دانشکدة هنر و معماري
پايان نامهي کارشناسي ارشد در رشتهي معماري
مرکز مشاوره و روان درماني شيراز
به کوشش
حميد نيک کار
استاد راهنما
دکتر حميدرضا شريف
اسفند 1392

به نام خدا
اظهارنامه
اينجانب حميد نيک‏کار(908814) دانشجوي رشته‏ي معماري گرايش معماري دانشکده‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ي هنر و معماري اظهار مي‏دارم که اين پايان‏نامه حاصل پژوهش خودم بوده و در جاهايي که از منابع ديگران استفاده کرده‏ام، نشاني دقيق و مشخصات کامل آن را نوشته‏ام. همچنين اظهار مي‏دارم که تحقيق و موضوع پايان‏نامه‏ام تکراري نيست و تعهد مي‏نمايم که بدون مجوز دانشگاه دستاوردهاي آن را منتشر ننموده و يا در اختيار غير قرار ندهم. کليه حقوق اين اثر مطابق با آيين‏نامه مالکيت فکري و معنوي متعلق به دانشگاه شيراز است.
نام و نام خانوادگي: حميد نيک‏کار
تاريخ و امضا: اسفند ماه 1392
به نام خدا
مرکز مشاوره و روان درماني شيراز
به کوشش:
حميد نيک‏کار
پايان‏نامه:
ارائه شده به تحصيلات تکميلي دانشگاه شيراز به عنوان بخشي
از فعاليت‏هاي تحصيلي لازم براي اخذ درجه کارشناسي‏ارشد
در رشته:
مهندسي معماري
از دانشگاه شيراز
شيراز
جمهوري اسلامي ايران
ارزيابي کميته‏ي پايان‏نامه، با درجه: بسيار خوب
دکتر حميدرضا شريف، استاديار بخش معماري (استاد راهنما) ………………………………………………………………..
دکتر محمد علي آبادي، استاديار بخش معماري (استاد مشاور) ………………………………………………………………..
مهندس ساناز حائري، مربي بخش معماري (استاد مشاور) ……………………………………………………………………….
دکتر امين حبيبي، استاديار بخش معماري (داور داخلي) …………………………………………………………………………..
اسفند 1392
تقديم به
خانواده عزيزم
به خاطر همه تلاشهاي محبت آميزي که در دوران مختلف زندگي ام انجام داده اند

سپاسگزاري
انجام اين پژوهش مديون راهنمايي اساتيد بزرگواري است که وظيفه‌ي خود مي‌دانم سپاس فراوان خويش را به محضر ايشان تقديم نمايم. نهايت سپاس و قدرداني خويش را به محضر اساتيد ارجمند جناب آقاي دکتر حميد رضا شريف استاد گران‌قدر راهنما و جناب آقاي دکتر محمد علي آبادي و سرکار خانم مهندس ساناز حائري، اساتيد ارجمند مشاور که در طي تحصيلات کارشناسي‏ارشد و انجام اين پايان‏نامه راهنمايي‌هاي ايشان چراغ راه اينجانب بوده است و همه‌ي اساتيد گرانقدري که در دوران تحصيل از محضر ايشان استفاده نمودم، تقديم مي‌دارم.

چکيده
مرکز مشاوره و روان درماني شيراز
به کوشش
حميد نيک‏کار
با توجه به پيشرفت علوم در قرون اخير براي جوامع بشري دستاوردهاي بسياري را به همراه داشته که از جمله اين دستاوردها مي‏توان به تکامل و پيشرفت راه‏هاي درماني براي بيماري‏هاي جسمي و رواني نام برد. همانگونه که جوامع بشري به سلامت جسماني خود اهميت مي‏دهند سلامت روان نيز براي آنها اهميت بالايي دارد که در اين راستا با توجه به پيشرفت علوم و تحقيقات به درمان‏هاي مکملي براي بيماري‏هاي رواني دست يافتند که به کمک روانپزشکان و روانشناسان آمد براي درمان اختلالات رواني که درمان مکمل (دگر شيوه) نام گرفت. با توجه به روش‏هاي مکمل درمان در فضاهاي مراکز درماني اختلالات رواني تغييراتي بوجود آمد که بر اين اساس بايد مراکزي با مشخصات و فضاهاي مورد نياز با اين درمان‏ها طراحي گردد و به مرحلة اجرا برسد. حال با توجه به حضور 60 ساله دانشگاه علوم پزشکي شيراز و افق طرح درماني کشور مبني بر اينکه شهر شيراز تا سال 1400 قطب پزشکي ايران خواهد شد و آمار بدست آمده مبني بر کمبود تخت‏هاي بيمارستاني و مراکز مشاورة روان درماني در شهر شيراز مي‏باشد، نياز اينگونه مراکز در شهر شيراز به درستي احساس مي‏شود. در اين تحقيق سعي شده است درمان‏هاي مختلف اختلالات رواني و درمان‏هاي مکمل متناسب با هر اختلال مورد بررسي و تحقيق قرار گيرند، سپس مرکزي متناسب با نياز جامعه و داراي فضاهاي درماني و مشاوره‏اي بر اساس درمان‏هاي مکمل (دگر شيوه) طراحي گردد تا نياز افراد جامعه و افراد مبتلا به اختلالات رواني را بهبود بخشند تا بتواند نقشي در بالا بردن و ارتقاء سطح سلامت رواني جامعه داشته باشد.
