دانشگاه آزاد اسلامي
واحد تهران مرکزي
دانشکده ادبيات و علوم انساني، گروه اديان و عرفان
پايان نامه براي دريافت درجه کارشناسي ارشد (M.A)
گرايش: اديان و عرفان
عنوان :
معرفت شناسي از ديدگاه ابن عربي
استاد راهنما:
دكتر عبدالرضا مظاهري
استاد مشاور :
دکتر پرويز داكاني
پژوهشگر :
مريم زندي
تابستان 1389
تقديم به :
ساحت پاک و مقدس آقا امام زمان ( عج )

تشکر قدرداني :
از همسر عزيزم علي بشيري که با زحمات بي شائبه اش همواره حامي و مشوق اصلي ام در تمام مراحل تحصيلي بوده است و دخترم ندا بشيري که ويرايش نهايي اين تحقيق را با دقت کم نظيرش به انجام رسانيد و استاد گرامي و بزرگوار جناب آقاي دکتر عبدالرضا مظاهري به پاس تمام راهنمائي ها و زحماتشان ، کمال قدرداني و امتنان را دارم .

فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول: كليات طرح
معرفي موضوع2
1-1 اهميت تحقيق و ضرورت تحقيق2
1-2 هدف تحقيق3
1-3 روش تحقيق3
1-4روش تحقيق در معرفت شناسي3
1-5 قلمرو تحقيق4
1-6 سوال مورد تحقيق4
1-7 تعريف واژگان5
1-8 پيشينه تحقيق5
1-9 هدف تحقيق5
1-10 روش تحقيق5
1-11 مشكلات و موانع تحقيق6
فصل دوم:معرفي زندگي، احوال، اقوال ابن عربي
2-1 مختصري از زندگي نامه ابن عربي8
2-2 ويژگي هاي شخصيتي ابن عربي9
2-3 طريقت و شخصيت ابن عربي9
2-4 روش تفكر و سبك بيان10
2-5 جايگاه ، ابن عربي در تاريخ تصوف11
2-6 خانواده ابن عربي11
2-7 كني و القاب ابن عربي12
2-8 چشم اندازي بر آثار و عقايد ابن عربي12
2-9 شرحهاي مكتوب بر آثار ابن عربي14
2-10 طريقت ابن عربي، طريقت اكبريه16
2-11 وفات ابن عربي17
فصل سوم:پيشينه و تعريف معرفت شناسي
3-1 پيشينه معرفت شناسي20
3-2 تعريف واژه معرفت در لغت واصطلاح20
3-3 تحليل معرفت23
3-4 واژه ي معرفت در نگاه كلي23
3-5 معرفت از منظر انديشمندان مسلمان25
3-6 راي حكماي اسلامي بر معرفت26
3-7 رويكرد متفكران مسلمان در معرفت شناسي26
3-8 معرفت ديني27
3-9 آغاز معرفت28
3-10 جايگاه معرفت در نهاد آدمي28
3-11 محور معرفت شناسي29
3-12 عقل محور معرفت شناسي29
3-13 پيوند بين معرفت و تعريف از نظر ارسطو30
3-14 گرايش حسي و تجربي بر فلاسفه بر معرفت31
3-15معرفت شناسي و علم شناسي فلسفي32
3-16 تمايز معرفت شناسي و علم شناسي فلسفي33
3-17 ابزار معرفتهاي بشري33
3-18 اقسام علم حضوري انسان35
3-19 ويژگي هاي علم حضوري36
3-20 معرفت حضوري و حصولي از نظر حكماي مسلمان.36
3-21 قلمرو علم حضوري در انسان37
3-22 بنيانگزاران و متفكران بزرگ معرفت شناسي40
3-23 معرفت هاي يقيني ديني40
3-24 انواع معرفت هاي يقيني40
3-25 از نظر عارفان معرفت بر دونوع است43
3-26 نظر عقليون در باب معرفت44
3-27 حقيقت عقل از نظر فلاسفه و متكلمان46
3-28 عقل نظري و عقل عملي47
3-29 نظر ابن سينا بر معرفت شناسي47
3-30نظر نصير الدين طوسي بر معرفت شناسي49
3-31 نظر فخر الدين رازي49
3-32تعريف، ابزار و حوزه ي معرفت ديني50
3-33 انواع معرفت از نظر اسپينوزا53
3-34 امكان معرفت56
3-35 معرفت شناسي و علم منطق 57
3-36 تمايز معرفت شناسي و منطق58
3-37 معرفت شناسي و علم روان شناسي59
3-38 معرفت شناسي وروان شناسي ادراك60
3-39 معرفت شناسي و علم فلسفه دين61
3-40 معرفت شناسي، فلسفه ي اخلاق و فلسفه ي دين63
3-41 توجه به معرفت شناسي در يونان باستان64
3-42 توجه به معرفت شناسي در قرون وسطي66
3-43 توجه به معرفت شناسي در فلسفه جديد67
3-44 معرفت شناسي مطلقي و معرفت شناسي مقيد68
3-45 رويكردهاي گوناگون در معرفت شناسي مطلق70
3-46 معرفت شناسي مدرن73
3-47 تفاوت معرفت شناسي قدما با معرفت شناسي معاصر76
3-48 ديدگاههاي فلاسفه اروپايي در باب شناخت و معرفت77
3-49 معرفت شناسي و دانش هاي همگن78
3-50 تمايز معرفت شناسي و علم النفس79
3-51 تمايز معرفت شناسي با فلسفه ي علوم80
3-52 پيشينه معرفت شناسي با نگاه اجمالي81
3-53 نقش حس و عقل در معارف بشري83
3-54 تعارض معرفت هاي ديني با ديگر معرفت هاي بشري31
