظلم نيست .
1-2-4- مفهوم اصطلاحي عدالت و عدالت اجتماعي
معناي اصطلاحي عدل تقريباً با معناي لغوي آن يكسان است؛ عدالت در اصطلاح به معناي برابري و رعايت حد وسط بين افراط و تفريط است به گونه اي که درآن هيچ زياده و كمبودي نباشد.
در اصطلاح براي عدالت معاني متفاوتي ذکر شده است که به 16 مورد هم مي رسد از جمله:
عدالت به معناي نظم حاکم بر نظام خلقت- قراردادن هر چيز در جاي خود- رساندن حق به حق دار- رعايت استحقاق ها- نفي تبعيض و برابري مطلق- انصاف- ملازمت تقوا در ترک محرمات و انجام واجبات- تناسب جرم با مجازات و…58
در اين پژوهش، عدالت به معناي حق را به حق دار رساندن، هر چيز را در جاي خود قراردادن و در تمامي ميادين عملکرد مطابق با قانون داشتن، معنا مي شود.
1-2-4-1- مفهوم اصطلاحي عدالت
از زمان تشکيل اولين جوامع بشري و ايجاد قوانين مختلف، انسان ها به منظور برقراري ثبات و امنيت در جامعه، همواره در تلاش براي يافتن مفهومي صحيح از عدالت و اجراي آن در محيط زندگي خويش هستند. در اين ميان تکاپوي فراواني در جهت جستجوي معناي حقيقي عدالت و طريقه اجراي آن در جوامع انجام مي گيرد. تعريف عدالت در ميان اقوام مختلف با توجه به اعتقادات ، اديان و ديدگاه هاي متفاوت و گاه معارض، يکسان نيست؛ عده اي، ضعف بشر را سبب طرح اين مسأله دانسته اند و گروهي از عدالت به عنوان نوعي فضيلت و در رده بالاترين فضايل نام مي برند.
از ديدگاه مسلمانان اعتدال و عدالت به عنوان فضيلتي در وجود افراد مي باشد که نشانه سعادت فرد است و وجود اين خصيصه در بين حاکمان، جامعه اي عادلانه و خوشبخت را تشکيل مي دهد. محور رسيدن به سعادت بشري در جامعه اسلامي را اجراي قسط و عدل تشكيل مي دهد. به همين علت در روايات اسلامي از عدل، به زندگي تعبير شده است.59
از نظر دانشمندان مسلمان، سعادت افراد درون مدينه شکل مي پذيرد. ايشان در بسياري از آثار خود راه هاي وصول به مدينه فاضله را ذکر مي کنند و مهم ترين اين طرق را برپايي عدالت و هماهنگي با نظام طبيعت مي دانند. در بيان تعريف اصطلاحي عدالت ناگزير به ذکر آراء برگزيده انديشمندان در اين حوزه هستيم.
خواجه نصير الدين طوسي در تعريف عدالت دو مؤلفه را در نظر مي گيرد؛ مؤلفه اول: عدالت فردي در معناي متداول رعايت تقوا و مؤلفه دوم: هماهنگي با نظام طبيعت و نظم الهي حاكم بر آن است: ” عدالت به معناي تقواي فردي و اجتماعي و هم سازي با نظم الهي حاکم بر طبيعت “.60
خواجه نظام الملک طوسي، چند تعريف از عدالت ارائه مي دهد؛ که مهم ترين آنها چنين اند: عدالت به معناي راستي و راست کرداري، تناسب جرم با مجازات61 و عدالت به معناي اعتدال گرايي، ميانه روي و رعايت ملکات متوسطه.62 اما مهم ترين تعريف وي از عدالت، ويژگي ماهوي حاکم بر نظام خلقت است. از نظر او عدل ترازوي نيکي هاست و سزاوارترين پادشاه آن است که دل وي جايگاه عدل است.
گمان مي رود عدالت از نظر او جنبه ابزاري داشته و معطوف به بقاي ملک است، نه برپا داشتن عدالت. البته اين نظر وي از آنجا ناشي مي شود که وي براي اداره جامعه وجود پادشاه را امري حتمي و لازم مي دانسته، بنابراين سعي بر اين بوده که با رعايت عدل، علاوه بر حفظ امنيت درون جامعه، اسباب بقاي حکمراني پادشاه نيز فراهم آيد.63
ابن خلدون، گسترش عدالت را زمينه گسترش رفاه عمومي و آباداني جامعه مي داند: ” عدالت به معناي تأمين مصلحت عمومي به بهترين وجه ممکن و اصلي ترين بناي تأمين عمران و امنيت است.”64
از ميان دانشمندان شيعه، فارابي، مبدع و پايه گذار فلسفه سياسي اسلام است. او اعتقاد به برقراري مدينه فاضله بر اساس دين و وحي و در رابطه مستقيم با حکمت الهي داشت. ايشان برجسته ترين خصلت مدينه فاضله را عدالت گستري و دادگري و اولين قدم در اين راه را آشنايي مردمان با عدل مي دانست.