کليد واژه‏ها: مرکز رواندرماني، مرکز مشاوره رواندرماني، بيمارستان، مرکز سلامت روان

فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول: کليات1
1-1- مقدمه:2
1-2- طرح مسئله و ضرورت تحقيق:4
1-3- هدف تحقيق:5
1-4- پيشينه تحقيق و چارچوب نظري:5
1-5- فرضيه تحقيق و مدل تحقيق:6
1-6- روش تحقيق:7
1-7- مراحل تحقيق:7
فصل دوم: بيماري رواني8
2-1- بهنجاري10
2-1-1- ديدگاه‏هاي کارکردي در مورد بهنجاري12
2-1-2- نظريات روانکاوي در مورد بهنجاري12
2-1-3- ميزان بروز بيماري‌هاي رواني:14
2-2-4- مسائل بين فرهنگي15
2-2- طبقه‏بندي در روان‏پزشکي16
2-2-1- اسکيزوفرني17
2-2-2- ساير اختلالات پسيکوتيک:23
2-2-3- اختلالات خلقي:27
2-2-4- اختلالات اضطراب:32
2-2-5- اختلال استرس پس از سانحه و اختلال استرس حاد35
2-2-6- اختلال اضطراب منتشر37
2-2-7- اختلالات شبه جسمي38
2-2-8- سندرم خستگي مزمن40
2-3-9- اختلالات ساختگي:43
2-3-10- اختلالات تجزيه‏اي45
2-3-11- اختلالات خوردن50
2-3-12- خواب طبيعي و اختلالات خواب53
2-4- جمع‏بندي54
فصل سوم: روانپزشکي57
3-1- روش‌هاي درماني:58
3-1-1-روان‏درماني گروهي، روان‏درماني فردي و گروهي توأم، و نقش‏گزاري رواني:58
3-1-2- روان‏درماني خانواده و زوج‏درماني63
عنوان صفحه
3-1-3- رفتا‏درماني جدلي64
3-1-4- بيوفيدبک65
3-1-5- رفتاردرماني66
3-1-6- شناخت‏درماني66
3-2- فوريت هاي روانپزشکي در بزرگسالان:67
3-3- طب مکمل و دگر شيوه در روانپزشکي68
3-3-1- طب فشاري و طب سوزني69
3-3-2- عطردرماني70
3-3-3- رنگ درماني70
3-3-4- رقص درماني71
3-3-5- طب محيطي72
3-3-6- ورزش72
3-3-7- درمان با نورو ملاتونين73
3-3-8- ماساژ74
3-3-9- ناتوروپاتي75
3-3-10- اوزون درماني75
3-3-11- نيايش76
3-3-12- صوت‏ درماني77
3-3-13- يوگا77
3-3-14- هنر درماني:78
3-3-15- موسيقي درماني :87
3-3-16- بازي در فرآيند درمان96
3-4- جمع بندي:103
فصل چهارم: مطالعات معماري فضاي درماني110
4-1- مطالعات معماري پيرامون مراکز درماني:111
4-1-1- اصول طراحي بيمارستان111
4-1-2- استانداردهاي طراحي ساختمان بيمارستان :119
4-1-3- الزامات طراحي بيمارستان :122
4-1-1- استانداردهاي طراحي محوطه بيمارستان:124
4-1-5- شرايط محيطي و محل احداث بيمارستان:127
4-1-6- محل استقرار ساختمان بيمارستان :128
4-1-7- ضوابط خاص بيمارستان هاي روان درماني:128
4-2- کيفيت فضاي درماني131
4-2-1- مفهوم بار محيطي131
عنوان صفحه
4-2-2- ويژگي‏هاي خاص محيط اطراف:133
4-2-2-1- آب و هوا و ارتفاع133
4-2-2-2- دما135
4-2-2-3- نور138
4-2-2-3- رنگ141
4-2-2-4- سرو صدا145
4-2-3- اثرات تراکم بالا بر انسان‏ها149
4-3- نمونه هاي موردي مراکز درماني و طب مکمل :156
4-4- برنامه فيزيکي:175
فصل پنجم: مکان يابي و مطالعات بستر طرح192
5-1- معيارهاي مکان يابي زمين پروژه:193
5-1-1- دلايل ايجاد چنين مرکزي در شهر شيراز :193
5-1-2- مباني جانمايي بيمارستان :194
5-1-3- جانمايي بيمارستانهاي گوناگون با توجه به مباني ودسته بندي مذکور :196
5-1-4- جانمايي اين طرح درشهر شيراز :198
5-2- مطالعات بستر طرح200
5-2-1- موقعيت جغرافيايي شهر شيراز201
5-2-2- بررسي وضعيت اجتماعي شهر شيراز202
5-2-3- بررسي وضعيت اقتصادي شهر شيراز202
5-3- ويژگي‌هاي آب و هواي شهر شيـراز203
5-3-1- دما203
5-3-2- رطوبت نسبي204
5-3-4- بارندگي205
5-3-5- باد205
5-4- پوشش گياهي206
5-4-1- معيارهاي انتخاب پوشش گياهي در طراحي206
فصل ششم
6-1- مباني و روند طراحي معماري214
6-2- نظام سازه224
6-3- تأسيسات225
6-4- نقشه‏هاي طرح معماري مرکز مشاوره و روان‏درماني شيراز229
فهرست منابع و ماخذ212
منابع فارسي229
منابع لاتين230
فهرست جداول
عنوانصفحهجدول 4-1: عرصه ها و بخش ها ( نگارنده )176جدول 4-2: مساحت عرصه سرسراي اصلي ( نگارنده )177جدول 4-3: مساحت عرصه مشاوره و معاينه ( نگارنده )177جدول 4-4: مساحت عرصه کمک تشخيص، بخش آزمايشگاه ( نگارنده )178جدول 4-5: مساحت عرصه کمک تشخيص، بخش تشخيص ويژه ( نگارنده )178جدول 4-6: مساحت عرصه کمک تشخيص، بخش ام- آر- آي ( نگارنده )179جدول 4-7: مساحت عرصه کمک تشخيص، بخش راديولوژي ( نگارنده )179جدول 4-8: مساحت عرصه کمک درمان، بخش گروه درماني ( نگارنده )179جدول 4-9: مساحت عرصه کمک درمان، بخش هنر درماني ( نگارنده )180جدول 4-10: مساحت عرصه کمک درمان، بخش کار درماني ( نگارنده )180جدول 4-11: مساحت عرصه کمک درمان، بخش نور درماني ( نگارنده )180جدول 4-12: مساحت عرصه کمک درمان، بخش ورزش درماني ( نگارنده )181جدول 4-13: مساحت عرصه کمک درمان، بخش ماساژ درماني ( نگارنده )181جدول 4-14: مساحت عرصه کمک درمان، بخش اوزون درماني ( نگارنده )181جدول 4-15: مساحت عرصه کمک درمان، بخش آب درماني ( نگارنده )182جدول 4-16: مساحت عرصه بستري ( نگارنده )182جدول 4-17: مساحت عرصه اتفاقات داخلي، بخش احياء ( نگارنده )183جدول 4-18: مساحت عرصه اتفاقات داخلي، بخش جراحي ( نگارنده )183جدول 4-19: مساحت عرصه اتفاقات داخلي، بخش مراقبت ويژه ( نگارنده )184جدول 4-20: مساحت عرصه اتفاقات داخلي، بخش ايزوله ( نگارنده )184جدول 4-21: مساحت عرصه اداري و مديريتي ( نگارنده )185جدول 4-22: مساحت عرصه پژوهش ( نگارنده )186جدول 4-23: مساحت عرصه تاسيسات ( نگارنده )186جدول 4-24: مساحت عرصه پارکينگ ( نگارنده )187جدول 4-25: مساحت عرصه محوطه و فضاي باز ( نگارنده )187جدول 4-26: مساحت عرصه خدمات پشتيباني، بخش آشپزخانه و سلف سرويس( نگارنده )188جدول 4-27: مساحت عرصه خدمات پشتيباني، بخش لاندري ( نگارنده )188جدول 4-28: مساحت عرصه خدمات پشتيباني، بخش استريل کثيف ( نگارنده )189جدول 4-29: مساحت عرصه خدمات پشتيباني بخش استريل تميز( نگارنده )189جدول 4-30: مساحت عرصه خدمات پشتيباني، بخش انبارهاي عمومي ( نگارنده )189جدول 4-31: مساحت عرصه خدمات پشتيباني، بخش کاخداري ( نگارنده )190
