فصل اول
1-1-مقدمه
اقليم1، سيستم2 پيچيدهاي است که عمدتاً به دليل افزايش گازهاي گلخانهاي درحال تغيير است. آب و هواي کره زمين در طول قرن بيستم به ويژه در دو دهه اخير تعادل خود را از دست داده و تمايل به افزايش دما نشان دادهاست(رحيميو همکاران، 1392). تغيير اقليم از ديدگاه بسياري از صاحب نظران يک پديده طبيعي3 است که در تواليهاي زماني بلند مدت اتفاق افتاده و مجدداً نيز به وقوع ميپيوندد. تأثير فعاليتهاي بشري سبب تشديد اثرات پديدههاي تغيير اقليم، شدت روند تغييرات و تغيير بازهي زماني توالي تغييرات اقليمي4 ميشود( جهانبخش و همکاران،1389؛ رضايي و همکاران،1392). تغييراقليم جهان با سرعتي بيسابقه در حال تغيير است و اين نيز پيامدهاي زيادي از قبيل کاهش امنيت توليد غذا، خشکسالي، فقر، افزايش مخاطرات طبيعي و افزايش تنشهاي اقتصادي – اجتماعي را به دنبال دارد. در حقيقت تغيير اقليم در راس نه خطر مهم قرار گرفته است. حدود 90 درصد از بلاياي طبيعي که در جهان رخ ميدهند، در ارتباط با عوامل اقليمي است و در ميان آنها تغييرات و نوسانات اقليمي از جمله کاهش بارندگي و افزايش دماي کره زمين اثرات نامطلوب زيادي بر کشاورزي مناطق خشک جهان، خصوصأ ايران داشته است(کرمي و همکاران، 1392). يکي از زواياي مطالعاتي گرد و غبارها بررسي تغييرات اقليمي و نقش گرمايش جهاني در بروز يا تشديد اين پديده بعنوان يک چالش زيست محيطي ميباشد. نواحي خشک و نيمه خشک دنيا شامل بيابانها و حواشي نيمه خشک وسيع آنها شرايط محيطي شکنندهاي دارند، در واقع، تغييري کوچک در يک يا چند جزء اين محيط مي‌تواند به سرعت به يک اختلال يا نابساماني محيطي منجر گردد، اين مسئله خود مي‌تواند باعث از بين رفتن پوشش گياهي و پيدايش شرايط بياباني در نواحي حاشيه‌اي آنها شود، خشکسالي5 بعنوان يک تغيير بارز سبب از بين رفتن خاک و پوشش گياهي و در نتيجه محيا کردن شرايط براي جولان دادن باد و بالاخره برداشت ذرات گرد و غبار شود(فراصت، 1390). مطالعات نشان ميدهد که متأسفانه مديريت ناپايدار و ارزيابي نشده در کشورهاي خاورميانه منجر به رشد مضاعف سرعت تغيير اقليم و گسترش بحرانهاي زيستمحيطي6 در منطقه شده است. از اين رو کشورهاي منطقه نيازمند باز تعريفي از مديريت بر مبناي توسعه پايدار7 و برنامهريزي ارزيابي شده هستند(مصباح زاده و همکاران، 1392). کشور ايران نيز به دليل داشتن اقليم خشک از بي نظمي اقليمي شديد برخوردار است بدين جهت مخاطرات اقليمي8 در ايران فراوانتر و شديدتر هستند. هر سال در هر نقطه از کشور مخاطرات اقليمي رخ ميدهند و عامل مهمي در توسعه و برنامهريزي کشور ميباشند که شناخت اين مخاطرات از اهميت بالايي برخوردار است(عليجاني،1390). تغييرات مشهودي که به تدريج پس از انقلاب صنعتي در اقليم کره زمين به وجود آمد، زمينه ساز وقوع پديدههاي جدي اقليمي از جمله رخدادهاي گرد و غباري9 شد. اين رخدادها در دهه اخير به بزرگترين چالش زيستمحيطي در جنوب غرب ايران تبديل شدهاند. گرد و غبار يکي از مخاطرات اقليمي در مناطق خشک و نيمه خشک دنيا ميباشد و به عنوان يکي از اشکال مهم آلودگي جو همواره مورد توجه محققين در سراسر دنيا بوده و از زواياي مختلف مورد بررسي قرار گرفته است(ناصر پور و همکاران، 1392). گاهي اوقات، نظامهاي اجتماعي10(جامعه، گروهها و افراد) در طول فرايند توسعه و تحولشان تحت تأثير نيروهاي مخرب گوناگوني قرار ميگيرند، که منشأ بعضي از اين نيروهاي مخرب در طبيعت يافت ميشود، اما برخي از آنها نيز، نتيجه ناسازگاري11 فردي و گروهي در جماعات انساني است، همانند عدم موفقيتهاي شخصي يا عمل غيرمسئولانه نسبت به نظامهاي تکنيکي12 و محيطي. شرايط جديد زندگي بشري، متأثر از جهاني شدن و گرايشات غيرقابل پيش بيني(نسبت به عوامل اصلي محيطهاي داخلي و خارجي) است که مخاطرات جديد را افزايش ميدهند. در حال حاضر اين مسئله که” آينده بشر به ميزان زيادي به آمادگي او براي مواجه با مخاطرات و بحران13هاي گوناگون بستگي دارد” بيش از هر زمان ديگر ملموس و قابل رويت است. اين مسئله همچنين به قابليتهاي جامعه جهاني براي بدست آوردن توسعه نظاممند14 در راستاي آينده پايدار اجتماعي15، سياسي16، اقتصادي17 و اکولوژيکي18 بستگي زيادي خواهد داشت(بهزاديان مهر،1392). پارسونز19 معتقد است هر نظام از طريق تأمين يکسري شرايط و الزامات کارکردي دوام مييابد که عبارتند از؛ انطباق20، توفيق21، يگانگي22 و پايداري23. چنانچه يکي از اين الزامات دچار مشکل گردد، از آن به عنوان بحران تلقي مي گردد. بنابراين مديريت بحران24 با نمودهاي ذهني25 و مفهومي26، عينيت مييابد. با توجه به اينکه “پايداري بخش اصلي و حياتي از فرايند آمادگي بشر در مقابل بحرانها و چالشهاي جديد است” ما بايد در جستجوي راههاي رسيدن بدين پايداري باشيم و آنچه مسلم است اينکه؛ مسير دستيابي به چنين آرماني از درون اجتماع ميگذرد(فضلي و همکاران،1392). در سالهاي اخير اين پديده در ايران ابعاد تازهاي گرفته و از يک معضل محلي، به مسئلهاي ملي تبديل شده است. کشور ايران به دليل همجوار بودن با بخش وسيعي از پهنههاي بياباني تحت آثار نامطلوب اين پديده قرار ميگيرد. بدليل تاثيرات مهمي که طوفان27هاي گرد و غبار بر روي تغيير شرايط اقليمي ميگذارند، بررسي اين پديده ها امري ضروري ميباشد(آخوندزاده و همکاران، 1392).