3-55 تعريف معرفت ديني84
فصل چهارم: جايگاه معرفت از نظر عرفان و ابن عربي
4-1 لازمه شناخت و معرفت خداوند از ديدگاه ابن عربي86
4-2 انسان كامل از نظر ابن عربي87
4-3 عوالم انسان كامل از نظر ابن عربي93
4-4 اوصاف انسان كامل96
4-5 مظهريت اسماء الهي بودن انسان كامل97
4-6 انسان كامل آيينه ي حق است در معرفت خداوند از ديدگاه ابن عربي99
4-7 در صفات انسان به صفات كامله از ديدگاه ابن عربي در معرفت حق100
4-8 جايگاه كشف در معرفت شناسي ابن عربي100
4-9 امكان102
4-10 امتناع بالذات102
4-11 رحمت وجوب و رحمت امتنان103
4-12 مراتب تجلي حق و فراگيري رحمت الهي105
4-13 چرا قلب گسترده تر از رحمت الهي است107
4-14 ابزار شناخت عرفاني110
4-15 معناي قلب111
4-16 نظر ابن عربي در باب قلب111
4-17 فرق ادراك قلبي با ادراكات عقلي112
4-18 وجوه قلب از نظر عرفا113
4-19 وجوه قلب از نظر ابن عربي113
4-20 قلب از ديدگاه قرآن114
4-21 معناي علم و ادراك و انواع و ابزار آن117
4-22 معناي ادراك، و انواع آن118
4-23 مفهوم كلي تصور از منظر ابن سينا119
4-24 معناي عقل و انواع عقل و تعقل120
4-25 يقين120
4-26 ابزار ادراك121
4-27 انواع علوم از منظر ابن عربي122
4-28 معرفت و امور خرق عادت از ديدگاه ابن عربي124
4-29 تقابل عقل و عشق 125
4-30 جامعيت و بطون انسان از نظر ابن عربي129
4-31 رابطه معرفت و حيرت از نظر ابن عربي132
4-32 جهان بيني ابن عربي132
4-33 عقل از نگاه ابن عربي133
4-34 نظر ابن عربي درباره اشتباه و خطاي عقل133
4-35 معرفت تقليدي از ديدگاه ابن عربي135
4-36 تطابق معرفت ميان عالم كبير و عالم صغير از ديدگاه ابن عربي137
4-37 عوالم چهارگانه در معرفت شناسي ابن عربي137
4-38 بيان علم و باطن و نقش، در دل معرفت شناسي ابن عربي140
4-39 شوايب چهارگانه انسان در معرفت شناسي141
4-40 خدا در معرفت شناسي ابن عربي142
4-41 تشبيه و تنزيه143
4-42 معناي تعالي خدا از نظر ابن عربي144
4-43 ابعاد تعالي از نظر ابن عربي144
4-44 مشكلاتي كه از قول به تعالي محض بر مي خيزد146
4-45 ديدگاه ابن عربي در باب تنزيه و تشبيه147
4-46 تعالي وجودي، حلول و اتحاد147
4-47 رابطه حق و خلق در معرفت شناسي ابن عربي148
4-48 ديدگاه ابن عربي در باب خدا149
4-49 راه كشف و شناخت خداوند و تجلي وجود150
4-50 تعالي معرفتي151
4-51 راه ترفع خداوند156
4-52 علمي كه به عارفان اختصاص دارد معرفت ناميده ميشود158
4-53 عالم خيال160
4-54 وجه تسميه ي خيال161
4-55 نياز خيال متصل به حواس پنجگانه163
4-56 نقش خيال متصل در علم164
4-57 قلب جايگاه خيال164
4-58 تأثير خيال متصل در رويا165
4-59 نقش خيال متصل در عبادت166
4-60 نقش خيال در عرفان167
4-61 انسان كامل محل سير معرفت168
4-62 عالم خيال در معرفت شناسي ابن عربي170
4-63 محل معرفت قلب است171
4-64 معاني مختلف قلب172
4-65 نفس ناطقه172
4-66 عالم شهادت174
4-67 عصمت قلب175
4-68 وجه قلب از ديدگاه ابن عربي176
4-69 تجلي قلب از نظر ابن عربي177
4-70 ظهورات انسان در عوالم178
4-71 جلوه ي بي نشان به نشان و تعيين179
4-72 مفاتيح اول غيب180
4-73 كمال اسمايي يا شهود كثرت181
4-74 انسان كامل روح پير كه عالم است183
4-75 مراتب نشاه عنصري انسان184
فصل پنجم: معرفت از ديدگاه ابن عربي
5-1 نظريه ي معرفتي ابن عربي187
5-2 علم عقل، انواع معرفت از ديدگاه ابن عربي187
5-3 معرفت يا دانش189
5-4 جهان آينه ي حق تعالي است از نظر ابن عربي191
5-5 نفس، آينه ي حق تعال…………………………………………………………………….191
5-6 شناخت خداوند با تجلي او192
5-7 شناخت خداوند به خداوند192
5-8 آفرينش يا صدور جهان193
5-9 نظر ابن عربي در باب نيستي و لزوم شناخت آن193
5-10 نظر ابن عربي درباره ي اهل فكر از ديدگاه فلسفه و فلاسفه196
5-11 ملاقات ابن عربي با فلاسفه ي عصر خود199
5-12 معناي سير و سلوك در نظر ابن عربي202
فصل ششم :نتيجه گيري
نتيجه گيري205
فهرست منابع و مآخذ
فهرست منابع و مآخذ208
چکيده انگليسي215