عنوانصفحهجدول 4-32: مساحت عرصه خدمات پشتيباني، بخش نظافت ( نگارنده )190جدول 4-33: مساحت عرصه خدمات پشتيباني، بخش جمع آوري و دفع زباله ( نگارنده )190جدول 4-34: مساحت عرصه خدمات پشتيباني، بخش نگهداري جسد ( نگارنده )190جدول 4-35: مساحت خالص و ناخالص ( نگارنده )191جدول 5-1: بررسي وضعيت جمعيتي استان فارس، جمعيت استان فارس بر حسب نوع خانوار و جنس، سرشماري آبان 1385(مأخذ: سالنامه آماري استان فارس،1387: 134)
202جدول 5-2: مشخصات متوسط دماي ماهانه شيراز (مأخذ: سازمان برنامه و بودجه)204جدول 5-3: مشخصات متوسط رطوبت ماهانه شيراز (مأخذ: سازمان برنامه و بودجه)204جدول 5-4: گروههاي مختلف رطوبت (مأخذ: سازمان برنامه و بودجه)204جدول 5-5: متوسط ميزان بارندگي ماهانه شهر شيراز (مأخذ: سازمان برنامه و بودجه)205جدول 5-6: بادهاي غالب شهر در ماههاي مختلف سال است (مأخذ: سازمان برنامه و بودجه) 205جدول 5-7: پوشش گياهي مورد استفاده در شيراز (مأخذ: گزارش طراحي شهري اراضي کارکنان توانايي مسکن استانداري فارس،1389)
211
فهرست تصاوير
عنوانصفحهتصوير 4-1 : باشگاه سلامتي وآب درماني باد الستر (آرين مستعدي،72:1388)156تصوير 4-2 : پلان موقعيت (آرين مستعدي،74:1388) 157تصوير 4-3: نماي خارجي (آرين مستعدي، 1388: 74)157تصوير 4-4: فضاي استخر روباز (آرين مستعدي، 1388: 76)158تصوير 4-5: نما- برش (آرين مستعدي، 1388: 77)158تصوير 4-6: پلان همکف (آرين مستعدي، 1388: 75)159تصوير 4-7: پلان طبقه اول (آرين مستعدي، 1388: 76)159تصوير 4-8: نماي خارجي (آرين مستعدي، 1388: 77)160تصوير 4-9: نماي خارجي (آرين مستعدي، 1388: 76)160تصوير 4-10: استخر (آرين مستعدي، 1388: 76)160تصوير 4-11: فضاي باغ مياني و استخر (آرين مستعدي، 1388: 78)161تصوير 4-12: فضاي باغ مياني و استخر (آرين مستعدي، 1388: 78)161تصوير 4-13: برش فضاي استحمام (آرين مستعدي، 1388: 79)162تصوير 4-14: فضاي استحمام (آرين مستعدي، 1388: 80)162تصوير 4-15: سقف فضاي استحمام (آرين مستعدي، 1388: 80)162تصوير 4-16: آزمايشگاه، آب درماني و باشگاه سلامتي در ماسوله‏ي لوهندان (آرين مستعدي، 87:1388)
163تصوير 4-17: نماي خارجي ( آرين مستعدي،87:1388)163تصوير 4-18: برش ايزومتريک ( آرين مستعدي،89:1388)164تصوير 4-19: پلان طبقه همکف (آرين مستعدي، 1388: 90)164تصوير 4-20: پلان طبقه اول (آرين مستعدي، 1388: 90)165تصوير 4-21: پلان زيرزمين (آرين مستعدي، 1388: 91)165تصوير 4-22: نماي خارجي (آرين مستعدي، 1388: 92)165تصوير 4-23: پلان پرسپکتيو (آرين مستعدي، 1388: 92)166تصوير 4-24: نماي خارجي (آرين مستعدي، 1388: 91)166تصوير 4-25: سالن ورزش( آرين مستعدي،95:1388)167تصوير 4-26: بخش آب درماني( آرين مستعدي،96:1388)167تصوير 4-27: نماي خارجي ( آرين مستعدي،96:1388)168تصوير 4-28: نماي خارجي ( آرين مستعدي،96:1388)168تصوير 4-29: فضاي داخلي ( آرين مستعدي،97:1388)169تصوير 4-30: فضاي داخلي( آرين مستعدي،98:1388)169تصوير 4-31: فضاي داخلي ( آرين مستعدي،98:1388)169تصوير 4-32: بيمارستان ويلاوِرَر (آرين مستعدي، 1388: 105)170تصوير 4-33: نماي خارجي (آرين مستعدي، 1388: 107)171تصوير 4-34: نماي خارجي (آرين مستعدي، 1388: 108)171تصوير 4-35: نماي خارجي (آرين مستعدي، 1388: 108)171تصوير 4-36: پلان طبقه همکف (آرين مستعدي، 1388: 110)172تصوير 4-37: پلان طبقه اول (آرين مستعدي، 1388: 111)173تصوير 4-38: نماي خارجي (آرين مستعدي، 1388: 112)174تصوير 4-39: فضاي داخلي (آرين مستعدي، 1388: 112)174تصوير 4-40: فضاي داخلي (آرين مستعدي، 1388: 114)174تصوير 4-41: فضاي داخلي راهروها (آرين مستعدي، 1388: 115)175تصوير 4-42: فضاي داخلي سالن‏ها (آرين مستعدي، 1388: 116)175تصوير 5-1: زمين پروژه (مأخذ: نگارنده)199تصوير 5-2: همجواري زمين پروژه و بيمارستان دنا (مأخذ: نگارنده)200تصوير 5-3: راه‏هاي دسترسي به پروژه (مأخذ: نگارنده)200تصوير 5-4: موقعيت شيراز در ايران (مأخذ: نگارنده)201تصوير 5-5: نقشه شيراز (مأخذ: نگارنده)201تصوير 5-6: درخت تارون (مأخذ: سازمان تعاوني مسکن استانداري فارس)207تصوير 5- 7: اقاقياي زينتي ( مأخذ: سازمان تعاوني مسکن استانداري فارس)208تصوير 5- 8: درخت چنار ( مأخذ: سازمان تعاوني مسکن استانداري فارس)208تصوير 5- 9: سرو ناز شيراز در باغ ارم ( مأخذ : نگارنده)209تصوير 5- 10: درخت سرو نقره‌اي (مأخذ: سازمان تعاوني مسکن استانداري فارس)209تصوير 5- 11: درخت تارنج ( مأخذ: سازمان تعاوني مسکن استانداري فارس)210تصوير 5- 12: درختچه زرشک زينتي (مأخذ: سازمان تعاوني مسکن استانداري فارس)210تصوير 6-1: دياگرام روابط (مأخذ: نگارنده) 215تصوير 6-2: پلان جانمايي زيرزمين (مأخذ: نگارنده)216تصوير 6-3: پلان جانمايي طبقه همکف (مأخذ: نگارنده)217تصوير 6-4: پلان جانمايي طبقه اول (مأخذ: نگارنده)218تصوير 6-5: پلان جانمايي طبقه دوم (مأخذ: نگارنده)219تصوير 6-6: پلان دسترسي و جانمايي سايت (مأخذ: نگارنده)222
فصل اول
کليات
1-1- مقدمه:
پيشرفت علوم وصنايع در قرون اخير براي جوامع بشري دست آوردهايي دو گانه به ارمغان آورده است، از يک سو راحتي هايي که عمدتا جسماني است به بار آورده و از سوي ديگر به دغدغه‌هاي وي افزوده است که اين دغدغه‌ها بر روح وروان انسان امروزه تأثير منفي گذاشته و بسياري از مردم رابا اضطراب مواجه کرده است. مردم کشورهاي صنعتي که به تدريج مراحل مختلف توسعه صنايع را طي کرده‌اند و آرام آرام با مسايل ذهني ناشي از اين پديده مواجه شده بودند سعي کردند که از ابتدا به دنبال راهکارهاي حل تبعات روحي و رواني بر گرفته از اين پديده جديد باشند لذا يا در طول زمان به حل مسايل پرداختند يا به برخي از اين تبعات عادت کردند. درجوامعي که ديرتر به صنعت پرداختند و به يکباره حجم انبوهي از صنايع و يا توليدات آنها را به کشور خود وارد نمودند انبوهي از دغدغه‌هاي ناشي از ناهنجاري‌هاي زاييده جهان صنعتي را نيز وارد جوامع خود کردند در حاليکه با راهکارهاي مقابله با اين دغدغه‌ها آشنا نبودند. واکنش‌هاي مردم در مقابل اين دغدغه‌ها متفاوت است اما ريشه همه آنها در نابساماني‌هاي ذهني است که خود از دليل يا دلايل آنها آگاه نيستند و نمي‌دانند که اين اضطراب و نگراني مقدمه‌اي است بر ابتلا به بيماري‌هاي روحي ورواني. هر گاه شخصي با ناراحتي جسماني مواجه شود به پزشک مراجعه مي‌کند اما به ناراحتي‌هاي روحي خود اصلاً توجه ندارد تا حدي که در برخي از جوامع خصوصاً جوامع کمتر توسعه يافته توصيه مراجعه به متخصصين روحي ورواني و يا به مراکزي که اين گونه خدمات را ارايه مي‌کنند را توهين به خود تلقي نموده و به شکل متقابل مبادرت به واکنش توهين‌آميز به توصيه کننده مي‌نمايند. عدم اطلاع مردم از اين مسايل روحي و رواني و نقش آنها در مخدوش کردن روند زندگي آرام و بدون دغدغه و حتي تأثير بر سلامت جسماني آنها واکنش‌هايي با شکل‌ها و درجات مختلف دارد برخي اخم مي‌کنند برخي ديگر مراجعه به اين گونه تخصص‌ها و يا مراکز تخصصي را صرفاً براي مجنونين و ديوانگان مي‌دانند، اين افراد هم خود را آزار مي‌دهند و هم موجب رنجش و آزار ديگران مي‌شوند لذا آگاه کردن آنها از ضروريات روز جوامع است. در جوامعي که توسعه خود را از قرون قبل آغاز کرده و طي ساليان دراز به آثار منفي ناشي از توسعه صنعتي بر ذهنشان پي برده‌اند به تدريج براي درمان مسايل روحي ورواني خود اقدام کرده و مراکز لازم را تأسيس نموده‌اند و لزوم مراجعه مردم به اين مراکز را به آگاهي آنها رسانيده‌اند، اما در جوامع کمتر توسعه يافته و يا درحال توسعه پايه‌هاي رسيدگي به اين موضوع در ساليان اخير نهاده شده وآرام آرام در حال گسترش است، با تأسيس سازماني مسئول و يا تجديد نظر در وظايف سازمان‌هاي متولي موجود براي آگاه کردن مردم و سرعت بخشيدن به تربيت متخصصان ذيربط و گسترش و افزايش مراکز مورد نياز بايد به کمک مردم شتافت.
در واقع روانپزشکي بر تأمين نيازهاي بهداشت روان جامعه تأکيد دارد و در واقع نوعي اقدام معطوف به جامعه محسوب مي‌شود. توجه روانپزشکي نگرش و دانش مردم نسبت به سلامت و بيماري رواني است. روانپزشکي مبتني بر جامعه در واقع نوعي اقدام معطوف به جامعه است و اجزاي آن عبارتند از:
آموزش جامعه
تلاش براي ارتقاء سلامت و نه فقط رفع علايم بيماري
شناسايي زودرس و اقدامات غربالگري
مداخله زودرس در سطح اجتماع
اقدامات مربوط به پيگيري بيماران در سطح جامعه
بي شک موثرترين رويکرد به روانپزشکي پديد آوردن سيستم منسجمي از مراقبت از فرد در بافتار خانواده، جامعه و فرهنگ است و بدون پرداختن به اين مهم، اهداف درماني روانپزشکي به طور کامل محقق نمي‌شود. که اين آگاهي و درمان در مراکز مشاوره و روان درماني محقق مي‌گردد.
1-2- طرح مسئله و ضرورت تحقيق:
جنبه هاي مختلف مسئله در ايران:
شناسايي اشکال مختلف بيماري‌هاي روحي و رواني وتهيه آمار از مبتلايان به هر دسته از اين بيماري‌ها و درجات آنها.
آشنا کردن مردم به وضعيت روحي و رواني خود و لزوم اقدام براي درمان بدون اينکه دچار شرمندگي و خجالت شوند.
گسترش مراکز آموزش براي تربيت روانکاوان و روان پزشکان در تطابق با بيماري‌هاي بومي.
علاوه بر آن گسترش مراکز درماني مورد نياز در قالب‌هاي مختلف از درمانگاه تا بيمارستان از طريق طراحي و اجراي مراکز مورد نياز ضروري به نظر مي‌رسد.

ضرورت تحقيق براي جنبه‌هاي مختلف مسئله:
مسئله مورد بحث براي روانکاوان و روانپزشکان کاملاً شناخته شده است اما عامه مردم به جز افرادي که مستقيماً خود يا اطرافيان نشان با اينگونه مسائل درگير بوده‌اند از آن بي‌اطلاع هستند، تنوع حالات مختلف و پيچيدگي روش‌هاي درماني از يک طرف و جمعيت نه چندان کافي متخصصين متبحر بيماري‌هاي روحي ورواني همراه واکنش‌هاي غير منطقي مبتلايان و يا اطرافيان آنها موجب شده تا برنامه ويژه‌اي براي اطلاع‌رساني به مردم شکل نگيرد و اگر در جايي به آن پرداخته شده صرفاً براي مواردي موضعي يا موضوعي بوده است و به همين نسبت آمار و اطلاعات منسجم و همه‌گيري مدون نشده است تا بر اساس آنها برنامه‌اي جامع تدوين گردد.
تحقيق و پژوهش از ارکان اصلي تدوين برنامه است، برنامه‌اي که هر سه جنبه مزبور را در برگيرد لذا سلسله مراتب برنامه بايد به اين شرح مورد توجه قرار گيرد: نخست جمع آوري آمار و اطلاعات از دسته بندي بيماري‌ها و زيرمجموعه‌هاي هردسته، دوم شناخت روش‌هاي درمان، سوم آمار مبتلايان در دسته‌هاي مختلف و زيرمجموعه‌هاي آنها، چهارم يافتن و اعمال روش‌هاي آگاهي‌رساني به توده مردم، پنجم دسته بندي مراکز درماني از نظر روش‌هاي درمان ودسته‌هاي بيماري‌ها و محتواي فيزيکي طرح‌هاي معماري مناسب براي هر دسته با توجه به ظرفيت مورد نياز.
1-3- هدف تحقيق:
هدف تحقيق ايجاد يک محيط تخصصي روانشناسي و روان درماني بر اساس علم نوين روانشناسي.
اهداف خرد تحقيق را مي توان به شرح زير دسته بندي نمود :
شناسايي مراکز درماني مورد نياز از نظر نوع، ظرفيت و تعداد مورد نياز در منطقه جغرافيايي مورد نظر با توجه به آمار مبتلايان در دسته‌هاي مختلف با کسر تعداد و ظرفيت مراکز موجود.
انتخاب مکان مناسب براي استقرار مرکز يا مراکز مورد نياز در منطقه جغرافيايي و شهر مورد نظر.
انتخاب نوع مرکز درماني براساس شدت نياز.
