دانشگاه آزاد اسلامي واحد کرمانشاه
دانشکده تحصيلات تکميلي
پايان نامه جهت دريافت درجه کارشناسي ارشد
رشته زبان و ادبيات فارسي (M.A)
عنوان:
گردآوري وتصحيح آثارواشعارنقي خان آزاد(دبيرايل کلهر)
استاد راهنما:
جناب آقاي دکتر موسي پرنيان
استاد مشاور:
جناب آقاي دکتر ابراهيم رحيمي زنگنه
نگارنده:
بهمن ميرزايي
دي ماه 1392
سپاسگزاري :
به ذره گر نظر لطف بوتراب کند به آسمان رود و کار آفتاب کند
ستايش خدا را سزاست که حمد را بهاي نعمت ها و پناگاه از بلا ها، و وسيله ي رسيدن به بهشت جاويدان و موجب افزايش احسان قرار داد.
بسي شايسته است از استاد فرهيخته و فرزانه جناب آقاي دکتر موسي پرنيان که با کرامتي چون خورشيد ، سرزمين دل را روشني بخشيدند و گلشن سراي علم و دانش را با راهنمايي هاي کار ساز و سازنده بارور ساختند ، تقدير و تشکر نمايم.
و نيز از استاد دانشمندجناب آقاي دکتر ابراهيم رحيمي زنگنه که با عنايات دلسوزانه خويش به عنوان استاد مشاور راهگشاي اينجانب بودهاند کمال تشکر و سپاسگزاري را دارم .
و براي مدير گروه ورياست محترم دانشکده سرکار خانم دکتر لرستاني و جناب آقاي دکتر حميد رضا عبدالمحمدي که همواره در طول تحصيل متحمل زحمات بنده بودهاند و از محضرشان کسب دانش نمودهام از درگاه خداوند متعال آرزوي توفيق روز افزون و سربلندي مي نمايم.

تقديم به :
روح پدرم و مادر فداکار و دلسوزم

و
همسر مهربانم که مشقت هاي اين مسيررابرايم هموارساخت
و
فرزند دلبندم مريم
فهرست مطالب
عنوان صفحه
1. مقدمه 1
2. ايل کلهر 3
الف) طايفه ها و تيره هاي ايل کلهر 3
ب) وجه تسميه ايل کلهر 3
ج) سابقه تاريخي 4
د) رخدادهاي ايل کلهر در زمان داود خان 9
3. زندگينامه 11
4. زبان شعري 15
5. ويژگيهاي سبکي شاعر 17
6. يژگيهاي دستوري 18
7. قالب هاي شعري 19
الف) غزل19
ب) مسمط 20
ج) قسيده 21
8. کليات 22
الف) بيان مسئله 23
ب) پيشينه تحقيق 23
ج) سوالات تحقيق 23
د) فرضيه هاي تحقيق23
و) روش تحقيق 24
هـ) ابزار تجزيه و تحليل داده ها 24
((اشعار براساس وزن و غالب آنها))
1- در مدح حضرت ختمي مرتبت محمد مصطفي(ص). مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مثمن مطلوي مجنون مکشوف) 25
قالب: قصيده.
2- در مدح شاه ولايت: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مبحث مثمن مجنون ) 28
قالب: مسمط مخمس.
3- در شهادت علي اصغر: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مثمن مطوي مجنون مکشوف) 31
4- مرثيه اي در شهادت ابالفضل: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مثمن مطوي مجنون مکشوف) 35
قالب: مسمط
5- گفتگوي حضرت ليلا خاتون و حضرت علي اکبر: فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مجنون محذوف) 39
6- در مدح حضرت رسول و مولاي متقيان: مفعول و فاعلاتُ مفاعيلُ فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکشوف محذوف) 40
قالب: مسمط مخمس.
7- مناجات نامه: مفاعيلن مفاعيلن فعلون (هزج مسدس محذوف) 43
قالب: قصيده.
8- مکالمه زينب در خزبه شام با سرحسين: مفعولُ مفاعيل مفاعِلُ فعولن
(هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) 44
قالب: مسمط
9- در بي وفايي دنيا: مفعولُ مفاعيلُ فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) 46
قالب: قصيده.
10- نامه به عباس قباديان: مفاعيلن مفاعيلن مفاعيلن فعولن (هزج مسدس محذوف) 47
قالب: قصيده.
11- در وضع خرابه ي کاخ خسرو پرويز. فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) 50
قالب: مسمط.
12- گفتار از بي وفايي دنيا: مفعولُ مفاعيلُ فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)53
قالب: مسمط مخمس.