2-1- بيان مسئله
مشکلات مربوط به مسائل زيستمحيطي بسيار گسترده ميباشند، اما اکثر آنها منجر به کاستن از منابع، آلودگي هوا28 و يا تخريب کيفيت اصلي طبيعت و در نتيجه تهديد طبيعت ميگردند. مسائل زيستمحيطي بصورت محلي اتفاق ميافتند اما اثراتشان ممکن است جهاني باشد. از اين جهت، برخي مسائل زيست محيطي از قبيل تغييرات آب و هوا29 و اقليم، باران اسيدي و تخريب لايه ازن و…، بهعنوان مسائل زيستمحيطي فرامرزي ناميده ميشوند. يکي از اين مسائل پديده گرد و غبار ميباشد(مرفع و همکاران،1390). گرد و غبار ممکن است براي روزهاي متوالي در جو منطقه به صورت معلق باقي مانده و اثرات زيانباري را ايجاد نمايد. در اين حالت علاوه بر آلودگيهاي زيستمحيطي و بهداشتي فعاليت روزمره انساني، حمل و نقل و فعاليت بسياري از صنايع با مشکل مواجه ميشود. ايجاد و توسعه توفانهاي گرد و غبار به سه عامل فراهم بودن خاک، سرعت باد و ناپايداري هوا بستگي دارد. علل طبيعي در ايجاد گردوغبار بهطور عمده نشأت گرفته از نه منطقه بياباني در جهان ميباشد که عبارتنداز: شمال آفريقا(صحراي صحارا)، جنوب آفريقا، شرق چين، شمال آمريکا، جنوب آمريکا و استراليا، شبه جزيره عربستان و آسياي مرکزي. (عبدويس و همکاران،1390). منشأ گرد و غبارهاي وارده به استان خوزستان بيشتر فرامحلي بوده و از بيابانهاي کشورهاي همجوار شکل ميگيرند( طاووسي و همکاران،1387). ) البته در سالهاي اخير به دلايل اقليمي و بشري کانونهاي متعدد گرد و غبار در استان تشکيل شده و به منشا طوفانهاي خاکي در استان تبديل شدهاند همچنين تحقيقات دانشمندان بر روي رسوبات کف اقيانوسها نشان ميدهد که طوفانهاي گردوغبار از 70 ميليون سال( قبل از دوره کرتاسه30 زمين شناسي) اتفاق ميافتاده است(رواحي نژاد و خسروي پور،1391؛ ندافي، 2010)، بعلت فقدان پوشش گياهي در مناطق مستعد گرد و غبار، هواي بالاي اين مناطق شروع به گرم شدن کرده و به سمت بالا حرکت ميکند، و زمانيکه به بادهايي با سرعت بالاي تروپوسفري برخورد نمايد، در نتيجه يک جريان چرخشي متمايل به سمت پايين ايجاد ميشود، که اين بادهاي با شدت بالا در برخورد با سطح زمين باعث ايجاد طوفانهاي گرد و غباري ميشوند. ميزان بارش سالانه در اين مناطق کمتر از 50 ميليمتر در سال است(جمالي و بيات،1390). روند صنعتي شدن کنوني، افزايش در آلودگي هوا منجر به افزايش چهار برابري در مرگ و مير افراد نابالغ به علت بيماريهاي برنشيت31 و کشمکشهاي مربوط به علائم امراض تنفسي ميشود. در کل از همه مرگ و ميرهاي جهاني مربوط به آلودگي هوا يک دهم به محيطهاي خارجي نسبت داده ميشود. بيشترين مرگ و ميرها، مرگ و ميرهاي پيش از بلوغ ناشي از آلودگي هوا به علت در معرض قرار گرفتن زياد در برابر آلودگي هوا در نواحي روستايي و سکونتگاههاي حومه شهري است. تمرکز ذرات قابل استنشاق، هزار برابر بيشتر از ذرات در هواي بيرون شهري است. اين خطر که سلامت تنفسي زنان و کودکان را به بخصوص کاهش ميدهد در کل در مرگ و مير از 4 ميليون مرگ و مير برآورده شده ناشي از بيماريهاي عفوني32 سهيم هستند. همچنين شواهد اپيدمي33 شناختي بسياري وجود دارد که اين وضعيت به افزايش خطر سرطانهاي جگر، سل، آب مرواريد چشمي منجر ميشود. اينها همه پيامدهاي اکولوژي34 معيوب هستند که متکي به منابع انرژي کم اهميت و تکنولوژيکي35هاي نامؤثر در مساکن و خانههاي کم درآمد سنتي است. خانوادههايي که داراي سطوح پاييني از درآمد، آموزش و انتقال دانش مواجهاند. خطرات جدي آلودگي هواي داخلي و درون خانه انعکاس و بازتاب دهنده سبک زندگي جوامع روستايي، جمعيت شهري حومه و اطراف شهرهاست. در مجموع امنيت رواني، سياسي، اقتصادي، اجتماعي و سلامت مردم و پايداري حکومتها و جوامع با خطر جدي مواجهه شده است و هر لحضه بيم آن ميرود که تنش، ناآرامي، فقر، گرسنگي، جنگ، بيماري و مهاجرت و آوارگان زيستمحيطي دامن کشورها را در برگيرد. تغييرات آب و هوايي و محيطزيستي معضل مهم توسعه انساني عصر جديد بشري است. تغييرات آب و هوايي، آزادي، توانايي و انتخابهاي انساني را مورد تهديد قرار داده است. و همچنين ايجاد بيماريهاي عفوني، توليد غذا، گرسنگي و سوء تغذيه را ايجاد کرده است. همچنين مجموعه روابط فرهنگي، اقتصادي و سياسي بايد مد نظر قرار گيرند. نهادهاي مديريت منابع و نهادهاي آموزشي بايد همکاري شفاف ميان رشتهاي و جمعي را در زمينه علوم و مديريت خدمات اکوسيستم ارتقاء دهند. برنامههاي محيطزيست بايستي براي ايجاد توانايي هوشمند، هوشياري و آمادگيهاي اضطراري براي مقابله با فرسايش اکولوژيکي مزمن و شديد و پيامدهاي آن توسعه يابند. رسانههاي عمومي بايد تحقيقات و نتايج ناشي از آنها را به جامعه و نهادها منتقل کرده و تشويق نمايند(التيامي نيا، 1392).