چکيده
هدف ما در اين رساله بررسي ” معرفت شناسي از ديدگاه اين عربي ” با توجه به جايگاه معرفت شناسي از ديدگاه ابن عربي در نظرات فلاسفه و دانشمندان و عارفان اسلامي در پنج فصل که فصل اول شامل کليات طرح و فصل دوم آن معرفي زندگي و احوال و اقوال ابن عربي فصل سوم پيشينه و تعريف شناسي، فصل چهارم جايگاه معرف از نظير عارفان و ابن عربي فصل پنجم معرفت از ديدگاه ابن عربي مورد بررسي قرار گرفته است . و قلمرو، تحقيق قلمرو معرفت شناسي به آغاز پيدايش آن و مباحث آن به صورت نظريه کلامي از زمان عارفان اسلامي در زمان بن عربي مي باشد که جهان بيني ابن عربي عالم تجلي و ظهور حق است و در نتيجه هم اشيا و موجودات اين عالم تعينات حق هستند اين عربي اشاراه کامل را کامل ترين صورتي ميداند که آفريده شده است . معرفت شناسي دانشي است که درباره حقيقت معرفت اشاره ، راههاي دستيابي به آن تعيين معيار صدق و کذب ( ارزش شناخت ) بحث مي کند .
کليد واژه : معرف شناسي ، ابن عربي ، عارفان ، انسان مکامل ، جهان بيني ، حقيقت .

معرفي موضوع:
موضوع ” معرفت شناسي از ديدگاه ابن عربي ” جهت توجه به جايگاه معرفت شناسي از ديدگاه ابن عربي با توجه به نظرات فلاسفه و دانشمندان و عارفان اسلامي مورد بررسي قرار مي گيرد.

1-1 اهميت تحقيق و ضرورت تحقيق :
در اين عصر ما با انواع اديان آسماني و زميني از جمله يهود و مسيحيت اسلام و مذاهب شيعي و سني فرقه هاي مومونيسم ، کاتوليک ، پروتستانيسم ، آئين کنفوسيوس و … روبرو هستيم و ناچاريم درباره اين کثرت معرفت ها و شناخت ها تفسيري داشته و در مورد معرفت شناسي نظراتي به توجه به اين افکار و عقايد که ارائه داده اند ازنظرگاه ابن عربي و نظريه پردازان غربي به نحو گسترده اي به اين مساله پرداخته ، اما متفکران و عارفان مسلمان با تعمق و پژوهش بسيار و نمود در قرآن و احاديث بر آنند تا ضمن پاسخ به شبهات آنان خود را در وصول به حق ياري کنند. در عرفان اسلامي مي گويند راه هاي رسيدن به خداوند به اندازه ي تعداد مردمان است و حال به بررسي وشناخت انديشه يک عارف بزرگ در باب معرفت شناسي که از آوازه اي جهاني برخوردار است يعني ” شيخ محي الدين ابن عربي” مي پردازيم.

1-2 هدف تحقيق:
بررسي معرفت شناسي در انديشه و افکار شيخ محي الدين ابن عربي است . وشناخت انسان کامل از ديدگاه ابن عربي با توجه شرح ها ،نظرات وبررسي هاي بزرگان ودانشمندان که انجام گرفته است.

1-3 روش تحقيق :
روش تحقيق در پژوهش حاضر به صورت توصيفي و کتابخانه اي و با توجه به بررسي کتابهاومنابع مختلف ، نقطه نظرات استادان محترم راهنما ومشاور انجام گرفته است.

1-4 روش تحقيق در معرفت شناسي :
معرفت شناسي دانشي عقلي است . دانش عقلي دانشي است که گزاره هاي آن پيشين است و روش تحقيق در اينگونه دانشها ، يعني در دانشهاي عقلي ، استفاده از روش تعقلي و بهره گيري از ابزار عقل است . در مقابل دانش عقلي ، دانش تجربي قرار دارد.
منظور از دانش تجربي دانشي است که گزاره هاي آن پسين است و روش تحقيق در اينگونه دانشها ، يعني در دانش هاي تجربي ، استفاده از تجربه حسي ، آزمايش و ابزار حس است . معرفت شناسي دانشي عقلي و پيشين است ، گرچه به گزاره هاي پسين نيز مي پردازد . معرفت شناسي هم گزاره هاي پسين و دانش هاي تجربي ؛ نظير فيزيک ، شيمي ، زيست شناسي و نجوم را ارزيابي مي کند و معياري براي تشخيص صدق و مطابقت آنها با واقع ارائه مي دهد. اين ارزيابي و مباحثي مانند آن ، پژوهشي عقلاني است که نيازي به حواس و تجربه حسي ندارد . معرفت شناسي از اين نظر شبيه منطق است . منطق همه ي مفاهيم ذهني را – چه مفاهيمي که ذهن از راه حس به آنها دست يافته باشد ، نظير مفاهيم حسي و چه از راه خيال و چه از راه عقل، نظير مفاهيم کلي – لحاظ مي کند. سپس مفاهيم موضوع و محمول ، قضيه ، استدلال را از آنها مي سازد . از باب نمونه ، مفهوم سقراط را در کنار انسان قرار مي دهد و انسان را بر آن حمل مي کند . يا ترکيب آن دو به مجموعه اي دست مي يابد که نام آن را قضيه مي نهد . اين قضيه را در کنار قضيه ديگري ، نظير انسان فاني است ، قرار مي دهد و از ترکيب آن دو به مفهوم ديگري ، به نام استدلال دست مي يابد . بدين ترتيب ، منطق هم مفاهيم حسي را مورد تجربه قرار مي دهد و هم مفاهيم عملي و خيالي را ؛ چنان نه معرفت شناسي هم گزاره هاي حسي و پسين منافاتي با پيشين بودن آن ندارد . خطاي بسيار فاحشي است که معرفت شناسي را دانشي پسين تلقي کنيم و بخواهيم آن را تاريخ مند و به عنوان هويتي جاري مورد پژوهش قرار دهيم.1