13- دنياي بي وفا: فاعلاتن مفاعِلن فع لن ( خفيف مسدس مجنون محذوف) 56
قالب: قصيده
14- نعت پيامبر: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف) 57
قالب: قصيده.
15- نويد خبر از علي آقا اعظمي: مفاعيلن مفاعيلن مفاعيلن مفاعيلن (هزج مثمن سالم) 59
قالب: غزل.
16- بوي يار: مفعول فاعلاتُ مفاعيلُ فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف). 60
قالب: غزل.
17- نصيحت فرزند: فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مجنون محذوف )61
قالب: مثنوي .
18- منظومه روباه و شير : مفاعيلن مفاعيلن فعولن (هزج مسدس محذوف)63
قالب : مثنوي
19- حکايت دو آهو نر و ماده: مفاعيلن مفاعيلن فعولن (هزج مسدس محذوف)67
قالب : مثنوي
20- گفتگوي مرد عارف با عاشقي در کنار دجله: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف) 77
قالب: مثنوي.
21- مناظره گنجشک و مور: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف) 80
قالب : مثنوي
22- گفتار در بي وفايي دنيا: فاعلاتن مفاعلن فع لن (خفيف مسدس مجنون محذوف) 83
قالب: قصيده.
23- ياد از جواني و دلتنگي از پيري: مفاعيلن مفاعيلن فعولن (هرج مسدس محذوف) 84
قالب: قصيده.
24- دريغ نامه: مفاعيلن مفاعيلن فعولن (هزج مسدس محذوف) 86
قالب : مثنوي
25- در خواب و عالم رؤيا: فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعل (رمل مثمن مجنون محذوف) 91
قالب: مسمط.
26- معما واله آزاد: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف) 93
قالب: قصيده.
27- سرکشي شيطان رجيم از سجده آدم94
قالب : قصيده.
28- رضا به قضا آزاد: مفعولُ فاعلاتن مفعولُ فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) 96
قالب: غزل.
29- گفتار در وضع قصرشيرين: مفعولُ مفاعيلُ مفاعِلُ فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) 97
قالب: مسمط.
30- دعوت حضرت زهرا به عروسي قوم دون: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف) 100
قالب: مسمط .
31- واله مداح شاه ولايت: مفعولُ فاعلات مفاعيلُ فاعلن (مضارع اخرب مکفوف مقصود) 104
قالب: قصيده.
32- غزل: فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن (رمل مثمن مجنون اصلم)106
قالب: غزل.
33- تازيانه بر دل: مفاعلين مفاعيلن فعولن (هزج مسدس محذوف)107
قالب: قصيده
34- حکايت ظالم و مظلوم: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف)110
قالب: قصيده
35- ندامت نفس : مفعولُ مفاعيلُ مفاعيلُ فعولن( هزج مثمن احزب مکفوف محذوف)113
36- توسل به مولا از دست نفس: مفعولُ مفاعيلُ مفاعيلُ فعولن( هزج مثمن احزب مکفوف محذوف) 114
قالب: مسمط
37- گوشه اي از غربت و توصل: فعلاتُ فاعلاتن فعلاتُ فاعلاتن( رمل مثمن مجنون)119
قالب: قصيده.
38- هي وحدت: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف)121
قالب: قصيده.
39- گله از بخت بد: مفعولُ فاعلات مفاعيلُ فاعلن (مضارع مثمن احزب مکفوف محذوف)121
قالب: قصيده.
40- هي است: مفعولُ فاعلات مفاعيلُ فاعلن (مضارع مثمن احزب مکفوف محذوف)123
قالب: غزل.
41- راز و نياز با دوست: فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن (رمل مثمن مجنون اصلم) 125
قالب: غزل.
42- شکايت از نفس: مفعولُ مفاعيلُ مفاعيلُ فعولن (هزج مثمن احزب مکفوف محذوف)126
قالب: غزل.
43- در منقبت مولا: مفاعيلن مفاعيلن فعولن (هزج مسدس محذوف)128
قالب: غزل.
44- مناجات نامه: مفعولُ فاعلاتُ مفاعيلُ فاعلن (مضارع مثمن احزب مکفوف محذوف)130
قالب: قصيده.
45- درويشي و شاهي: فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن (رمل مثمن مجنون اصلم)130
قالب: قصيده.
46- گله از يار: مفاعيلن مفاعيلن مفاعيلن فعولن (هزج مثمن محذوف) 134
قالب: غزل.