از منظر فارابي، عدالت به معناي تناسب و تساوي حقيقي، رعايت شايستگي ها و تحقق استحقاق ها، به عنوان بزرگ ترين فضيلت و منشأ خير در جامعه به شمار مي آيد. خداوند، به دليل برخورداري از علم و حكمت و اراده مطلقش عادل محض است و فيلسوف، وظيفه شناخت عدل حاکم بر موجودات و استنباط احکام را به واسطه تشبه به خداوند به عهده دارد و آن احكام را در قالب قانون (کتاب تدويني) در مي آورد. از نظر او براي برقراري نظام فاضله و عادله بايد مردمان يا گروهي از آنها با عدل آشنا شوند و عدل در وجودشان تحقق يافته و عمل و اعتقادشان يکي شود.65
در نگرش صدرالمتألهين، عدالت، راه رسيدن به کمال است و فضيلتي است كه در بردارنده تمام فضايل اخلاقي است. به تعبير او عدالت، صرفاً يك فضيلت نيست بلكه راه مستقيم و بستر حركت انسان براي رسيدن به كمال و سعادت راستين است.66
شهيد مرتضي مطهري از انديشمندان معاصري است که در اين رابطه ديدگاه هاي مهمي را مطرح نمودند و آراء ايشان عموماً دست مايه صاحبنظران بعد نيز قرار گرفته است؛ از اين رو در اين نوشته نيز مورد توجه قرار گرفته است. اين دانشمند عدل را همدوش توحيد و نبوت و هدف ارسال رسل و معيار كمال افراد مي داند.67 در کلام ايشان مجموعاً چهار معني در استعمال کلمه عدل لحاظ شده است که تحت عناوين عدل الهي و عدالت اجتماعي قرار مي گيرند و عبارتند از:
الف: موزون بودن: مجموعه اي که در آن اجزاء متفاوت به کار رفته است و هدف خاصي از ترکيب آن اجزاء منظور است، بايد شرايط معين در زمينه مقدار لازم و کيفيت ارتباط اجزاء با هم وجود داشته باشد به گونه اي که تعادل حاکم شود. اين مسأله در ميان اجزاي يک جامعه نيز بايد منظورگردد، يعني: تعامل افراد مناسب با احتياجات، بودجه و نيرو در جهت رسيدن به مصالح جامعه باشد. اين تعريف از عدالت از شئون حکمت و علم الهي است. همان گونه که در آيات قرآن نيز بارها به آن اشاره شده است، ” اِنّا کُلُّ شَيءٍ خَلَقناهُ بِقَدَرٍٍ “.68
ب: تساوي و نفي هرگونه تبعيض: اين تعريف، اگر به معني نفي در نظر گرفتن استحقاق هاي متفاوت در زمينه اعطاء حقوق باشد، عين ظلم است.
ج: رعايت حقوق افراد و اعطا کردن به هر ذي حقي، حق او را: اين تعريف بر دو اصل استوار است: حقوق و اولويت ها که افراد در تقابل با هم نوعي حقوق متقابل پيدا مي کنند و رعايت اين حقوق عين عدالت است.
د: رعايت استحقاقها در افاضة وجود و امتناع نکردن از افاضة رحمت به آنچه امکان وجود يا کمال دارد. اين تعريف نيز منطبق با عدل الهي و از صفات کماليه الهي است. عدل خدا عين فضل اوست، يعني فضلش را از هيچ موجودي دريغ نمي کند و هيچ موجودي بر خدا حقي ندارد.69
همان گونه كه مشاهده شد در كلام صاحبنظران مسلمان از عدل به عنوان فضيلتي در زندگي فردي و اجتماعي انسان ها نام برده شده و برقراري مساوات و رفع تبعيض ها از كاركرد هاي اجراي عدالت به شمار مي رود؛ همچنين رفع ظلم و حركت در مسير عدالت الهي، از مهم ترين وظايف خواص و عالمان جامعه بر شمرده شده است.
1-2-4-2- مفهوم اصطلاحي عدالت اجتماعي
عدالت اجتماعي به طور خاص از جمله مفاهيم نوظهور است از اين رو در بين متفكران معاصر، بيشتر به اهميت و جايگاه آن اشاره شده است. در ادامه به بعضي از اين نكته نظرات اشاره مي گردد.
از نظر سيد قطب، اسلام، عدالت اجتماعي را بر سه پايه استوار ساخته: آزادي همه جانبه وجدان، مساوات کامل انسانيت و همکاري عالم اجتماعي.70
ايشان عدالت اجتماعي به معناي عدالت اقتصادي محض را نمي پذيرد، بلکه عدالت را شامل تمامي مظاهر زندگي انسان مي داند. از نظر او ارزشهاي مشمول عدالت، تنها جنبه هاي مادي صرف نيستند بلكه تركيبي از ارزشهاي معنوي، روحي و مادي هستند.
امام موسي صدر، عدالت اجتماعي را تداوم عدالت الهي در جامعه بشري به منظور ايجاد توازن عادلانه در جهت رفع خواسته ها و تأمين نيازهاي بشري مي داند. در



قیمت: تومان


پاسخ دهید