بر اين اساس مي‌توان گفت اتخاذ رفتار36هاي افراد جامعه براي سلامتي، ريشه در نگرش‌ها و باورهاي افراد دارد و تا زماني كه اين باورها تغيير نيابند و با رفتارهاي مناسب جايگزين نشوند، ضمانتي براي كاهش عوامل خطر فردي در جامعه وجود نخواهد داشت. در ميان متون بازاريابي اجتماعي، الگوهاي بسياري در زمينه تغيير رفتار وجود دارند كه از جمله آن‌ها، تئوري رفتار برنامه‌ريزي شده37 مي‌باشد. در اين مطالعه نيز از تئوري رفتار برنامه‌ريزي شده و همچنين مدل اعتقاد بهداشتي استفاده شده است و تلاش شده تا بر مبناي اين مدل، باورها و نگرش‌هاي افراد نسبت به رفتار در مواجهه با گرد و غبار مورد بررسي قرار گيرد. در رابطه با استفاده از مدل رفتار برنامه‌ريزي شده و مدل اعتقاد بهداشتي در بحث گرد و غبار تاكنون در داخل كشور تحقيقي مشاهده نگرديده است ولي گويههاي مدل به صورت جداگانه در تحقيقات مختلف با موضوعات متفاوت مورد بررسي قرار گرفته است.
از اين رو در اين پژوهش به جستجوي جواب براي سؤال هاي اساسي زير پرداخته مي شود که رفتار خانوارهاي روستايي و شهري نسبت به گرد و غبار چگونه است؟ آيا تفاوتي بين رفتار خانوارهاي روستايي و شهري جهت مقابله با اين پديده وجود دارد؟ و عوامل مؤثر بر اين رفتارها کدامند؟
3-1- ضرورت و اهميت پژوهش
مخاطرات محيطي(سيل، زلزله، يخبندان، گردباد و مانند اينها) وقايع يا فرايندهاي طبيعي غالباند که با داشتن پتانسيلهايي، موجب رسيدن آسيبها و خسارتهايي به انسانها و محيط زيست و رفاه آنان ميشوند(تونک،1998). مخاطرات طبيعي با انواع گوناگون و گستره نفوذشان به عنوان پديدههايي تكرارنشدني و مخرب، همواره در طول دوران حيات كره زمين وجود داشتهاند و پس از پيدايش بشر نيز هميشه خطري جدي براي انسانها بودهاند. بر اين اساس ميتوان اذعان داشت كه هيچ جامعهاي ادعاي مصونيت از مخاطرات طبيعي را ندارد و انسانها همواره با تأثيرات ذهني و عيني زيان بار آن مواجهاند (يماني و مرادي پور، 1392). اين در حالي است كه به رغم پيشرفتهاي علمي و فني طي دهههاي اخير، مخاطرات طبيعي همچنان آسيبها و هزينههاي سنگيني را به جوامع انساني و غير انساني وارد ميسازند. در حال حاضر هزينه تحميل شده توسط بلاياي طبيعي به اقتصاد جهاني در سال از مرز 50 ميليون دلار تجاوز مي‌کند که يک سوم آن هزينه مربوط به اقدامات پيشگيري، جلوگيري و کاهش اثرات بلايا بوده و دو سوم ديگر آن مربوط به هزينه مستقيم خسارتهاي وارده مي‌باشد. تعداد تلفات سال به سال متغير است و حد متوسط آن 250000 نفر در سال مي‌باشد از اين تلفات، حدود 95 درصد آن در کشورهاي جهان سوم، جائي که بيش از 2/4 ميليارد نفر زندگي مي‌کنند رخ مي‌دهد(بحريني و همکاران،1382). طبق گزارش اخير برنامه محيطي سازمان ملل فراواني وقوع سيل و ديگر شرايط حدي اقليمي هر ساله دو برابر مي شود و بالغ بر 150ميليون دلار خسارات آنها افزايش مييابد آب و كشاورزي از مهمترين بخشهايي است، كه تحت تأثير حوادث جدي هستند(کياني و همکاران،1392). بر اساس آمارهاي بين المللي در 27 سال گذشته 6/3 ميليون نفر بر اثر بلاياي طبيعي در جهان جان باختهاند. بيش از 3 ميليارد نفر نيز آسيب ديدهاند و افزون بر 240 ميليارد دلار خسارات مالي بر ساکنين زمين وارد شده است اين آمار نشان ميدهد که بلاياي طبيعي در دنيا رو به افزايش است. بين سالهاي 1990 تا 2002 شدت بلايا 1/4 برابر شده است. نسبت جان باختگان 9/6 و آسيب ديدگان 2/5 و خسارات مالي 38 برابر شده است و طور متوسط در هر سال از هر 31 نفر يک تن از بلايا آسيب ديده و از هر 31 هزار نفر يکي در اثر بليه طبيعي جان خود را از دست داده است و همچنين آمارهاي جهاني صدمات حوادث و بلاياي طبيعي نشان ميدهند، سال 2008 يکي از بلاخيزترين سالها بوده است. در اين سال بيش از 220 هزار نفر بر اثر سيل و زلزله و ساير حوادث در سراسر جهان کشته شده اند(پرويزي، 1384). همچنين سازمان جهاني بهداشت برآورد نموده است که ساليانه 500000 نفر بر اثر مواجه با ذرات معلق موجود در هوا دچار مرگ زودرس ميشوند. آثار ريزگردها بر سلامت به صورت ظهور بيماريهاي گوناگون بر بشر امروزي آشکار ميشود(دادخواه وروحي،1390). مواجهه شدن با پديده گرد و غبار در محيط زندگي سلامت انسان را با خطر روبرو ميسازد(جمالي و همکاران، 2011 ). بررسيها نشان داده است که گرد و غبار بر سلامت بشر اثر نامطلوبي خواهد داشت و مشکلات متعددي را ايجاد مينمايد(کوکبي و همکاران، 2012). ايران ششمين کشور بلاخيز جهان محسوب شده به گونهاي که از 40 نوع بلاياي طبيعي شناخته شده در جهان، 31 نوع آن در ايران به دليل شرايط خاص جغرافيايي اتفاق مي‌افتد، براساس آمارهاي موجود طي 90 سال گذشته در ايران 120000 نفر بر اثر بلاياي طبيعي جان خود را از دست داده‌اند(پورمختار،1382). يکي از مهمترين مخاطراتي که مردم کشور