47- گفتگوي دل و هجران: مفاعيلن مفاعيلن فعولن(هزج مسدس محذوف)135
قالب: غزل.
48- پند دل: مفاعيلن مفاعيلن فعولن(هزج مسدس محذوف)136
قالب: قصيده.
49- در مدح امير کلهر: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم )138
قالب: غزل.
50- در مدح ختمي مرتبت: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)139
قالب: قصيده.
51- بي ارزشي دنيا: مفاعيلن مفاعيلن مفاعيلن مفاعيلن (هزج مثمن سالم)141
قالب: غزل.
52- در مدح علي(ع): مفعولُ مفاعيلُ مفاعيلُ مفاعيلُ فعولن (هزج مثمن احزب مکفوف محذوف) 142
قالب: مسمط- ترکيب 2 بيتي.
53- توسل به باب الحوائج: مفعول فاعلاتُ مفاعيلُ فاعلن (مضارع مثمن احزب مکفوف محذوف)143
قالب: قصيده.
54- گفتگوي واله با بلبل قلاجه: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف)146
قالب: مثنوي.
55- سرنوشت مرد کوري با نقي آزاد: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف)150
قالب: مثنوي.
اشعار کردي
56- سي منصور واصل: فع لن فعولن فع لن فعولن (متقارب مثمن اثلم)154
قالب: مثنوي.
57- درگاي داور : فع لن فعولن فع لن فعولن (متقارب مثمن اثلم)165
قالب : مثنوي
58- مولا گرداون: فع لن فعولن فع لن فعولن (متقارب مثمن اثلم)166
قالب : مثنوي
59- کلهرنامه: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف)169
قالب: مثنوي.
چکيده
هدف از اين پژوهش گشودن باب تازه اي براي دانشجيان زبان و ادبيات فارسي است تا با جمع آوري آثار پيشينيان در حفظ و اعتلاي زبان و ادب فارسي ايفاي نقش نمايد زيرا بسياري از مباحث فرهنگي و اجتماعي هر قوم در آثار اشعار نويسندگان و شاعران آن ديار متجلي است . منظومه پيش روي شما که بالغ بر 2500 بيت مي باشد قسمتي از اشعار آقاي نقي خان آزاد کلهر ملقب به نقي شوان و متخلص به واله مي باشد که به صورت ميداني جمع آوري گرديده است . نقي آزاد در بين ايل بزرگ کلهر از معروفيت ويژه اي برخوردار است او ضمن اينکه شاعري خوش قريحه بود، مورخي آگاه و وقايع نگاري چيره دست نيز بود، در سرودن و به نظم آوردن رويدادهاي ايلي و تاريخي دقت و توجه خاصي داشته است ، خيلي از حقايق نهفته و رويدادهاي نگفته را مي توان در آثار او يافت . از آثارش مي توان به “کلهرنامه” يا “نامه آزاد کلهر” که نزديک به 12000 بيت و در بحر متقارب و به تاثير از شاهنامه فردوسي سروده شده که بيانگر لشگرکشي و جنگ هاي زمان مشرطيت ايل کلهر مي باشد نام برد که قسمت اعظم آن از بين رفته است . ديگر آثار او منظومه فارسي و کردي است که شامل غزليات ، قصايد، مثني و مسمط هاي ايشان مي باشد که به قولي بيش از 7 هزار بيت بوده است که بيشتر آن از بين رفته است . اين اثر مي تواند منبع خوبي براي بررسي فرهنگ فولکولر ايل کلهر باشد .