1-5 قلمرو تحقيق:
قلمرو تحقيق ، قلمرو معرفت شناسي به آغاز پيدايش آن و مباحث آن به صورت نظريه و کلامي از زمان عرفان اسلامي در زمان ابن عربي مي باشد.

1-6 سوال مورد تحقيق :
بررسي وپيشينه تاريخي معرفت شناسي از کجا آمده است ؟
معرفت شناسي و ريشه تاريخي آن از کجا آمده است ؟
معرفت شناسي از ديدگاه ابن عربي چگونه است؟
بررسي عقل و عشق از ديدگاه ابن عربي چگونه است؟
انسان کامل ازنظر ابن عربي چه کسي است؟

1-7 تعريف واژگان :
براي آشنايي با اين مباحث واژگاني نظر ، معرفت شناسي ، ابن عربي ، جهان بيني ،عدم وجود عقل و عشق ، ابزارهاي شناخت وانسان کامل … مورد بررسي و تعريف قرار گرفته است. جهان بيني ابن عربي عالم تجلي وظهور حق است ودر نتيجه همه اشياه وحوادث اين عالم تعينات حق هستتند.بنابراين جهان هستي در صورت حقيقي آن ادراک نا شدني است .مگر به عنوان حاصل شوون متضاد.
ابن عربي انسان کامل را کامل ترين صورتي مي داند که آفريده شده است .موجودي کامل ازآن بوجود نيامده است .يگانه مخلوقي است که با مشاهده به عبادت حق مي پردازد ،ابن عربي مي گويد بوسيله انسان کامل اسرار الهي ومعارف حقيقي ظاهر واتصال اول به آخر حاصل ومراتب عالم باطن وظاهر ،کامل مي گردد.

1-8 پيشينه تحقيق :
درباره اين موضوع که معرفت شناسي ابن عربي به کتاب خاصي تا کنون نگاشته نشده است و اگر هم باشد، ضعف عمده آن معرفت شناسي ابن عربي به شکل ويژه و با کيفيت کنوني مورد بررسي قرار نداده اند . البته کتابهاي مراجع به معرفت شناسي به طور اخص لوازم آن به طور اعم يعني معرفت شناسي موجودات است ،لذا اين تحقيق براي پاسخ به اين مشکل است.

1-9 هدف تحقيق :
بررسي معرفت شناسي در انديشه شيخ محي الدين ابن عربي است.

1-10 روش تحقيق :
روش تحقيق در پژوهش حاضر به صورت توصيفي و کتابخانه اي است . قلمرو تحقيق قلمرو معرفت شناسي ازآغاز پيدايش آن و مباحث آن به صورت نظريه و کلامي از نوزدهم ميلادي و قبل از قرن هفتم هـ.ش در عرفان اسلامي مي باشد.

1-11 مشکلات و موانع تحقيق:
اساساً در کارهاي تحقيقاتي براي رسيدن به اهداف با موانعي مختلفي مواجه مي شويم . مخصوصاً موضوع تحقيق مورد نظر به علت حساسيت بالا مشکلات قابل اشاره در خصوص بررسي اين موضوع شامل مي شود.
عدم دسترسي کافي به منابع کتابخانه اي در دانشگاه و مراکز اطلاعاتي عدم همکاري کتابخانه ها با محققين (حتي با داشتن معرفي نامه) عدم دسترسي به ترجمه ها وشرح هاي گوناگون در مورد پايان نامه وتحقيق مورد نظر.
عدم توجه چندان ،نداشتن بعضي از علماء و عرفا به معرفت شناسي و کمياب بودن منابع در اين زمينه…؟