ما را در چند سال اخير به شدت رنج ميدهد پديده گرد و غبار است که شناخت کافي از منشأ شکلگيري، زمان وقوع و پيامدهاي آن بر سلامت انسان، کشاورزي، صنعت و…، ميتواند در کاهش خسارات ناشي از آن مؤثر باشد. وقوع اين پديده بر تمام جنبههاي زندگي انسان تأثير ميگذارد. بيش از 25/1 ميليون هکتار از مساحت استان خوزستان را بيابان تشکيل ميدهد و از اين نظر جزء آسيب پذيرترين استانهاي کشور محسوب ميشود چرا که اراضي بياباني آن شامل 11 شهرستان است و 350 هزار هکتار از بيابانها را شنهاي روان تشکيل ميدهند که شامل 6 کانون فرسايش بادي است که بيشترين خسارتهاي مالي و زيستمحيطي را به منابع اقتصادي خوزستان وارد ميکنند. وجود روزهاي گرد و غباري موجب شد حدود 8 هزار هکتار از جنگلهاي طبيعي از بين برود و 641949 ميليون ريال به توليدات گياهي خسارت وارد شود و تأثير زيادي بر روي کاهش عملکرد کمي و کيفي محصولات کشاورزي و هجوم آفات و بيماري و بازاريابي محصولات بگذارد(خمان،1391؛ محمدي،1389). اثرات گرد و غبار را ميتوان در دو گروه خلاصه کرد: اثرات کوتاه مدت در زندگي مردم از قبيل اختلال در سيستمهاي حمل و نقل هوايي و جادهاي به علت کاهش قابليت ديد و منجر شدن به مشکلات سلامتي به علت همراه داشتن ذرات اتمي، ويروسها و باکتريها، کاهش محصولات کشاورزي و خسارت وارد کردن به موتورها(رواحي نژاد و خسروي پور،1390). اثرات بلندمدت در محيط زيست و آب و هواي زمين از قبيل تأثير بر سطوح دياکسيد گوگرد در اتمسفر بوسيله جذب فيزيکي يا توسط واکنشهاي ناهمگن، تأثير در دماي جهاني از طريق جذب و پراکنش تشعشع خورشيد، تشکيل ابر، فعاليت همرفتي و تأثير بر سطوح دياکسيدکربن(مرفع و همکاران. 1390و گريواني و همکاران، 2011). در اين ميان حوادث و رخدادهاي طبيعي مانند زلزله، سيل، گرد و غبار ، خشکسالي و غيره بارها زندگي را در روستاها به مخاطره مي‌اندازد، بنابراين گستره مفهومي مخاطرات محيطي، نوعي نگرش و ادارک خاص را براي روستاييان ايجاد ميکند، که با توجه به محيط جغرافيايي زندگي روستاييان و نوع کنش آنان در مقابل اين خطرات، مفهوم مذکور مي‌تواند متنوع و متمايز تقسير گردد. از طرفي اهميت تبيين مفهوم مخاطرات محيطي از ديدگاه روستاييان و کشاورزان هنگامي مضاعف ميگردد که معمولا آنان آسيب‌پذير38ترين اقشار در برابر بلايا به شمار مي‌روند. بنابراين با توجه به آرمان‌هاي نيل به توسعة پايدار، ارتقاء كيفيت زندگي، رفاه و توسعة اجتماعي و محيطي، لازم است كه مخاطرات طبيعي و آسيب‌پذيري نسبت به آن در كانون مباحث توسعة و برنامه‌ريزي در ابعاد مختلف بخشي و فضايي و نيز در سطوح مختلف محلي تا ملي و بين‌المللي قرار بگيرد. چرا كه ريشه‌يابي علل و عوامل منجر به خسارات سنگين حاصل از مخاطراتطبيعي، پاية سياستگذاري و تدوين برنامه‌هاي مناسب پيشگيري و مقابله با بحران‌هايطبيعي، و اولويتي در تصميم‌گيري و برنامه‌ريزي راهبردي مي‌باشد. از طرف ديگر با درک ماهيت و مفهوم مخاطراتمحيطي از ديدگاه روستائيان و کشاورزان مي‌توان، تصويري جامع و سازنده را براي برنامهريزان روستايي جهت جلب مشارکت روستائيان مذکور در طرح‌ها و برنامه‌هاي تعديل کننده اين مخاطرات و مديريت کارآمد بحران،‌‌ در اين حوزه فراهم نمود(افراخته و همکاران،1392).
بنابراين گرد و غبار يکي از موضوعات جديدي است که پرداختن به آن حائز اهميت ميباشد، به همين دليل بررسي رفتار و مقابله با اثرات آن و همچنين سطح آگاهي مردم در روستا و شهر در مورد گرد و غبار جهت مقابله با اين پديده ميبايست پيوسته مورد توجه قرار گيرد به همين منظور با استفاده از آموزشهاي لازم و اطلاع رساني دقيق به آنها، جهت حفظ و احياء، و جلوگيري از تخريب و بهرهبرداري از منابع طبيعي و محيط زيست و در نهايت مقابله صحيح با گرد و غبار را ميتوان آموزش داد.

4-1- اهداف پژوهش
1-4-1- هدف اصلي
هدف اين تحقيق بررسي رفتار خانوارهاي روستايي و شهري شهرستان بهبهان در مواجهه با گردوغبار مي باشد.
2-4-1- اهداف فرعي
1. مقايسه سطح آگاهي خانوار روستايي و شهري بهبهان در خصوص رفتارهاي مقابله اي با گردوغبار؛
2. مقايسه نگرش، هنجارذهني، نيت رفتاري و خودکارآمدي خانوارهاي روستايي و شهري بهبهان در خصوص رفتارهاي مقابله اي با گرد و غبار؛
3. مقايسه حساسيت درک شده، شدت درک شده، منافع درک شده، موانع درک شده و راهنماي عمل خانوارهاي روستايي و شهري بهبهان در خصوص رفتارهاي مقابله اي با گرد و غبار؛
4. مقايسه رفتار گذشته و رفتار مقابلهاي خانوارهاي روستايي و شهري بهبهان نسبت به گرد و غبار؛
5. تعيين عوامل مؤثر بر رفتار خانوارهاي روستايي و شهري در خصوص رفتارهاي مقابله اي با گرد و غبار؛
5-1- محدوده هاي تحقيق
1-5-1- محدوده موضوعي
اين پژوهش به بررسي رفتار خانوارهاي روستايي و شهري بهبهان در مواجهه با گردوغبار مي پردازد.