کليد واژه ها : ايل کلهر ، نقي خان ، آزاد ، شعر
مقدمه
نقي آزاد از جمله بزرگان و وارستگان و اديباني است که نيم قرن گذشته در ديار کردنشين کلهر پاي به عرصه وجود نهاد.باوجود فقر اجتماعي و امکانات بسيار اندک جهت تحصيل و کسب علوم توانست با تلاش و همت والاي خود به درجات والايي از علم دست يابد و علاوه بر تسلط بر علوم ديني و فن سخنوري در زمينه ادبيات و شعر نيز پيشرفت قابل توجهي داشته است. همان گونه که گفته شد کم نيستند مردان فرهيخته اي از اين خطه درخشيده اند و بعد از افول چنانچه اثري هم داشته اند بعد از مدتي آن اثر نيز به دليل بي توجهي به بوته فراموشي سپرده شده و از بين رفته است. نقي آزاد و اشعار وي هم از اين دسته اند چنانچه کلهرنامه وي که شرح حماسه هاي ايل کلهر مي باشد و بر وزن شاهنماه فردوسي و متأثر از آن سروده شده بالغ بر دورازده هزار بيت بوده که بخش عظيمي از آن از بين رفته است. اين منظومه حاوي اسامي اشخاص برجسته و اقوام و طايفه ها و مکان ها و بسياري از آداب و رسوم منطقه است و چنانچه باقي مي ماند اثري ارزشمند محسوب مي شد. بر خود واجب دانستم بعنوان دانشجوي کارشناسي ارشد ادبيات فارسي پايان نامه خود را به جمع آوري و توضيح اين منظومه اختصاص دهم تا شايد باب تازه اي باشد براي دانشجويان که با جمع آوري آثاري از اين قبيل که در بردارنده بسياري از مباحث فرهنگي و اجتماعي ماست مانع از فراموشي و نابودي اين آثار و در نهايت فرهنگ و آداب و رسوم پيشينيان خود باشند که البته اين کار با دشواري هايي هم همراهست که بايد با عشق و علاقه بر آنها فائق آمد. از جمله پراکندگي اين آثار و تحقيقات ميداني که در اين زمينه بعمل مي آيد نياز به زمان و حوصله اي مضاعف دارد.
منظومه پيش روي شما نيز با همت بزرگواران و دوست داران فرهنگ اين خطه جمع آوري گرديده است، از جمله آنها مهندس پير حسين نظري است که در زمينه جمع آوري و حفظ آثار شعراي منطقه بسيار کوشيده است، عزيز ديگر آقاي محمدرضا خان داووديان کلهر نوه مرحوم داوود خان مي باشد که باقي مانده منظومه کلهرنامه به همت ايشان گردآوري گرديده است. همچنين همت برادر بزرگوارم آقاي عبدالجبار رستمي نيز در اين مسير راهگشا بود.

ايل کلهر:
مسکن و محل کوچ ايل کلهر در دوران مختلف تاريخي بنا بر استعداد ايلي و قدرت محلي آنان از لحاظ وسعت و حدود متفاوت بوده است. اين محدوده را از جنوب شهر کرمانشاه تا حوالي بغداد(شرقي غربي) و از سومار و نفت شهر تا خانقين و مندلي (شمالي جنوبي) بايد در نظر گرفت. ناحي? سردسير (ييلاقي) از ماهيدشت و حسن آباد و کوه هاي اين منطقه آغاز مي گردد و ناحيه اسلام آباد(هارون آباد)،گواور(گوآور) و کوه هاي شمال غربي پشتکوه را در برمي گيرد.
ناحيه گرمسير(قشلاقي) هم تمامي نواحي مرزي کنوني در غرب کشور که مربوط به محدوده ي استان کرمانشاه مي باشد و قسمتي مربوط به استان ايلام از ناحيه سومار، نفت شهر تا مندلي که واحي گيلانغرب و چله و کفرآور و ديره و ويژه نان و پشت? امام حسن و قلعه سبزي را در بر مي گيرد.( پرنيان، 1380 :39)

طايفه ها و تيره هاي ايل کلهر:
خالدي، شياني، سيا سيا، کاظم خاني، تلش، خمان، کرگا، کله پا، قوچمي، هارون آبادي، منصوري، کله جوب، الوندي، شوان، ماهيدشتي، بداغ بيگي، زينل خاني و شاهيني مي باشد که مرکز ايل گيلانغرب و مسکنشان هارون آباد، شيان، بره سيمين، قلعه شاهين و ديره است.( فرهنگ دهخدا)
وجه تسميه ايل کلهر:
کلهر: اين واژه را به صورت هاي کلهور و کلهر نوشته اند و اهالي اين واژه را با فتح کاف و کسر لام(کَلِر) تلفظ مي کنند. راولينسن معتقد است مسکن ايل کلهر همان شهر آشوري(کالح) است که تا امروزه اين واژه را حفظ کرده و در سير تطور خود به صورت کلهر در آمده است. معمرين هوشمند ايل اينگونه توجيه مي کنند که چون در مراسم هاي باستاني سده و مهرگان جوانان اين ايل در دستگاه سلاطين ساساني مأمور بر افروختن آتش بر فراز صخره هاي صعب العبور زاگرس بو.ده اند و واژ?(کل) در زبان کردي به معني صخره گاه است و (ور) کردي فعل امر(بر) است و صفت مرکب کل ور به اين سبب بر ايل اطلاق شده است. ضمناً آهوي نر را در فصل مستي و بي باکي که در هر خيرش چند صخره را پشت سر مي گذارد نيز( کل) مي گويند و اکراد منطقه هر هيأت زيبا و متناسب و شايسته را به(کل) تشبيه مي نمايند که تمام اين خصوصيات در افراد ايل کلهر نسبتاً وجود دارد ( پرنيان ، همان )
سابقه تاريخي ايل کلهر:
صاحب نظران و محققين ايراني و مستشرقين و ايران شناسان غير ايراني متفق الرأيند که کلهرها از قديمي ترين طوايف ايراني هستند که در غرب ايران سکونت داشته اند و در طول تاريخ مرزبانان وطن دوست و ايران خواه بوده اند.