شناسايي بخش‌هاي مورد نياز و فضاهاي موجود در هر بخش و ظرفيت منطقي براي نوع مرکز درماني انتخاب شده.
1-4- پيشينه تحقيق و چارچوب نظري:
مرکز روان درماني ابن سينا تنها مرکز تخصصي روان درماني شيراز است. اين مركز در سال 1356 تأسيس و در سال 1370 بهره برداري گرديد. اين مركز تك تخصصي بوده و تنها شامل بخش روانپزشكي مي‌باشد. خدمات بستري در بخش‌هاي اتفاقات، زنان، دو بخش مردان و خدمات سرپائي توسط متخصصين در درمانگاه انجام مي‌گيرد. متوسط اشغال تخت و متوسط اقامت بدون احتساب اتفاقات به ترتيب 97% و 8/23 با احتساب اتفاقات 8/97 و 21 مي‌باشد. بخش پاراكلينيكي شامل روانشناسي (روان‌درماني گروه درماني، خانواده درماني، گفتاردرماني، انواع تست) بخش E.C.T، آزمايشگاه، راديولوژي، داروخانه، نوارنگاري بوده كه همگي در شيفت صبح و داروخانه دو روز عصر فعاليت دارند. اين مركز از سال 1370 به دانشگاه پيوست و با يك بخش با ظرفيت 20 تخت درماني شروع به كار نموده كه بعد از گذشت 2 سال بخش‌هاي آموزشي يك و دو مردان و بخش جانبي E.C.T راه‌اندازي گرديد. در حال حاضر اين واحد شامل بخش آموزشي اتفاقات، زنان، مردان يك، مردان دو بخش 3 و بخش 4 و E.C.T مي‌باشد. که فاقد بخش‌هاي نوين درماني مانند موسيقي درماني هنر درماني و… مي‌باشد. مرکز ديگري که بخش کوچکي از آن به اين بيماران خدمات مي‌دهد بيمارستان حافظ است. با بررسي‌هاي انجام شده هيچ مرکزي در شيراز وجود ندارد که در زمينه روان درماني بر اساس روش‌هاي نوين درماني طراحي و ساخت و به مرحله اجرا رسيده باشد.
1-5- فرضيه تحقيق و مدل تحقيق:
فرض بر اين است که با شناخت از چگونگي بيماري‌هاي رواني درحد ايجاد توانايي براي طراحي مرکز يا مراکز درماني اين گونه از بيماري‌ها و سپس تدوين طرحي کار آمد از جهات مختلف مي‌توان تمام يا حد اقل بخشي عمده از بيماران قابل درمان را با بازگرداندن سلامتي به جامعه برگرداند.
1-6- روش تحقيق:
مرحله اول: جمع‌آوري اطلاعات در زمينه بيماري‌هاي رواني و روش درمان آنها و هم زمان با آن جمع‌آوري اطلاعات در خصوص مراکز درماني و ابعاد و اندازه و استانداردها.
مرحله دوم: آناليز اطلاعات و هم راستا کردن مطالعات و استفاده در طراحي.
1-7- مراحل تحقيق:
مطالعات پايه مشتمل بر: کتابخانه‌اي، ميداني، مصاحبه با متخصصين.
بررسي نمونه‌هاي موردي.
جمع‌بندي مطالعات اوليه و استخراج معيارهاي اصلي.
تدقيق مکان‌يابي با تعيين معيارهاي مهم و تطبيق اين معيارها با نقاط در نظرگرفته شده.
تدوين برنامه فيزيکي طرح با توجه به احکام طراحي همراه با ارايه ايده کلي (کانسپت).
مشورت با متخصصين و کارشناسان ذيربط براي دريافت نظر مشورتي و اطمينان از صحت کار انجام شده و اخذ راهنمايي براي اصلاحات احتمالي.
ورود به مرحله طراحي که از تحليل سايت آغاز مي‌شود و با طي روند تدوين دياگرام جانمايي مجموعه، طراحي معماري مجموعه همراه با تدوين رساله به ارايه نهايي ختم مي‌شود.
فصل دوم
بيماري رواني
روانپزشکي در فصل مشترک پزشکي، روانشناسي، جامعه‏شناسي و فرهنگ قرار دارد و به همين دليل در رويکرد اين تخصص پزشکي به بيماري‌ها چهار مدل متفاوت وجود دارد:
1- مدل بيماري 2- مدل روانپريشي 3- مدل شناختي ـ رفتاري 4 ـ مدل اجتماعي.
نفس وجود و ادامه حيات اين چهار مدل نشان مي‏دهد که در هر يک از آن‏ها حقيقتي وجود دارد. اخيراً تلاش‏هايي براي يکپارچه کردن اين مدل‏ها انجام شده اما هنوز به سرانجامي نرسيده است و معلوم نيست که مدل تلفيقي يا التقاطي، تصوير کامل‏تري از بيماري رواني را ارائه دهد.
برخي نيز بر اين اعتقادند تلاش براي يکپارچه کردن اين رويکردها از بنياد عبث است. چرا که ماهيت روانپزشکي و موضوع مورد مطالعه آن نوعي تکثرگرايي نظري ايجابي را طلب مي‏کند و وضعيت روانپزشکي را با عدم قطعيت موجود در فيزيک کوانتومي مقايسه مي‏کنند، يعني همان‏طور که نمي‏توان ماهيت موجي يا ذره‏اي نور را جدا از مشاهده‏گر دانست، شايد بيماري رواني به صورت امري انتزاعي، مجرد و مجزا از دوربين مشاهده‏گر وجود خارجي نداشته باشد. و اگر اين ديدگاه ساخت‏گرايي را قبول داشته باشيم مي‏توان ادعا نمود يکي از دلايل تکّثرگرايي نظري و مدل‏هاي مختلف در روانپزشکي و علوم بهداشت روان آن است که در اين رشته، مشاهده‏گران واقعيت در زمينه‏هاي متفاوتي آموزش ديده‏اند.
تشريح هر يک از اين چهار مدل مجال ديگري را مي‏طلبد، اما جا دارد به مدل روانپزشکي اجتماعي و دو جزء آن يعني روانپزشکي فرهنگي و روانپزشکي مبتني بر جامعه1 پرداخته شود.
مهم است که تأثير عوامل فرهنگي را در تظاهر، بروز و فرجام اختلالات روانپزشکي درک کنيم و از قوانين حاکم فرهنگي در جهت پيشبرد درمان و ارتقاء سلامت روان به خوبي استفاده کنيم.
2-1- بهنجاري2
سازمان بهداشت جهاني (WHO3)، بهنجاري را سلامت کامل جسمي، رواني و اجتماعي مي‏داند. سلامت رواني مستلزم فقدان اختلال رواني است. در متن بازنگري شده ويرايش چهارم کتابچه تشخيصي و آماري اختلالات روانيDSM-IV-TR4 (2000) چنين آمده است:
اختلال رواني، سندرم يا الگوي روانشناختي يا رفتاري است که با نارحتي (مانند يک علامت دردناک) يا افزايش قابل توجّه خطر رنج، مرگ، درد، ناتواني يا از دست رفتن چشمگير آزادي عمل همراه باشد. به علاوه سندرم يا الگوي مزبور نبايد صرفاً واکنش‎هاي قابل انتظار و مورد قبول فرهنگ جامعه در برابر رويداد خاصّي نظير مرگ عزيزان باشد.