2-5-1- محدوده انساني
سرپرست خانوارهاي روستايي و شهري بهبهان مي باشد.
3-5-1- محدوده زماني
قلمرو زماني اين پژوهش به سالهاي 1393-1392 محدود شده که مطالعات نظري مربوط به چارچوب مفهومي در اواخر سال1392 انجام شد و مطالعه ميداني از مهرماه ماه 1393 شروع و در دي ماه همان سال خاتمه يافت.
4-5-1- محدوده مکاني
قلمرو جغرافيايي اين پژوهش، مرکز شهرستان بهبهان و بخش حومه، بخش مرکزي و بخش تشان شهرستان بهبهان در استان خوزستان مي باشد.
6-1- محدوديت هاي پژوهش
– عدم تمايل و همکاري برخي از سرپرستان خانواده هاي شهري و روستايي جهت تکميل پرسشنامه ها؛
– مشکل رفت و آمد به روستاها؛
– کمبود مطالعات مشابه با پژوهش حاضر.
7-1- تعريف واژگان
1- 7-1-گرد و غبار:
توده‌اي از ذرات جامد ريز غبار و گاه دود است که در جو پخش شده و ديد افقي را ميان ?و? کيلومتر محدود مي‌کند و براي بيماران تنفسي بسيار زيان‌آور است. ريزگرد همچنين گاه باعث بروز پديده ماه آبي مي‌شود(ندافي، 1388).
2- 7-1-خانوار39:
در تعريف آماري، خانوار از چند نفر تشکيل مي‌شود که با هم در يک اقامتگاه زندگي مي‌کنند، با يکديگر هم‌خرج هستند و معمولاً با هم غذا مي‌خورند. فردي که به تنهايي زندگي مي‌کند نيز، خانوار تلقي مي‌شود(مرکز آمار ايران، 1393).
3- 7-1-رفتار40:
عبارتست از آنچه که فردي از خود بروز ميدهد و قابل مشاهده، اندازه گيري و تکرار ميباشد. در واقع رفتار، مفهومي عام است که شامل همه اقدامات، گفتار و کردار و نيز نمودهاي عقلاني، عاطفي، انعکاسي و اضطراري، ميباشد(يوسفي و غنيان، 1392).
4- 7-1-تغيير اقليم41 :
تغيير اقليم از ديدگاه بسياري از صاحبنظران يک پديده طبيعي است که در تواليهاي زماني بلند مدت اتفاق افتاده و مجدداً نيز به وقوع ميپيوندد. تأثير فعاليتهاي بشري سبب تشديد اثرات پديدههاي تغيير اقليم، شدت روند تغييرات و تغيير بازهي زماني توالي تغييرات اقليمي ميشود(رضايي و همکاران؛1391).
5- 7-1-محيط زيست42:
محيطزيست، به تمام محيطي اطلاق ميشود كه انسان به طور مستقيم و غير مستقيم به آن وابسته است و زندگي و کليه فعاليتهاي او در ارتباط با آن قرار دارد، تحقيقات علمي نشان داده است كه اجزاي مختلف محيط زيست درياها، رودخانهها، هوا، خاك، حيوانات، گياهان و…، همه به يكديگر وابسته و مرتبط هستند و به لحاظ همين وحدت و يكپارچگي، هرنوع آلودگي ميتواند موازنه و تعادل ميان عناصر گفته شده را بر همزند(فيروزي، 1384).
فصل دوم
مباني نظري و مروري بر مطالعات پيشين
1-2-بخش اول
1-1-2-تعريف محيط زيست
بعضي از نويسندگان از اين كه بتوان تعريفي جامع و حقوقي از ارائه داد، اظهار ترديد كردهاند؛ زيرا حقوق داخلي ايران و بسياري از كشورها در خصوص تعريف محيط زيست ساكت هستند و بيشتر محيط زيست را در رابطه با عناصر طبيعت، منابع طبيعي، شهر و مناظر به كار بردهاند. به همين جهت مفهوم محيط زيست از نظر كشورها با توجه به اهميتي كه هر كشور به يكي از عناصر زيستمحيطي ميدهد، مي تواند متفاوت باشد. براي اين كه بتوانيم تعريف جامعي از محيط زيست ارائه دهيم به ناچار بايد برخي از مفاهيم را كه شناخت محيط زيست، متوقف بر آشنايي به آنهاست، تعريف كنيم و در انتها تعريف مورد نظر از محيط زيست را بيان نماييم.
2-1-2- طبيعت
اگر بخواهيم از واژهاي با مفهوم مبهم نام ببريم، اين واژه چيزي جز كلمهي طبيعت نخواهد بود؛ زيرا به تمام موجوداتي كه پروردگار در جهان بي انتها، آفريده طبيعت است، طبيعت گفته ميشود؛ به عبارت ديگر، هر چيزي كه دست بشر در ايجاد آن دخالت نداشته باشد، طبيعت نام دارد.
3-1-2- اكولوژي43 يا بوم شناسي
دانشي است كه به مطالعهي روابط جانداران با محيطي (اكولوژي) كه در آن زندگي ميكنند، ميپردازند. با توجه به محتواي نه چندان روشن محيطزيست، افكار عمومي، بين اكولوژي و محيط زيست تفاوت چنداني قائل نيست.
4-1-2- اكوسيستم44
عبارت است از هر ناحيهاي از طبيعت كه در آن، بين موجودات زنده( اكوسيستم ) و اجسام غير زنده واكنش هاي متقابل انجام ميگيرد، تا تبادل مواد بين آنها به عمل آيد؛ مثلاً يك درياچه يا يك جنگل، يك اكوسيستم است و شامل چهار عامل تشكيل دهنده، يعني اجسام غير زنده، توليدكنندگان، مصرفكنندگان و تجزيهكنندگان ميباشد؛ از اين رو محيطزيست را ميتوان يك اكوسيستم دانست كه از تعداد بيشماري اكوسيستمهاي كوچكتر تشكيل شده است و بشر براي زندگي و ادامهي آن به تمام اكوسيستمها وابستگي دارد(فيروزي، 1384).
اگر بخواهيم يك جمعبندي از تعريفهاي فوق داشته باشيم، بايد بگوييم:
– محيطزيست، به تمام محيطي اطلاق ميشود كه انسان به طور مستقيم و غير مستقيم به آن وابسته است و زندگي و فعاليتهاي او در ارتباط با آن قرار دارد.