2-1مختصري از زندگي نامه ابن عربي
ابن عربي در هفدهم رجب 560 بيست و هشتم ژوييه 1165 در شهر مرسيه ،2 واقع در جنوب شرقي اسپانيا به دنيا آمد ،زمان تولد ابن عربي مصادف با عهد خلافت “المستنجد بالله” در مشرق و عصر امارت “ابن عربي در مرينش”3 در مرسيه بوده است. 4او متعلق به خانواده اي بود که به زهد و تقوي اشتهار داشت. پدروي نيز از صوفيان بنامي بودند. تعليم و تربيت اوليه او در شهر اشلبيه5 که در آن زمان از مراکز مهم بزرگ علمي به شمار مي رفت ، آغاز شده وي در آن شهر سي سال زير نظر برخي از علماي بزرگ آن شهر چون ابوبکر خلف ، ابن زرقود، ابومحمد عبدالحق الاشبيلي که به مطالعه پرداخت (شريف ، 1362، 562)
دوران زندگي و بالندگي در اشبيليه براي با خاطرات بسياري توام بود ، درک حضور کساني چون ابوالعباس عريني که در الفتوحات چندين جا ذکر وي رفته . ملاقات با ابوعمران موسي بن عمران ميرتل که ذکر وي در رساله روح القدس و الفتوحات آمده است و ابن عربي حدود ده سال شرف صحبتش را يافته و تا دم آخر او را همراهي کرده است . کسان ديگري نيز در اين باره هستند که در آثار ابن عربي به ويژه در فتوحات کليه از آنان نام برده وصفشان کرده است.(محمدي ، 1381، 35)
ابن عربي پس از آنکه اشبيليه را اقامتگاه دايمي خود قرار داد ، سفر هاي بسياري به سراسر اسپانيا و مغرب ، فاس ، مراکش اندلس ، مصر ، اورشليم ، مکه ، حجاز ، بغداد ، حلب و آسيايي صغير داشت و بالاخره در شهر دمشق رحل اقامت افکند تا اينکه در 28 ماه ربيع الثاني سال 638 هفدهم نوامبر 1240 دار فاني را وداع گفت . جسد او را در جبل قاسيون در مقبره قاضي محي الدين بن الذکي به خاک سپرده اند(شريف ، 1362، 562)

2-2 ويژگي هاي شخصيتي ابن عربي:
محي الدين بي ترديد نابغه بزرگي بوده است او در ابعاد مختلف ، استعداد نبوغ آميز داشته :
زمان شناسي : او کاملاً به اوضاع زمان خود آشنا بوده است و دقيقاً به بررسي جامعه بزرگ مسلمان پرداخته و تصميم گرفته است در مکان شناسي نيز نبوغ وافر داشته که اين همه شهر ها را گشته و بالاخره در قونيه مرکز حکومت ترکان سلجوقي ساکن شده است و موفقيتش نشان داد که در اين گزينش و ترجيع قونيه به آن همه شهرها به ويژه بغداد که همه علما و صوفيان بزرگ به آنجا مي رفتند اشتباه نکرده است.
بلند پروازي و آرمان خواهي : محي الدين تصميم داشت تا جايي که مي تواند به مقام بالايي در ميان جامعه اسلامي برسد . از گزارشهاي مختصري که در مورد زندگي او آمده است بر مي آيد که او را از آغاز جواني در صدد درخشيدن و رسيدن به مقامات بالا بوده است.(رضوي ، 1382، 7)

2-3 طريقت و شخصيت ابن عربي:
ابن عربي همانند ديگر از صوفيان طرفدار ” مذهب عشق ” است تا آنجا که به او مربوط مي شود اين مذهب را هم در مسجد ميتوان يافت و هم در کليسا ( همه خانه عشق است چه مسجد، چه کنشت)(جهانگيري، 1375، ص 608).
حقيقت اصالت عشق ورزي در مذهب ابن عربي داراي چنان اهميتي است که چه بسا بتوان بسياري از امهات مسايل او را فروعي از اين مساله شمرد . اصل مهمي چونان ” اتحاد اديان ” که ضرورتاً مسلتزم ” تساهل مداري ديني ” است از بنيان هاي تفکر ابن عربي در گفت و گو و تفاهم ميان فرهنگها به حساب مي آيد . در نظر مناديان ” صلح جهاني ” گفتگوي ميان فرهنگها تنها آنگاه به ثمر خواهد نشست که اصحاب اديان و فرهنگها ضمن درک ضرورت همزيستي ، عملا راه کردهاي کلاسي و فلسفي سازگار با فرهنگ و دين خود را يافته و آنها را در حيات اجتماعي خود تعبيه و متبلور سازند به اعتقاد ايشان سعي و تلاش کارگزاران اديان غلبه و تحقيق در انواع مجادلات ، گفت و گوها و تماسهاي فرهنگي – ديني را نتيجه بخش نخواهد نمود. از اين رو لازم است تا نقاط قوت فرهنگها براي تقبل تسامح و توافق مورد بحث و تحقيق قرار گيرد. در نظر بسياري از اصحاب نظر مدرسه محي الدين ابن عربي از جمله اين نقاط قوت در پهنه استعداد اسلام براي گفت و گو است( ايزو تسو ، 1378 ، 3)

2-4 روش تفکر و سبک بيان:
وقتي آثار ابن عربي را مي خوانيم ، صرف نظر از اينکه اين اثار دشواري خاص خود را دارد، به طور مداوم با يک سلسله رويکرد ها در کتب مواجه مي شويم . يکي اينکه باب تاويل و تاويلاتي که به هيچ محملي قابل پذيرش نيست بسيار گشاده است.مثل تاويل آيات قرآن، اقوال و احاديث و حتي سخنان پيشين که با هيچ استدلالي قابل توجيه نيست. از نظر ابن عربي هر معني که بخواهيد مي توان از آيه قرآن استخراج کرد که در شرايط مختلف بسته به نياز خود اين کار را انجام داده است.
نکته ديگر در زمينه آثار ابن عربي اين است که ، سخناني در کتب او وجود دارد که متولوژي تحقيق درباره ي صدق و کذب آنها واضح نيست . برخي از سخنان او را نه مي توان با روش فلسفي بررسي کرد نه به روش شهودي يا تاريخي ( ملکيان ، 1386 ، 95)
مشکل اساسي ، فهم مطالب و معاني کلام او نيست بلکه شيوه بيان او است. قضاوت کردن درباره ي ابن عربي بر اساس قوانين متعارف ، امري نادرست است. او بي شک متفکري بزرگ و مقدس نحله اي فکري است ولي او بالذات يک عارف است ( شريف ، 1362 ، 565)