از لحاظ تاريخي دو طبق? عمد? اختلالات رواني عبارتند از: روان‏پريشي5 و راون‎نژندي6، روان‏پريشي طبق تعريف عبارتست از اختلال جدّي واقعيت سنجي7.
در تخريب جدّي واقعيت سنجي، فرد در مورد صحت ادراکات و افکار خود ارزيابي نادرستي به عمل مي‏آورد و حتّي در حضور شواهد نقض کننده، در مورد واقعيت بيروني استنتاج هاي ناصحيحي مي‏کند. اصطلاح روان‏پريشي در مورد تحريفاتي جزئي واقعيت که قضاوت نسبي را در بر مي‏گيرد به کار نمي‏رود. براي مثال افراد افسرده‏اي که دستاوردهاي زندگي خود را دستکم مي‏گيرند، روان‏پريش محسوب نمي‏شوند، امّا کساني که معتقدند موجب فاجعه‏اي طبيعي شده‏اند روان‏پريش هستند.
روان‏نژندي عبارتست از يک اختلال مزمن يا راجعه که مشخّصه اصلي آن اضطراب است که ممکن است به تنهايي يا به صورت علامتي نظير وسواس فکري، وسواس عملي، هراس يا کژکاري جنسي بروز کند. روان‏پريشي مترادف تخريب شديد کارکرد اجتماعي و شخصي است که مشخّصه آن کناره‌گيري اجتماعي و عدم توانايي انجام نقش‏هاي معمول خانگي و شغلي است. روان‏نژندي به معناي سالم ماندن واقعيت سنجي و سازمان شخصّيتي است امّا در روان‏نژندي انواعي از علايم باليني آزارنده، فرد را دچار رنج ناراحتي مي‏کنند. (Kaplan & Sadock’s, 2007: 27).
ليدز8 (1976) بهنجاري را به صورت الگوهاي رفتاري يا صفات شخصّيتي تعريف مي‏کند که در حالت عادي ديده مي‏‏شوند و يا با برخي معيارهاي زندگي و رفتار قابل قبول و صحيح مطابقت دارند، امّا در اين تعريف استفاده از اصطلاحاتي نظير عادي9 يا قابل قبول مورد انتقاد قرار گرفته است زيرا اين واژه‏ها مبهم بوده و مستلزم قضاوت‏هاي ارزشي هستند و در فرهنگ‏هاي مختلف متفاوتند. روان‏پزشک و مورخي به نام جرج مورا10 در پاسخ به اين انتقادات، براي توصيف تظاهرات رفتاري که در يک بافتار، بهنجار و در بافتارهاي ديگر، نابهنجار تلّقي مي‏شوند، نظامي طراحي کرده است که بر نگرش اجتماع نسبت به فرد استوار است (جدول 2-1).
جدول 2-1. بهنجاري در بافتار (context) (Kaplan & Sadock’s, 2007: 29)
اصطلاحمفهومخود ـ بهنجار
خود ـ نابهنجار
دگر ـ بهنجار
دگر ـ نابهنجارفرد از نظر جامع? خود بهنجار محسوب مي‏شود
فردازنظرجامع?خودنابهنجارمحسوبمي‏شود
فرد از نظر اعضاي جامعه‏اي ديگر بهنجار محسوب مي‏شود
فرد از نظر اعضاي جامعه‏اي ديگر نابهنجار محسوب مي‏شود
اما اين الگو براي قضاوت‏ها و مشاهدات گروه همتايان ارزش بيش از حدي قايل شده است.
در کتاب سلامت رواني: گزارش پزشک ارشد خدمات بهداشت عمومي، سلامت رواني به اين صورت تعريف شده است:
“داشتن کارکردهاي رواني مؤفّق در زمين? تفکّر، خلق و رفتار که منجر به فعّاليت‏هاي ثمر بخش روابط ارضا کننده با ديگران وتوانايي انطباق با تغيير و مدارا با ناملايمات مي‏شود، روانپزشکي به نام توماس ساس11 ديدگاه مناقشه آميزي را مطرح کرده است. او معتقد است مفهوم بيماري رواني بايد کاملاً کنار گذاشته شود. اين روانپزشک در کتابش به نام افسانه بيماري رواني12 اظهار مي‏داردکه بهنجاري فقط بر اساس آن چه افراد انجام مي‏دهند يا نمي‏دهند قابل سنجش است و تعريف بهنجاري خارج از حوزه روانپزشکي است. او مدعي است که اعتقاد به وجود بيماري رواني مشابه اعتقاد به ديو يا جادوگري است.
2-1-1- ديدگاه‌هاي کارکردي در مورد بهنجاري
کاپلان و سادوک13 (2007) معتقد‏اند که مي‏توان بسياري از مفاهيم باليني و نظري بهنجاري را در چهار ديدگاه کارکردي قرار داد. هر چند هر ديدگاه منحصر به فرد بوده و تعاريف و توصيفات خاص خود را دارد، هر چهار ديدگاه فوق به نوعي مکمل يکديگر هستند و مجموعاً معّرف کل رويکردهاي علوم اجتماعي و رفتاري نسبت به اين موضوع هستند. چهار ديدگاه بهنجاري طبق توصيف دانيل آفر14 و ملوين سابشين15 عبارتند از :
1ـ بهنجاري به منزل? سلامت؛ 2 ـ بهنجاري به منزل? کمال مطلوب؛ 3 ـ بهنجاري به منزل? متوسط؛ 4 ـ بهنجاري به منزل? فرآيند.
2-1-2- نظريات روانکاوي در مورد بهنجاري
(برخي روانکاوان مفهوم بهنجاري را بر اساس فقدان علايم توصيف کرده‏اند، با اين حال هر چند رفع علايم براي درمان يا بهبود ضروري است، فقدان علايم به تنهايي براي تعريف جامع بهنجاري کافي نيست. برهمين اساس، اکثر روانکاوان توانايي کار و لذّت بردن و يا به توصيف فرويد “توانايي عشق ورزيدن و کارکردن را نشان? بهنجاري مي‏دانند) ( رضاعي، 1391: 56).
روانکاوي به نام هاينز هارتمن16 (1978)، بهنجاري را از طريق توصيف کارکردهاي خود مختار ايگو مفهوم‏پردازي مي‏کند. اين کارکردها، قابليت‌هاي روانشناختي هستند که از بدو تولد وجود داشته و عاري از تعارض هستند يعني تحت تأثير دنياي رواني دروني قرار نمي‏گيرند.
کارکردهاي مزبور عبارتند از ادراک، شهود، دريافت، تفکّر، زبان، برخي جنبه‏هاي رشد حرکتي، يادگيري و هوش. مفهوم کارکردهاي خود مختار و عاري از تعارض ايگو به توضيح مکانيسمهايي کمک مي‏کند که به وسيله آنها برخي افراد علي‏رغم تجرب? آسيبهاي فوق‏العاده بيروني، زندگي نسبتاً بهنجاري پيدا مي‏کنند که گاهي اين افراد کودک آسيب ناپذير ناميده مي‏شوند. منظور از کودک آسيب ناپذير کودکي است که به وسيله قدرت خود مختار ايگو، در مقابل تازيانه هاي بخت هولناک خود مقاوم هستند. در جدول(2-2) خلاصه‏اي از برخي ديدگاههاي روانکاوي در مورد بهنجاري ذکر شده است.