2-2-انواع محيط زيست
دانشمندان و كارشناسان محيط زيست معتقدند كه محيط زيست به دو بخش تقسيم مي شود:
1-2-2- محيطزيست طبيعي45
محيطزيست طبيعي به آن بخش از محيطزيست اطلاق ميگردد كه در تشكيل آن بشر نقشي نداشته، بلكه از موهبتهاي خدادادي است و شامل جنگلها، مراتع، كوهها، دشتها، رودخانهها، درياها، باتلاقها، چشماندازها و… ميگردد. عوامل تشكيل دهندهي محيطزيست طبيعي، شامل عوامل جاندار(گياهان و جانوران) و عوامل بيجان (خاك، آب و هوا) ميباشد.
2-2-2- محيطزيست انساني46
محيطزيست انساني يا به عبارت ديگر، محيطزيست انسان ساخت، به آن بخش از محيطزيست اطلاق ميگردد كه به دست بشر ساخته شده و زاييدهي تفكر او ميباشد.
3-2-آلودگي زيست محيطي
ماده ي 9 قانون حفاظت و بهسازي محيطزيست مصوب 1353 ، تعريف ذيل را ارائه ميدهد:
آلودگي زيستمحيطي؛ منظور از آلوده ساختن محيطزيست عبارت است از پخش يا آميختن مواد خارجي به آب، هوا، خاك يا زمين، به ميزاني كه كيفيت فيزيكي، شيميايي يا بيولوژيك آن را به طوري كه زيانآور به حال انسان يا ساير موجودات زنده يا گياهان و يا آثار و ابنيه باشد، تغيير دهد(فيروزي، 1384).
4-2-انواع آلودگيهاي زيست محيطي
آلودگيهاي زيستمحيطي، انواعي دارند كه مهمترين آنها عبارتند از: آلودگي هاي هوا، آب، خاك، صوت، شيميايي و هسته اي.
5-2-آلودگي آب و هوا
يکي از عوامل مرگ و مير در دنيا آلودگي هوا و آب ميباشد. آلودگي هوا چهارمين عامل مرگ و مير دنيا است. پنج آلاينده مونواکسيدکربن، اکسيدهاي ازت، دياکسيد گوگرد، ازن و ذرات معلق، نقش بيشتري در آلودگي هوا دارند( کاويانيراد، 1387)؛ از پيامدهاي آلودگي هوا ميتوان به کاهش ميانگين ضريب هوشي کودکان، افزايش درصد سقط جنين، کاهش طول عمر، خستگي زودرس، فراگيري بيماريهايي مانند افسردگي، انواع ناراحتيهاي تنفسي( مانند سرطان ريه)، عوارض قلبي، اشاره کرد(خراساني، 1388)، در ايران آلودگي آب و هوا باعث بروز و ايجاد ناگواريها و چالشهايي گرديده است.
6-2-كنوانسيون بينالمللي در مورد حق بر اطلاعات و مشاركت عمومي در زمينهي محيط زيست 1998
اين كنوانسيون، اولين سند لازم الاجراء در قلمرو بين المللي در خصوص دسترسي عمومي به اطلاعات زيستمحيطي است. اين كنوانسيون همچنين سابقهي با ارزشي در زمينهي تعهدات دولتها در خصوص دسترسي مردم به اطلاعات، به صورت كلي است؛ لذا اين سند نه تنها قدمي بسيار مهم در حمايت از محيطزيست و حق بر محيطزيست تلّقي گرديده است، بلكه سند مهمي براي تضمين رعايت اصول دموكراتيك، در اتخاذ و اجراي تصميمات دولتي است. اين كنوانسيون بر دو مبنا پايه گذاري شده است:
1-6-2- دسترسي عموم به اطلاعات زيستمحيطي؛
2-6-2- امكان مشاركت عمومي در اتخاذ تصميمات زيستمحيطي.
كنوانسيون براي تضمين اين حقوق براي مردم و نمايندگان آنها به ويژه سازمانهاي غير دولتي آيينهاي قضايي و اداري ضروري را پيشبيني كرده است. كنوانسيون تأكيد ميكند، كه اين حقوق بدون در نظر گرفتن رابطهي شهروندي، تابعيت و يا محل اقامت، براي همه تضمين ميگردد. به علاوه اين كنوانسيون براي امضاي كشورهايي كه عضو كميسيون اقتصادي سازمان ملل متحد براي اروپا نيستند، باز است.
– ماده ي 3 اين كنوانسيون، مجموع اصول كلي را بيان ميكند كه علاوه بر وظيفهي دولت در ارائهي اطلاعات بنابر درخواست كليهي افراد؛ دستگاههاي دولتي بايد به صورت مقدماتي، اشخاص را از نحوهي دسترسي و جست و جوي اطلاعات مطلع و آنها را در اين امر كمك كنند. به علاوه دستگاههاي دولتي موظف به ارائهي گستردهي اطلاعات به ويژه از طريق اينترنت گرديدهاند.
– ماده ي 9 كنوانسيون، امكان رجوع به مراجع قضايي و اداري مستقل مشخص شده توسط قانون، در صورت استنكاف از ارسال اطلاعات زيست محيطي را پيشبيني نموده است.
– مادهي 2، تعريف بسيار وسيعي از اطلاعات زيست محيطي ارائه مينمايد. به موجب اين ماده، اطلاعات زيست محيطي شامل مواردي مثل آب، خاك، هوا، مواد شيميايي، سلامت انساني، برنامهريزي براي بهرهبرداري از خاك، شرايط زندگي و غيره ميگردد. در اين كنوانسيون براي اولين بار، سلامت انسان جزئي از محيط زيست تلقي گرديده كه البته با انتقاداتي نيز مواجه بوده است.