چه قبل از اسلام که با انتساب نژاد خود به پهلوانان شاهنامه اين پيوند را پاسدار بوده اند و اصولاً ادامه اين پيوند طوري استمرار مي يابد که بعد از ظهور اسلام نيز با توجهي به آيين نوين محمدي آميخته مي شود و در مقابل اديان منسوخ چون يهود قرار مي گيرد.
اما محققيني چون راولينسن با توجيهي اين مطلب متواتر تاريخي را دگرگون نماياننده و کلهرها را باقي مانده اسراي ساماريه به شمار مي آورد. هر چند واقعيت امر را بالغ بر دو قرن پيش از راولينسن، امير شرفخان بدليسي در شرفنامه عنوان مي نمايد و راولينسن با تحليل مطابق خواست? خود آن را به عنوان(افسان? مبهم) ياد مي کند و در مقام صادق نماياندن نظريه ي خود بر مي آيد، امير شرفخان در شرفنامه مي نويسد: ( و ايشان منحصراً به سه شعبه و نصب خود را به گودرز ابن گيو مي رسانند و گيو در زمان سلاطين کيان والي شهر بابل بود که به کوفه اشتهار دارد. از او رهام نام پسري به وجود آمد که حسب الحکم بهمن کياني لشکر به شام و بيت المقدس و مصر کشيده، خرابي و قتل بسيار نمود، چندان از قوم بني اسرائيل به قتل آورد که از خون ايشان آسياب به گردش آمده؛ مورخان بخت النصر قدم بر سرير سلطنت نهاد از آن تاريخ حکومت آن ديار در دست اولاد ايشان است و عشيرت ايشان را گوران مي خواندند).
کلهر همان طوري که امروز زادگاه بسياري از دانشمندان و هنري مردان غرب ايران بوده است درگذشته هاي دور نيز افراد اين ايل معمار و حجار عصر ساماني را که در بين اهالي به فرهاد معروف است از خود دانسته است، چنانکه صاحب شرفنامه مي نويسد: نهنگ دريايي محنت و پلنگ کوهسار شفقت(فرهاد) که در زمان خسرو پرويز ظهور کرده از طايفه کلهر است.اين سخن، روايت سينه به سينه معمرين ايل را که جوانان کلهر بر قله هاي زاگرس آتش افروز جشن هاي باستاني و حامل تنديس هاي هنري و مذهبي بر سخره هاي صعب العبور بوده اند؛ قوت مي بخشد. اگر چه کلهرها از ديرباز در زيستگاه خود کوهپايه هاي زاگرس ساکن بوده اند اما تا دوره صفويه به صراحت از کلهر در تواريخ معتبر نامي برده نشده است در زمان ظهور شاه اسماعيل کلهر داراي تشکيلات ايلي شد و با کردان پازوکي در خدمت پادشاه نوجوان صفويه کمر خدمت بستند و به بسياري از ايلات معتبر کرد چون زنگنه و کليايي و… در اين پيمان هم داستان شدند.
ابتدا به خاطر حفظ تماميت عرضي ايران که در دست حکومت هاي کوچک محلي بودو ديگر تشکيل سد دفاعي در مقابل همسايه ي قدرتمند که در ماوراي ساحل بغداد تا کرانه هاي ارس و دهان? خليج فارس با ايران بزرگ همسايه بود که البته عنصر مؤثر و مهم مذهبي در ايجاد اين پيوستگي و يکپارچگي نقش اصلي را داشت و در جمعيت آنها مورخين آورده اند که: در قشون کردان، کلهر با پازوکي از لحاظ تعداد برابر ترکمان شاهسوند(قزلباش) بوده اند اما چون سلاطين صفويه بر سرير سلطنت مستقر شدند به جاي استمالت و برآوردن خواسته هاي هم پيمانان ايلي خود، درصدد برتري دادن قوم قزلباش برآمدند و ايل کلهر را جزء تابعين به حساب نياوردند و امرايي که تابعين نبودند، استقلال نداشتند سپس اين امر موجب آزردگي و دلسردي ايل بزرگ کلهر شد و جنگ آوراني که براي کسب اين قدرت مرکزي و پيروزي خاندان صفوي رنج ها برده بودند، سر به طغيان برداشتند. سياسي مردان ايل کلهر که به نيروي شمشير و شهامت از مقرّحکمراني خلفاي عباسي سرزمين را بسته بدون چون و چراي ايران را تا نواحي ايران مرکزي با هم پيمانان خود در اختيار داشتند و به اقتصاي زمان ياساي قزلباش را گردن نهاده، ذالفقارخان ترکمان را به رياست پذيرفته بودند، با اتکا به لياقت و رادي او مانند فردي از ايل خود به همايتش برخاستند.