جدول 2-2: بهنجاري از ديدگاه روان‏کاوي (رضايي، 1391: 30).
نظريه‎پردازمفهومزيگموند فرويدبهنجاري افسانه‏اي آرماني استکورت آيسلربهنجاري مطلق قابل دستيابي نيست زيرا فرد بهنجار بايد از افکار و احساساتش کاملاً آگاه باشدملاني کلاينخصوصيات بهنجاري عبارتند از قدرت منش، توانايي مدارا با هيجانات متعارض، توانايي تجربه لذت بدون تعارض و توانايي عشق ورزيدناريک اريکسونبهنجاري، توانايي تسلط بر تکاليف دوره‏هاي مختلف زندگي است. اعتماد در مقابل بي‏اعتمادي، خودمختاري در مقابل شرم و ترديد؛ ابتکار در مقابل احساس گناه، سخت‏کوشي در مقابل احساس حقارت، هويت در مقابل سردرگمي نقش، صميميت در مقابل انزوا، مولد بودن در مقابل بي‏حاصلي و يکپارچگي ايگو در مقابل يأسلورنس کوبيبهنجاري عبارت است از توانايي يادگيري از طريق تجربه، انعطاف‏پذيري و انطباق با تغييرات محيطهاينز هارتمنکارکردهاي بدون تعارض ايگو معرف توان فرد براي دستيابي بهنجاري هستند، ميزان انطباق ايگو با واقعيات و توان خودمختاري آن، با سلامت‏رواني ارتباط داردکارل منينگربهنجاري توانايي سازگاري رضايت‏آميز با جهان بيروني و تسلط بر تکليف فرهنگ‏پذيري است.آلفرد آدلرتوانايي فرد براي پرورش احساس اجتماعي و مولد بودن با سلامت‏رواني ارتباط دارد، توانايي کار کردن، عزت نفس را ارتقا مي‏دهد و فرد را قادر به انطباق مي‏کند.ر. ي. ماني کريلبهنجاري توانايي دستيابي به بينش در درون خود است که اين ظرفيت هرگز به طور کامل محقق نمي‏شود.اتورانکبهنجاري عبارت است از توانايي زندگي کردن بدون ترس، احساس گناه يا اضطراب و به عهده گرفتن مسووليت اعمال خويشتنو. سامرست موامبهنجار يک آرمان است تصويري است که فرد آن را خلق مي‏کند…. و يافتن همه آنها در يک فرد بعيد است.
رابرت کمپل17 (2005) تعريفي از سلامت رواني در فرهنگ لغات روان‏پزشکي کمپل بيان مي‏کند که مقبوليت وسيع و کاربرد رايجي دارد. کمپل سلامت رواني را در فرهنگ خود اين گونه تعريف مي‏کند: ((افراد بهنجار از نظر رواني کساني هستند که با خود و محيط اطرافشان هماهنگ و سازگار هستند و با مقتضيات فرهنگي يا قوانين اجتماع خود هماهنگي پيدا مي‏کنند. اين افراد ممکن است واجد انحراف طبي يا بيماري باشند ولي تا هنگامي که بيماري مزبور، استدلال، قضاوت، توانايي هوشي و توانايي سازگاري شخصي و اجتماعي آنها را مختل نکرده است از نظر رواني سالم يا بهنجار محسوب مي‎شوند.))

2-1-3- ميزان بروز بيماري‌هاي رواني:
در سال 2005 مؤسسه ملي بهداشت روان18 در يک زمينه‏يابي کشوري، ميزان ابتلا به اختلالات رواني را در هر برهه‏اي از عمر بررسي نمود. اين مطالعه نشان داد بيش از 50 درصد آمريکايي‏ها زماني در طول زندگي خود دچار اختلالات رواني شده‏اند، که اين ميزان در مطالعه مشابه سال 1984، 20 درصد بود. شايعترين اختلال رواني افسردگي بود که شيوع طول عمر آن 17 درصد گزارش شد، پس از آن سوء مصرف الکل (13 درصد) و انواع هراس (12 درصد) قرار داشتند. در اکثر کساني که زماني دچار اختلاف رواني شده بودند، شروع اختلال در سنين جواني گزارش شد. اختلالات خلقي در افراد 20 تا 30 ساله شيوع بيشتري داشت، وقتي درمان در نتايج مطالعه لحاظ شد مشخص گرديد اکثر اين افراد درمان دريافت نکرده‏اند يا از نظر محققين تحت درمان ناکافي يا غيرمؤثري قرار گرفته‏اند.
اين گزارش در ميان گروه‏هاي مختلف مناقشاتي ايجاد کرد. برخي انسان‏شناسان پزشکي اظهار داشتند اين گزارش بيشتر بازتاب تغيير تعريف فرهنگي و سياسي بيماري در آمريکا در طول دهه‏هاي اخير است تا افزايش واقعي بيماري، آنها به عنوان نمونه‏اي از تأثير فرهنگ بر تعريف بيماري، مورد همجنس‏گرايي را مثال مي‏زدند که از طبقه‏بندي بيماري‌هاي رواني خارج شد، ساير منتقدين به تعداد اختلالات تشخيصي موجود در DSM اشاره مي‏کردند که از حدود 60 عنوان در 1952 به بيش از 300 عنوان در ويرايش اخير افزايش يافته است و همين امر عامل افزايش شيوع بوده است. رفتارهايي که زماني بهنجار تلقي مي‏شد جزو قلمرو پزشکي قرار گرفت. برخي جامعه‏شناسان اين افزايش را ناشي از زندگي مدرن غربي، به خصوص زندگي شهرنشيني مي‏دانند که پر استرس‏تر از هر دوره ديگري است و بيشتر از گذشته سبب درهم‏ريختگي انسان‏ها مي‏شود. مدافعين اين مطالعه، نمونه‏اي تاريخي را در اين زمينه ذکر مي‏کنند که زماني بيماري رواني به تسخير اجنه نسبت داده مي‏شد. با پيشرفت علم، بيماري‌هاي رواني نوعي بيماري طبي تلقي شدند که مي‏توان بر اساس علل فيزيوپاتولوژيک آنها را از هم تفکيک نمود (رضاعي، 1391: 30).
2-2-4- مسائل بين فرهنگي
اريکسون19 (1950) بيان مي‏کند که برخي بيماري‌هاي رواني در سرتاسر دنيا و در همه فرهنگ‏ها ديده مي‏شوند؛ برخي نيز وابسته به فرهنگ يا مختص فرهنگ هستند. براي مثال اسکيزوفرني در سراسر جهان شيوع مشابهي دارد، اما بي‏اشتهايي عصبي عمدتاً در کشورهاي صنعتي غرب ديده مي‏شود. اين موضوع که برخي اختلالات روان‏پزشکي به طور نسبي يا کلي وابسته به فرهنگ هستند، تفکيک بهنجار از نابهنجار را پيچيده‏تر مي‏کند.