2-5 جايگاه ، ابن عربي در تاريخ تصوف:
تاثير ابن عربي از اندلس تا اندونزي تمام مناطق جهان اسلام را همواره در بر گرفته است . اين تاثير در بعضي مواقع از دايره تصرف فراتر رفته و تا محافل کلامي و فلسفي نيز امتداد يافته است و حتي در محيط زندگي شيعيان که عقايدشان داراي ساختاري محکم و قطعي است مقاومت ها را از ميان برداشته و در بعدي وسيع موثر واقع شده است تاثير ابن عربي بر ادبيات صوفيانه بسيار عميق ، گسترده و عام است.6
ابن عربي قهرمان ميدان عرفان است و. حتي تصور عمومي بر اين که ابن عربي حد کمال تصوف است.
ابن عربي در بين فرقه هاي اسلامي مورد توجه قرار گرفته است،حتي در ايران تفکرات ابن عربي بسيار مورد توجه مشايخ قرار گرفته مثل شاه نعمت الله ولي که در تمام آثار خود متاثر از ابن عربي است يا نفوذ آراء ولي در ميان نقشبنديه و افکار جامي مشهود است.(پور جوادي ، 1386، 94)
ابن عربي به حق از افاضل صوفيه و از اکابر حکماء و از اعاظم عرفاي عالم اسلام است و به جميع علوم و فنون و معارف و آداب پيشينيانش شامل افکار حکماء اعم از يوناني و اسلامي و فتاوي شرقي و اقوال محدثين و مفسرين اعم از ظاهري و باطني و بالاخره اصول تمام اديان و شرايع گذشته احاطه کامل داشته و به اصطلاح وارث علوم پيشينيان خود بوده است و دربيان عقايد و نشر افکارش با هوشمندي و زبر دستي و با ذوق و سليقه خاص از همه آن علوم و معارف استمداد جسته و استفاده کرده است ( مظاهري ، 1387 ، 19)
يکي از کساني که در عالم تشييع بيش از همه به تمجيد و تحسين ابن عربي پرداخته و آثارش متاثر از افکار اوست. ملاصدار مي باشد . ملاصدار در مواضع عديده با خضوع و خشوع در مقابل ابن عربي سر فرود مي آورد و در آثارش کسي را به اوصاف او نمي ستايد . اصولاً غالب آثار ملاصدرا ناظر بر مبرهن ساختن حقايقي است که ابن عربي به کشف و شهود به آن رسيده است .( جمعي از مولفين ، 1369 ، 248)

2-6 خانواده ابن عربي :
خانواده ابن عربي ، در اصالت و نجابت ، ثروت و مکنت ، عزّت و جلالت و علم و تقوي و زهد و پارسايي از خانواده هاي بنام و معروف عصر خود بوده اند .7 جد اعلاي وي حاتم طائي ، مرد بزرگوار و بخشنده ي سرشناس عرب بوده و او از نوادگان عبدا… بن حاتم برادر صحابي جليل القدر عدي بن حاتم است . جدش محمد از قضات اندلس و از علماي زهد و تصوف و به عبارتي ابن عربي از متحققان در منزل انفاس و از دوستان فيلسوف عظيم و مفسر کبير ابن رشد و وزير سلطان اشبيليه بوده که شايد اين سلطان همان ابن مردنيش سابق الذکر بوده باشد.8
مادرش نور از قبيله ي خولان به انصار انتساب داشته ، چنان که او خود گفته است :”و کانت امّي تنسب الي الانصار “9 يکي از دائيهاي ولي يحيي بن يغان ، پادشاه تلمسان و عابد و زاهد زمان و دائي ديگرش ابومسلم خولاني است که از عُباد و زهاد عصر خود بوده است . عمويش عبدالله بن محمد بن عربي نيز از عارفان صوفيان بزرگ زمان و نخستين همسرش مريم بنت محمد ، بانويي صالح از خاندان اصيل بني عبدون دخترش زينب نيز از خردسالي متحقق در مقام الهام بوده است .10

2-7 کني و القاب ابن عربي:
در اکثر منابع ، ابوبکر ضبط شده است11. عده اي هم او را با کينه ي ابوعبدالله معرفي
کرده اند . و او خود در کتاب فتوحات مکيه آورده است که :” فعند ما دخلتُ عليه قال لي با ابا عبدالله” به احتمال قوي هر دو کينه شناخته شده و گويا به ابن افلاطون و در اندلس به ابن سراقه نيزمعروف بوده است.ولي بيشتر در غرب به ” ابن العربي ” با الف و لام – و در شرق به ” ابن عربي” بدون الف و لام – تا با قاضي ابوبکر بن العربي اشتباه نشود شهرت يافته است ،12 ولي عنوان اعرف و لقب اشهر وي در ميان پيروانش عنوان با معني و لقب بسيار با شکوه ” شيخ الکبر ” است که به حق شايسته آن است که اين لقب را از غوث تلمساني گرفته است و از جمله القاب ديگر وي بدين شرح است : محيي الحق و الدين ، مربعي العارفين ، روح التنزلات و الامداد ، الف الوجود ، سلطان العارفين ، ماحي الدين ، نادره ي دهر ، شگرف مرد ، قطب الوجود و الکبريت الاحمر ، الشيخ الکبر ، القطب الافخر ، اسم اعظم ، ابوالشطحات و بسياري ديگر القاب به او داده اند.13