چنانکه اکثر مورخين از او به عنوان ذوالفقارخان کلهر ياد کرده اند.
همين ذوالفقارخان به شهادت عده اي از مورخين از جمله ((علي ظريف الاعظمي در تاريخ الدول الفارسيه في العراق)) بعد از مرگ شاه اسماعيل صفوي و ظهور شاه طهماسب اول به تسخير عراق پرداخت و دستگاه سلطنتي را بر هم زد و دولت کرد عراق را تأسيس کرد و مدتي در عراق حکمراني نمود. به همين صورت در دوره هاي بعدي يعني زمان افشاريه و زنديه و سپس قاجاريه ايل بزرگ و دلاور کلهر حضور فعال خود را در تمامي جريانات سياسي کشور حفظ نموده و با چاره انديشي هاي سران و رهبران و حاکمان منطقه در جريان امور کشور جهت گيري هايي داشته. (همان)
با آمدن محمدعلي ميرزاي دولتشاه و وصلت فرزندان اسماعيل خان با نوادگان دولتشاه اولاد حشمن الدوله و عنايت دولتشاه و فرزندش محمدحسين ميرزا به طايفه حاجي زادگان به تدريج به شهر کرمانشاه به ايجاد زندگاني اشرافي و ترتيب ساختمان و عمارت و آداب و تربيت شهري فرزندان در کنار شاهزادگان قاجار پرداخته و قطع رابطه ايلي با سواره و رعايا که زيربناي ادام? حيات آنان بودند و کشيدن مرزي ما بين خاندان خود و آنها که کلانتران طوايف و کدخدايان به عنوان رابطه اي در اين امر نقش داشتند پايگاه هاي ايلي آنها را فرسوده ساخت.
در اين دايره فرزندان سران ايل از حديث کوچ و بار بدور ماندند نمايندگاني از سوي اين خاندان بعنوان (سر ايل) نظم کوچ گرمسيري و سردسيري را به عهده گرفته مأموريت مي يافت، و گاهي سران ايل براي تفنن و تفريح و احداث قلعه و بنا، اقامتي در ايل داشتند و بيشتر اوقات خود را در مرکز ايالت(کرمانشاه) و يا تهران مي کذراندند و با در اختيار داشتن گروهي از سواران بالغ بر پانصد تا هزار سوار که هر چند مدت تعويض مي شدند حفاظت محدوده اي از شهر يا قصري را که در اختيار مي گرفتند.
با روي کار آمدن ناصرالدين شاه در سال 1264. ق و اقتدار اميرکبير که عزيزخان سردار کل فرمانده کل قوا و رياست انتظامات تهران را عهده دار گرديد اين حضور سواره در تهران جدي گرديد و سران ايل با دريافت درجات نظامي، ياور، سرهنگ، سرتيپ و گذراندن دوره هايي در دارالفنون چهره هايي منظم يافتند اگرچه سواره نيز در ميدان مشق با شيوه هاي جنگ هاي منظم آشنا مي شدند اما فضاي نظامي ايل طالب پذيرش اين ترتيب و تعلميات نبود. تمامي اين عوامل دست به دست هم داده سران طوايف کلهر هر کدام در پي استقلال طايف? خود بر مي آيند، با مرگ اميرکبير و عدم تداوم برنامه هاي مورد نظر او بازگشت فوج، عدم توانايي سران در استقرار مجدد در ايل و اخذ ماليات و کوچ و تبديل ماهيت ايلي خاندان حکمران به ماهيت اشرافي، هر کدام از سران طوايف در پي سلطه و حکومت ايل کلهر برآمدند و پس از درگيري هاي خونين داودخان 1300. ق از تير? عبدالمحمد طايف? خالدي توانست به قدرت برسد زيرا که نياي خود اسدخان و پدرش عباس خان (حاکم کلهر از 1296 تا 1298) را در اين مسير با کشتن فرزندان