براي مثال در چين، بر چسب بيماررواني نوعي انگ محسوب مي‏شود و افسردگي نسبتاً مفهومي ناشناخته است. اما چيني‏ها در برابر شکاياتي مثل احساس فرسودگي، اختلال خواب، عدم توانايي براي آرميدن و ساير علايمي که در فرهنگ غربي بخشي از سندرم افسردگي است، مصون نيستند، اما در چين اين اختلاف ضعف اعصاب (نورآسنتي) تشخيص داده مي‏شود. ضعف اعصاب يک تشخيص پزشکي است که به تخليه انرژي نسبت داده مي‏شود. در ژاپن نيز ميزان گزارش افسردگي اندک است که تا حدودي به دليل فرهنگ شکيبايي است. در اين فرهنگ فرد از علايم يا نشانه‏هاي مبهمي که ممکن است برچسب افسردگي بگيرد شکايت نمي‏کند.
2-2- طبقه‏بندي در روان‏پزشکي
نظام‏هاي طبقه‏بندي تشخيص‏هاي روان‏پزشکي چندين هدف را دنبال مي‏کنند: 1- افتراق اختلالات روان‏پزشکي از همديگر به طوري که بالينگر بتواند مؤثرترين درمان را ارائه نمايد، 2- فراهم نمودن زباني مشترک بين متخصصان مراقبت بهداشتي، 3- جستجوي علل بسياري از اختلالات رواني که هنوز ناشناخته باقي مانده‏اند. دو نظام طبقه‏بندي مهم روان‏پزشکي عبارتند از: کتابچه تشخيصي و آماري اختلالات رواني20 (DSM) تأليف انجمن روان‏پزشکان آمريکا با همکاري ساير گروه‏هاي متخصصان بهداشت رواني و طبقه‏بندي بين‏المللي بيماري‌ها21 (ICD) که سازمان بهداشت جهاني آن را تدوين نموده است. (Kaplan & Sadock’s, 2007: 363). جدول (2-3) نظام طبقه بندي DSM را نشان مي دهد.
جدول 2-3: طبقه بندي بيماري‌ها (رضايي، 1391: 364).
اختلالاتي که معمولا نخستين بار در دوره شيرخوارگي، کودکي يا نوجواني تشخيص داده مي‌شوددليريوم، زوال عقلي، اختلالات نسياني و ساير اختلالات شناختياختلالات مرتبط با مواداسکيزوفرني و ساير اختلالات روان‏پريشانهعقب‏ماندگي ذهنيدليريوماختلالات مرتبط با الکلاختلالات اسکيزوفرنياختلالات يادگيريزوال عقل ( دمانس )اختلالات مرتبط با آمفتاميناختلالات خلقاختلالات مهارت‏هاي حرکتياختلالات فراموشي (نسياني)اختلالات مرتبط با کافئيناختلالات افسردگياختلالات ارتباطساير اختلالات شناختياختلالات مرتبط با حشيش و ماري‏جوانااختلالات دو قطبياختلالات فراگير رشداختلالات مرتبط با کوکائيناختلالات اضطرابياختلالات نقص توجه و رفتار ايذايياختلالات مرتبط با مواد توهم‏زااختلالات شبه جسمي (سوماتوفوم)اختلالات خوردن و تغديه شير خوارگي و اوايل کودکياختلالات مرتبط با مواد استنشاقياختلالات ساختگياختلالات تيکاختلالات مرتبط با نيکوتيناختلالات تجزيه‏ايساير اختلالات شيرخواري، کودکي يا نوجوانياختلالات مرتبط با فن‏سيکليديناختلالات جنسي و هويت جنسياختلالات مرتبط با داروهاي رخوتزا، خواب‏آور يا ضد‏اضطراباختلالات خوردناختلالات مرتبط با ساير مواد يا مواد ناشناختهاختلالات خواباختلالات کنترل تکانه که به گونه‏اي ديگر طبقه‏بندي نشده‏انداختلالات انطباقياختلالات شخصيتساير اختلالاتي که ممکن است کانون توجه باليني باشند
از ميان چهار دسته اختلال که در جدول 2-3 نشان داده شده است، دسته اختلالات اسکيزوفرني و ساير اختلالات روان‏پريشانه مورد مطالعه و بررسي قرار گرفته است.
2-2-1- اسکيزوفرني
اسکيزوفرني يک سندرم باليني با پسيکوپاتولوژي متغير اما عميقاً گسلنده است که شناخت، هيجان، درک و ساير جنبه‏هاي رفتار را فرا مي‏گيرد. ابراز اين تظاهرات در بيماران مختلف و در طول زمان متفاوت است. اما اثر بيماري هميشه شديد و معمولاً طولاني است، اسکيزوفرني معمولاً قبل از 25 سالگي شروع مي‏شود. تمام عمر دوام مي‏يابد و در افراد متعلق به تمام طبقات اجتماعي روي مي‏دهد. هم بيمار و هم خانواده او به دليل غفلت گسترده در مورد اين اختلال از مراقبت ناکافي و طرد شدن بيمار از جامعه رنج مي‏برند. هر چند اسکيزوفرني به گونه‏اي مورد بحث قرار مي‏گيرد که گوئي بيمار واحدي است، احتمالاً ترکيبي از اختلالات با سبب‏شناسي ناهمگون و شامل بيماراني است که از نظر تظاهر باليني پاسخ درماني و سير بيماري با هم فرق دارند. (Kaplan & Sadock’s, 2007: 25)
کنترل تکانه در بيماران اسکيزوفرنيک از ديدگاه کاپلان و سادوک (2007):
خشونت، خودکشي، و ديگرکشي: بيمار اسکيزوفرنيک ممکن است بسيار تحريکي بوده و در مرحله حاد بيماري کنترل اندکي بر تکانه‏هاي خود داشته باشد. حساسيت اجتماعي آن‏ها نيز پايين است، به طوري که ممکن است زماني که مثلاً سيگاري را از دست ديگري مي‏قاپند، کانال تلويزيون را بدون مقدمه عوض مي‏کنند، يا کاغذ را کف اطاق پرت مي‏کنند، تکانشي به نظر برسند. بعضي از رفتارهاي به ظاهر تکانشي، ممکن است واکنش به توهمات آمرانه‏اي باشد که بيمار را وادار به اقدام مي‏نمايد.
خشونت: رفتار خشن (به استنثاء ديگرکشي) بين بيماران اسکيزوفرنيک درمان نشده شايع است. هذيان‏هايي که ماهيت گزند و آسيب دارند، دوره‏هاي قبلي خشونت، و نقص‏هاي نورولوژيک از عوامل خطرساز براي خشونت يا رفتار تکانشي هستند. مداوا شامل استفاده از داروهاي ضدجنون است درمان فوري شامل مهار فيزيکي و محدودسازي در اطاق انفرادي است.
خودکشي: خودکشي اولين علت شايع مرگ پيشرس در افراد مبتلا به اسکيزوفرني است. اقدام به خودکشي توسط 20 تا 50 درصد اين بيماران صورت مي‏گيرد.
غالباً، در اسکيزوفرني خودکشي بي‏مقدمه و بدون هشدار يا ابزار تمايل کلامي ظاهر مي‏شود. مطالعات همه‏گيري‏شناسي حاکي است که تا 80 درصد بيماران اسکيزوفرنيک ممکن است در طول عمر يک دوره افسردگي اساسي داشته باشند.
ديگرکشي: عليرغم توجه جنجالي رسانه‏هاي خبري وقتي بيماري اسکيزوفرنيک مرتکب قتل مي‏شود، داده‏هاي قابل وصول حاکي است که احتمال ديگرکشي بيمار



قیمت: تومان


پاسخ دهید