– به موجب مادهي 4 اين كنوانسيون، اطلاعات بايد در شكل مورد نظر متقاضي به او ارائه گردد، مگر آن كه ارائهي آن به صورت ديگر مناسبتر باشد يا قبلاً اطلاعات به طريق ديگر ارائه شده باشد(وفادار، 1386)
2-2- بخش دوم:
1-2-2-مقدمه
تغيير اقليم47 سيستم پيچيدهاي است که عمدتاً به دليل افزايش گازهاي گلخانهاي درحال تغيير است. آب و هواي کره زمين در طول قرن بيستم به ويژه در دو دهه اخير تعادل خود را از دست داده و تمايل به افزايش دما نشان داده است(رحيمي و محمدي، 1392). تغيير اقليم از ديدگاه بسياري از صاحب نظران يک پديده طبيعي است که در تواليهاي زماني بلند مدت اتفاق افتاده و مجدداً نيز به وقوع ميپيوندد. تأثير فعاليتهاي بشري سبب تشديد اثرات پديدههاي تغيير اقليم، شدت روند تغييرات و تغيير بازهي زماني توالي تغييرات اقليمي ميشود( جهانبخش و همکاران، 1389 و رضايي و همکاران، 1391). کشور ايران نيز به دليل داشتن اقليم خشک از بينظمي اقليمي شديد برخوردار است، بدين جهت مخاطرات اقليمي در ايران فراوانتر و شديدتر هستند. هر سال در هر نقطه از کشور مخاطرات اقليمي رخ ميدهند و عامل مهمي در توسعه و برنامهريزي کشور ميباشند، که شناخت اين مخاطرات از اهميت بالايي برخوردار است(عليجاني،1390).
2-2-2-اثرات تغيير اقليم
تأثير تغيير اقليم در ايران شامل تغييرات الگوهاي بارندگي و دمايي و منابع آب، بالا آمدن سطح آب دريا، آسيبپذيري مناطق اگرواکولوژي و کمبودهاي بيواقليمي ميشود( مصباح زاده و همکاران، 1391).
3-2-2-تغيير اقليم، کشاورزي در جهان و آسيبپذيري منطقهاي
تغيير اقليم جهان با سرعتي بيسابقه در حالت غير استوا اين مهم اثراتي از قبيل کاهش امنيت توليد غذا، خشکسالي، فقر، افزايش مخاطرات طبيعي و افزايش تنشهاي اقتصادي- اجتماعي را به دنبال دارد. از مهمترين خطراتي که بشر و زمين را تهديد ميکند تغيير اقليم است که در راس 9 خطر قرار گرفتهاست. مطالعات نشان ميدهدکه متأسفانه مديريت ناپايدار و ارزيابي نشده در کشورهاي خاورميانه منجر به رشد مضاعف سرعت تغيير اقليم و گسترش بحرانهاي زيستمحيطي در منطقه شدهاست. از اينرو کشورهاي منطقه نيازمند باز تعريفي از مديريت بر مبناي توسعه پايدار و برنامهريزي ارزيابي شده هستند( مصباح زاده و همکاران، 1391). يکي از مهمترين عوامل ساختار کره زمين اقليم است. حدود 90 درصد از بلاياي طبيعي که در جهان رخ ميدهند، در ارتباط با عوامل اقليمي است و در ميان آنها تغييرات و نوسانات اقليمي از جمله کاهش بارندگي و افزايش دماي کره زمين اثرات نامطلوب زيادي بر کشاورزي مناطق خشک جهان، خصوصأ ايران داشته است(چکشي،1391).
جدول شماره1: اثرات تغييرات آب و هوا و مشكلات زيست محيطي
رديفنوع رخداداثراتمشكلات زيست محيطي1-تاثير در مناطق ساحلي و
اكوسيستمهاي آبي- آب شدن يخها
– تيره شدن رنگ اقيانوسها
– آب شدن يخچالهاي طبيعي- زير آب رفتن نوار ساحلي
– مشكلات بهداشتي و عدم دسترسي به آب آشاميدني مطلوب
– از بين رفتن تپههاي مرجاني
– مورد تهديد قرار گرفتن صنعت توريسم
– حدود 46 ميليون نفر در معرض سيلابهاي ساحلي قرار ميگيرند.
– تغيير در ساختار مثبت غذايي، توليدمثل موجودات، ظرفيت ذخيره كربن و گرما و ساختار اكوسيستمهاي دريايي2-رخدادهاي اقليمي و بلاياي
طبيعي- تغييرات در وضعيت اقليم و بروز بلاياي طبيعي- تخريب اكوسيستم ها
– افزايش نرخ مرگ و مير جانداران3-تاثير در وضعيت اقتصادي-اجتماعي- آسيب هاي اقتصادي ناشي از بلاياي طبيعي
– كاهش درصد توليد ناخالص داخل كشورها
– افزايش هزينههاي اقتصادي – اجتماعي- بيخانمان شدن و مهاجرت انسانها
– كمبود غذا، آب آشاميدني، نيازهاي اساسي، سوخت و مسائل بهداشتي
-تشديد تخريب منابع طبيعي و حيات وحش4-تاثير در منابع طبيعي- افزايش دفعات وقوع حوادث غير مترقبه (سيل وخشكسالي)
– افزايش آتش سوزي در جنگل ها و مراتع
– افزايش خشكسالي و بيابانزايي- اثر بر كيفيت آب
– افزايش ميزان بارش در سطح جهاني در نواحي گرم تر
– كاهش ميزان بارش در مناطق داراي بارندگي موسمي
– تاثير بر روان آب ها و منابع زيرزميني
– افزايش تبخير و خشك شدن خاك ها
– كاهش روان آبهاي بهاره
– گرم شدن درجه حرارت زمين
– آسيب به جنگل ها
– افزايش پديده ال نينو و طوفانهاي موسمي5-تاثير در وضعيت كشاورزي- كاهش كشتزارها و كشت (مانند گندم، برنج و ذرت و ..)- كاهش غذاي دام و امنيت غذايي6-تاثيرات بهداشتي- افزايش و شيوع بيماري ها (مانند مالاريا، وبا و …)- افزايش مرگ و ميراقتباس از: رجب زاده(1387)
3-2-بخش سوم
1-3-2-مخاطرات طبيعي
شامل تنوع وسيعي از مخاطرات است که از رويدادهاي طبيعي( ژئو فيزيکي48) تا حوادث تکنولوژيکي49( ساخته دست انسان) تا وقايع اجتماعي( رفتارهاي انساني) را شامل ميشود( شکل شماره 1).