2-8 چشم اندازي بر آثار و عقايد ابن عربي:
ابن عربي در ميان ديگر عارفان از ويژگي برجسته اي برخوردار است وي نه تنها ، خود با سير و سلوک عرفاني ، ورياضت جسم ونفس ، پله هاي عشق را پيموده بلکه بر هر پله اي ، نشاني از گامهايش بجا گذاشته است. تا نوري بر سالکان رهرو باشد ، بدين ترتيب وي عرفان نظري را پايه گذاري نموده تاليفات بيشمار او در اين زمينه که بنابر گفته برخي چهارصد کتاب و رساله مي باشد.(زرکلي ، الاعلام ، 1375 ، 170)
از ميان اين تاليفات به ذکر چند نمونه که مهمترين آنها به شمار مي آيد بسنده مي کنيم.
” الفتوحات المکيه في معرفه الاسرار المالکيه و الملکيه ” که بزرگترين و اصلي ترين و مفصل ترين و بنيادي ترين نوشته ابن عربي است و در آن از اصول عرفان نظري و عقايد خود سخن گفته است که مشتمل بر 560 باب دايره المعارف جهاني که 36 سال طول کشيد تاليف شود. 14
” فصوص الحکم و خصوص الکلم ” 27 فصل دارد هر فصل آن نام پيامبري است و جلوه اي از حکمت الهي است در مقدمه ي اين کتاب نوشته است ، در رويت پيامبر اکرم اين کتاب را از دست ايشان گرفته ، و فرمان يافته آن را به جهانيان برساند و احتمالاً آخرين کتاب و اثر وي بوده است.15
” التحليات الالهيه ” شيوه خاص کتاب در اداي معاني و تصوير افکاراست که نه فقط در ميان آثار ابن عربي بي مانند است . بلکه در ميان آثار ادبي نيز از نوادر به شمار مي رود و از نظر ادبي محض مي تواند با رساله ” الغفران ” اثر ” ابولعلاء معري” همسري مي کند.
” التدبيرات الالهيه في اصلاح الملکه الانسانيه ”
” تاج الوسائل و منهاج الوسائل”
” روضه العاشقين ”
انشاء الدوائرو اثر والد قائق و الرقائق . الحائق الجداول”
” القوز الاسني بمناجاه الله يا ؟ الحسني”
” ديوان اشعار”
“ترجمان الاشواق”16
” ذخاير الاعلاق في شرح ترجمان الاشواق ” که شامل شرحي عرفاني از ترجمان ( الاشواق) است و صدها عنوان کتاب ديگر در زمينه عرفان و عشق و معرفت که خبر از اشتياق تبلور يافته نويسنده آن ميدهد و عارفان پس از او را راهنما و راه بلدي در اين زمينه هاست.17

2-9 شرحهاي مکتوب بر آثار ابن عربي:
1- الفتوحات المکيه : بخشهاي دشوار فهم اين کتاب از سوي عبدالکريم جيلي با عنوان شرح مشکلات الفتوحات شرح شده است . گزيده هايي از متن کتاب را عبدالوهاب شعراني
( 973 قـ / 1565 م ) با عنوان لواقع الانوار القدسيه في بيان قواعد الصوفيه گردآوري کرده است که در حاشيه لطائف المنن و اخلاق در قاهره (1311 هـ) چاپ شده است.18
2- فصوص الحکم : بر اين نوشته بسيار مهم ابن عربي ، چندين شرح نوشته شده است. بروكلمان از 35 شرح نام مي برد . در حالي که عثمان يحيي به 120 شرح اشاره مي کند ما به مهمترين و مشهور ترين اين شرحها اشاره مي کنيم . مشهورترين آنها از شاعر و عارف بزرگ ايراني عبدالرحمن جامي اين مختصر را با عنوان نقد النصوص شرح کرده است. ولي در اين شرح که 35% آن به فارسي و 65% ديگر به عربي است. 19
اکثر شارحان و تابعان ابن عربي ايراني بوده اند و با وجود اينکه به ظن غالب ، محي الدين در مسافرتهايش به کشور ايران نرسيده و به ديدار عالمان و عارفان ابن سرزمين توفيق نيافته ، اما فکر و انديشه و تصوف عرفاني او بيش از هر کشور مسلمان در اين کشور پراکنده و حامي و طرفدار داشته است.20
فخر الدين عراقي : متوفي 686 يا 688 که از شاگردان قونوي و از پيروان ابن عربي بوده و کتاب ” لمعات ” وي که در سال 628 لمعه نگاشته شده است. در واقع خلاصه و عصاره فصوص است که عراقي هنگامه شنيدن فصوص که قونيوي آن را بحث مي کرده ، نوشته است . عراقي با تاليفات لمعات اصول و اسرار عرفان ابن عربي ، به ويژه اصل وحدت وجود وي را به نظم و نثر فارسي در آورده است.(جهانگيري، 1375، ص 597).
سعيد الدين فرغاني : متوفي 700 هـ.ق فرغانه از بلاد ماورالنهر که در محضر قوتوي درس خوانده است و در فهم عرفاني ابن عربي به مقام والايي نائل آمده است.
محمد شيرين مغربي: متوفي 809که هم سلسله طريقتش به ابن عربي منتهي مي شود و هم معتقد اصل وحدت وجود وي بوده است . او شاعر و عارفي است که غالباً در غزلياتش آراي مکتب ابن عربي مخصوصاً وحدت وجود را مطرح کرده است.
صائن الدين ترکه اصفهاني 🙁 متوفي 835 يا 836) اونيز از مبلغان عرفان ابن عربي است.
اين عارف بزرگ ايراني از مولفان و شارحان وحدت وجود ابن عربي است و کتابي در شرح فصوص الحکم نوشته است.21
تاج الدين حسين خوارزمي : ارباب کتاب رجال يازده اثر از او معرفي کرده اند که از آن جمله شرح فصوص الحکم به زبان فارسي است.
عزيز الدين نسقي : او عارفي وحدت وجودي بود و از اصطلاحات ابن عربي آگاهي داشته است. و به احتمال قوي اصطلاح “الانسان الكامل” را از وي آموخته و به كار برده است.22
عبدالکريم جيلي : باب پانصد و پنجاه و نه فتوحات مکيه را که به نظر وي خلاصه تمام فتوحات است شرح کرده است.
سيد حيدر آملي : وي از شاگردان فخز المحققين ، فرزند علامه حلي بوده وي به تاليف کتب و رسايلي نظير تفسير المحيط الاعظم و کتاب جامع الاسرار و منبع الانوار و رساله نقد النقود في معرفه الوحود پرداخته است.23
آقا محمد رضا قمشه اي : ابن حکيم و عارف الهي اخرين فرد شاخص از شارحان و مروجان ابن عربي است.24