از دست داده بود. داودخان چون بر پشت اسب و با رعايت ياساي ايلي به اين مرتبه دست يافته بود، بر تمام قوانين اشرافي، از زندگي در شهر و وصلت با شاه زادگان و جدايي فرزندان خود از ساير افراد ايل دوري کرد و با وصلت با افراد عادي و کدخدايان و کلانتران و همنشين شدن با ساير مردم کلهر در ميان ايل زيست و با آنها زندگي و پيوند کرد در امور آنها را به حساب آورد، محبوبيت يافت بر پشت اسب به رياست رسيد و بر پشت اسب جان داد و با قدرت حکومت کرد در حالي که ساير سران ايل براي نفوذ در دربار و دستگاه حکمرانان ايالت در پي فرستادن فرزندان خود به اروپا و ايجاد وسايل رفاهي خود در شهر و ده بودند داودخان فرزندانش را در ميان مردم ايل پروراند و در پي براندازي حکومت مرکزي و به قدرت رساندن ايل کلهر بود ماليات را به ندرت و ضرورت به مأموران دولتي پرداخت مي کرد عزا و عروسي هاي با شکوه طولاني، تعظيم و تکريم هاي مرسوم ايلي، چون دست به سينه ايستادن و ننشستن رعايا در محضر ايلخان، سواره حاضر در ديوان خانه براي امور احتمالي، کلفت و نوکران جداگانه براي فرزندان دختر و پسر خان، داشتن مشاور و فراش باشي و ناظر و طبال و قورچي باشي، ترتيب خانه هاي (عمله) که با عنوان (پشت ماله) نيز خوانده مي شدند و همواره هزار خانواري در پشت خرگاه حاکم کلهر چادر مي زدند و امر گله داري و کشاورزي و بيگاري و امورات مرسوم ايل مربوط به خان را انجام مي دادند همه و همه در چارچوب ياساي ايل و با حضور و دخالت داودخان انجام گرفت به طوري که به روايت معمرين ايل چهل قاطر مسکوکات و خزائن و نقدينه ي داودخان را در کوچ ها جا به جا مي کرددوران سلطه و حکمراني داودخان يکي از پرآوازه ترين ايام ايل کلهر در تاريخ ايران است، تأثير اين شخص در انسجام مجدد ايل کلهر، تلاش او براي دستيابي به موقعيت و وضعيت دوره زنديه که حکومت مرکزي ايران توسط ايل کرد ديگري اداره مي شد؛ تحت عنوان حمايت از سالار الدوله و …، همراهي او با نهضت مشروطيت در آغاز و تغيير سياسي و همراهي با جبه? انشعابي شيخ فضل اله نوري و سپس همکاري با سالار الدوله تفاوت قابل بحثي در روند حکمراني داودخان مي باشد.( سلطاني، 1372 :572 )

رخدادهاي ايل کلهر در زمان داودخان:
جنگ با قبايل عرب:
قبايل عرب که زمامداران عثماني آنها را جايگزين طوايف اکراد، در نقاط مرزي ايران کرده بودند و بعضي نيز بر روال سابق براي تعليف دام به نوار مرزي کوچ کردند هرچند گاه براي ابراز وجود و حضور اقدام به دستبرد و مزاحمت طوايف کوچرو کلهر مي نمودند.درحکومت داودخان سواران تحت امر علي اکبرخان (سردار جنگ) پسر داودخان که بالغ بر سيصد نفر تفنگچي بودند در منطقه سومار با احشام قبايل عرب برخورد مي کنند و درگيري آغاز مي شود در حمله اول سنگرنشينان محافظ قبيله کشته و مابقي افراد مسلح به اسارت سواران کلهر در مي آيند. و چند هزار احشام و دام آنها توسط سواران به کوه هاي کلهر برده مي شوند.