در اين طيف بهتر است عمدتا اصطلاح مخاطرات طبيعي را تنها به رويدادهاي ژئوفيزيکي اطلاق کنيم زيرا اين واژه ها با ماهيت آنها سنخيت بيشتري مييابد ينابراين ” مخاطرات طبيعي عبارتست از وقوع ناگهاني و يا نامحسوس و مرموزانه پديدههايي که منشاء طبيعي داشته و جزء خصوصيات ذاتي کره زمين بوده وبه خاطره نحوه عملکرد در قلمرو سکونتگاههاي انسان و تأسيسات وي موجب کشتار، تخريب و خسارات مستقيم و غير مستقيم در ابعاد مختلف ميشوند(حسين زاده،1382)
شکل (1): يک طيف عمومي از مخاطرات محيطي شامل وقايع ژئوفيزيکي تا فعاليتهاي انسان
اقتباس: (حسن زاده،1383)
2-3-2-مفهوم مخاطرات محيطي
محيط، شامل محيط اجتماعي و محيط طبيعي مي‌شود و مخاطرات محيطي، شامل پيشامد‌هاي ناگهاني يا تدريجي با خاستگاه طبيعي يا انساني به شمار مي‌روند كه متأثر از آن، سلامت و امنيت گستره زيست و اسكان بشر با خطر مواجه مي‌شود( کاوياني راد، 1389). فرسايش خاك، باران هاي اسيدي، آلودگي هوا، نابودي اوزن، آلودگي آب، رشد فزاينده جمعيت، آلودگي آبهاي آشاميدني و زيرزميني، سيل، گازهاي گلخانه‌اي، آلودگي صوتي، چراي بي‌رويه، آتش سوزي، صيد بي‌رويه، زلزله و… از مهم‌ترين و شايعترين مخاطراتمحيطي مي‌باشد. مخاطراتمحيطي درگستره سرزمين ايران به طور عمده شامل موارد زير مي‌باشند:
1-2-3-2- مخاطرات اقليمي: که منشأ بيش از 90 درصد بلاياي طبيعي را در کشور تشکيل ميدهد از قبيل؛ گردوغبار، سيل، خشکسالي، يخبندان، کولاک، رعد و برق، بهمن، سرمازدگي، آتشسوزي جنگل‌ها و بيشهزارها.
2-2-3-2-مخاطرات زمينساخت50: از قبيل زلزله و رانش زمين؛ که در اين ميان زلزله به دليل شدت و دامنه اثر بالا از اهميت خاصي برخوردار است(بلادپس، 1383).
3-2-3-2-مخاطرات انساني51: که شامل تمامي فرآيندهاي خطر آفرين مرتبط با فعاليتهاي انساني ميباشد، از قبيل رشد فزاينده جمعيت، صيد بي‌رويه، چراي بي‌رويه، آلودگي صوتي و…( ايرانبدي،1390).
در اين ميان حوادث و رخدادهاي طبيعي مانند زلزله، سيل، گرد و خاک، خشکسالي و غيره بارها زندگي را در روستاها به مخاطره مي‌اندازد، بنابراين گستره مفهومي مخاطرات محيطي، نوعي نگرش و ادارک خاص را براي روستاييان و شهريها ايجاد ميکند، که با توجه به محيط جغرافيايي زندگي روستاييان و نوع کنش آنان در مقابل اين خطرات، مفهوم مذکور مي‌تواند متنوع و متمايز تقسير گردد. از طرفي اهميت تبيين مفهوم مخاطرات محيطي از ديدگاه روستاييان و کشاورزان هنگامي مضاعف ميگردد که معمولا آنان آسيب‌پذيرترين اقشار در برابر بلايا به شمار مي‌روند. بنابراين با توجه به آرمان‌هاي نيل به توسعة پايدار، ارتقاء كيفيت زندگي، رفاه و توسعة اجتماعي و محيطي، لازم است كه مخاطرات طبيعي و آسيب‌پذيري نسبت به آن در كانون مباحث توسعة و برنامه‌ريزي در ابعاد مختلف بخشي و فضايي و نيز در سطوح مختلف محلي تا ملي و بين‌المللي قرار بگيرد. چرا كه ريشه‌ يابي علل و عوامل منجر به خسارات سنگين حاصل از مخاطرات طبيعي، پاية سياستگذاري و تدوين برنامه‌هاي مناسب پيشگيري و مقابله با بحران‌هاي طبيعي، و اولويتي در تصميم‌گيري و برنامه‌ريزي راهبردي مي‌باشد. از طرف ديگر با درک ماهيت و مفهوم مخاطرات محيطي از ديدگاه روستائيان و کشاورزان مي‌توان، تصويري جامع و سازنده را براي برنامهريزان روستايي جهت جلب مشارکت روستائيان مذکور در طرح‌ها و برنامه‌هاي تعديل کننده اين مخاطرات و مديريت کارآمد بحران،‌‌ در اين حوزه فراهم نمود(افراخته و سليماني،1391).
طبق گزارش اخير برنامه محيطي سازمان ملل فراواني وقوع سيل و ديگر شرايط حدي اقليمي هر ساله دو برابر ميشود و بالغ بر 150 ميليون دلار خسارات آنها افزايش مييابد. آب و كشاورزي از مهمترين بخشهايي است، كه تحت تأثير حوادث جدي هستند( کياني و همکاران،1391).
3-3-2- خسارات بلايا و مخاطرات محيطي در جهان و ايران
بر اساس آمارهاي بين المللي در 27 سال گذشته 6/3 ميليون نفر بر اثر بلاياي طبيعي در جهان جان باختهاند. بيش از 3 ميليارد نفر نيز آسيب ديدهاند و افزون بر 240 ميليارد دلار خسارات مالي بر ساکنين زمين وارد شده است اين آمار نشان مي دهد که بلاياي طبيعي در دنيا رو به افزايش است. بين سالهاي 1990 تا 2002 شدت بلايا 1/4 برابر شده است. نسبت جان باختگان 9/6 و آسيب ديدگان 2/5 و خسارات مالي 38 برابر شده است و طور متوسط در هر سال از هر 31 نفر يک تن از بلايا آسيب ديده و از هر 31 هزار نفر يکي در اثر بليه طبيعي جان خود را از دست داده است و همچنين آمارهاي جهاني صدمات حوادث و بلاياي طبيعي نشان ميدهند سال 2008 يکي از بلاخيزترين سالها بوده است. در اين سال بيش از 220 هزار نفر بر اثر سيل و زلزله و ساير حوادث در سراسر جهان کشته شده اند(پرويزي، 1384).
شکل (2): تعداد افراد کشته شده و آسيب ديده از حوادث طبيعي از 1950 تا 1998
اقتباس:(قاسمي و همکاران،1391)
بلاياي طبيعي به عنوان يک پديده طبيعي در سراسر جهان اتفاق ميافتد اما خسارات ناشي از اين بلايا در کشورهاي در حال توسعه رقم بالاتري را به خود اختصاص داده است. تأثيرات منفي بلاياي طبيعي قبل از آن که به ميزان خطر بستگي داشته باشد به ميزان توسعه يافتگي کشورهاي آسيب ديده ارتباط دارد.
4-2-



قیمت: تومان


پاسخ دهید