2-10 طريقت ابن عربي ، طريقت اکبريه :
ابن عربي را طريقتي خاص بوده است که به طريقت حاتميه ، عربيه و بيشتر به طريقت اکبريه معروف شده است که گفته شد او در ميان اهل تصوف بيشتر به لقب الشيخ الاکبر اشتهار يافته است.25
برخلاف آنچه مجدالدين فيروز آبادي نوشته که او (ابن عربي ) شيخ الطريقه بوده حالا و علما ، امام التحقيق بوده حقيقه و رسما ، محيي علوم عارفان بوده ، فعلا و اسما؛ و نيز خلاف آنچه شيخ احمد بن سليمان نقشبندي و شيخ احمد بن کمشخانوي نقشبندي تصريح کرده اند26 که در نزداهل حقايق وي را طريقتي مستقل بوده مانند بقيه طرايق ، خاورشناسي به نام ” لوشاتبليه” در کتابي به نام طرق الحجاز ادعا کرده است که طريقه اکبريه متفرغ از طريقه قادريه و از جمله ي فروع و فرق آن است .27 اما اين ادعايي بيش نيست که عاري از دليل وافي و شاهد کافي است 28. البته مشابهاتي ميان قواعد طريقت اکبريه و طريقت قادريه وجود دارد همان طور که اين گونه مشابهات کم وبيش ميان جميع طرايق موجود است .29

اساس طريقت وي ، مانند عارفان و صوفيان ديگر ، کشف و شهود و ذوق وعيان است نه دليل و برهان . او اين مطلب را در کتب و آثارش ،از جمله در کتاب فتوحات مکيه ، تدبيرات الهيه ، رساله انتصار و نيز در نامه اش به امام فخر رازي به کرات مورد تاکيد قرار داده است وچون در گذشته درباره ي آن سخن گفته آمد ، لذا از تکرارش خودداري شده ، به گذشته ارجاع مي شود .30

2-11 وفات ابن عربي:
بالاخره او با وجود کبر سن و ضعف قواي جسماني همچنان به کار تاليف و تصنيف و عبادت و رياضت پرداخت تا در هشتاد سالگي در ليله ي جمعه بيست و هشتم ماه ربيع الاخره سنه 638 هجري برابر با 16 نوامبر 1240 ميلادي در شهر دمشق در خانه ي قاضي محبي الدين محمد ، ملقب به زکي الدين در ميان خويشان و پيروانش از دنيا رفت و در شمال شهر در قريه ي صالحيه در دامنه ي کوه قاسيون در جوار قاضي محيي الدين مذکور مدفون شد.
سلاطين آل عثمان به ابن صوفي بزرگ و عارف معروف همواره به ديده ي احترام نگريسته و در اجلال و اعزازش کوشيده اند ، زيرا پيروزيهاي خود را بر نصارا بويژه فتح قسطنطنيه را از برکات انفاس وي دانسته اند و معتقد بوده اند که او از پيش ، به اين فتح خبر داده بوده است.31

3-1 پيشينه معرفت شناسي
معرفت شناسي قدمتي بس ديرين دارد. عمده ترين مباحث آن ، نظير مسئله امکان معرفت و بررسي ادعاهاي شکاکان و نسبيت گرايان ، مسئله راهها و ابزارهاي معرفت انسان مبحث علم ما به جهان خارج مسئله عقلگرايي يا حس گرايي در عصر يونان باستان مطرح گرديده و در عصرهاي بعد دنبال شده است. عليرغم اين که مباحث



قیمت: تومان


پاسخ دهید