طوايف کلهر بسيج شده در نقاط مهم مرزي کلهر و عثماني مستقر مي شوند و در مقابل قبايل عرب سنگربندي نموده اما جسارت تجديد جنگ را نداشتند. تا اينکه ايلچي والي بغداد براي فيصله دادن امر و صلح في مابين وارد مرز شد و با رئيس و مشاوران ايل تماس گرفته، کوپه سنگ مندليج را به عنوان مرز دو طرف و حدود طوايف مهاجر عرب و ساکنان ايراني کلهر قرار داده، با پرداخت خسارت مرتع به طوايف زينفع، داودخان اجازه ي استرداد احسام به سواران صادر نمود. اين ملاقات و خاتمه ي برخورد که بدون اطلاع مأموران حکمران در کرمانشاه به نشان? آغاز بي اعتنايي داوودخان به دولت مرکزي بود.( سلطاني، 1372 :573 )

ايل کلهر در سرکوبي شورش سالارالدوله1:
در جريان شورش سالارالدوله وي سوارهاي خود را براي تصرف شهر نهاوند حرکت داد. امير افخم همداني با سوار و سرباز قدم به ميدان جنگ مي گذارد داوودخان سهام الممالک رئيس ايل کلهر در يکي دو فرسخي شهر نهاوند اطراق و توقف مي کند که شب در آنجا به سر برد. و روز ديگر وارد نهاوند شود. اين خبر را که به امير افخم همداني مي رسد دو سوار با عجله نزد داوودخان مي فرستد تا اگر تا نزديک غروب آفتاب سوار به امداد من نرسانيد سوارهاي ايلات شهر را تصرف خواهند کرد. چون اين خبر به داوودخان دادند فوري سوارهاي خود را با ترتيب حرکت داد و با نهايت عجله وارد ميدان جنگ شدند و ضرغام الدوله فرزندش را با دويست سوار فرستاد. سوارهاي کلهر در ورودي سنگرهاي شهري را که از سربازها گرفته بودند، از تصرف سوارهاي سالارالدوله خارج کردند و آنها را افراد دادند(شب 26 ربيع الثاني 1286هـ. ش 1325 .ق.)( همان :575)
تا جايي که روزنامه صور اسرافيل به نقل از ملت و مجلس از ايل کلهر تشکر به عمل مي آورد و با عنوان، ((جناب امير الامراء العظام داوودخان سهام الممالک ايل خاني قبيله کلهر)) از داوودخان تشکر نمود و اين غلبه و فتح را شبيه به اعجاز مي داند و داوودخان را فاتح و غالب حقيقي مي شمارد.

زندگينامه:
نقي آزاد فرزند آقابيگ دوم آذر ماه هزار و دويست و پنجاه هجري شمسي در روستاي شوهان1 در بخش حميل واقع در 35 کيلومتري شرق اسلام آباد ديده به جهان گشود پدر وي((آقا بيگ)) دهدار روستاهاي شوهان و سراب شوهان بوده و سواد مکتب خانه اي نيز داشته است و از طريق کشاورزي امرار معاش مي نموده و از لحاظ اقتصادي جزو طبقه متوسط مردم منطقه بودند که همين تمکن مالي موجب شد تا فرزندش((نقي)) به تحصيلات مکتبخانه اي پرداخته و در علومي چون حديث و قرآن پيشرفت قابل توجهي داشته باشد و با توجه به علاقه وافر به اشعار قدما خصوصاً ((حافظ، فردوسي و سعدي)) و هم چنين برخورداري از طبع بالاي شعري در سن جواني شروع به سرودن شعر(کردي، فارسي) نمود و هم چنين با توجه به درک عميق مفاهيم قرآني و کتب ديني و برخورداري از فن سخنوري، وي بسيار بليغ و شيوا و نافذ به ايراد سخن مي پرداخت و در بين مطالب في البداهه از اشعار کردي يا فارسي استفاده مي نمود چنانچه مستمعين از سخنانش لذت مي بردند به نحوي که آوازه شهرتش تمام منطقه را دربرگرفت و سران قبايل و ايلات در اکثر مراسم شادي و شيون ((خون صلح، خواستگاري و…)) وي را براي ايراد سخن دعوت مي کردند.
چنانچه که خود مي گويد:
(به روزي بودمي من پيش آهنگ ز بهر صلح يا آرايش جنگ)
از جمله اين دستگاه ها دستگاه داوودخاني بزرگترين ايلخان ايل کلهر و بعد از آن سليمان خان اميراعظم رئيس العشاير کلهر و فرزند داوودخان و هم چنين بعد از مرگ سليمان خان و در عهد رضاخان از مشاوران صديق و طرف مشورت عباس خان قباديان نوه داوودخان محسوب مي گرديد که لقب دبير هم در اين دستگاه به او داده شد.
وي علاوه بر شغل دبيري در اين دستگاه ها به عنوان نماينده ايل کلهر به طوايف ديگر و حتي به مرکز حکومت براي اخذ قرارداد يا رفع مشکلات و موانع و بحث و گفتگو اعزام مي شد.
وي در طول حيات 4 زن اختيار کرد که از سه زن داراي 3 پسر و 3 دختر مي باشد که يکي از برادرانش بنام احمد نيز داراي ذوق شعري بوده و مدح ائمه اشعار زيادي دارد و هم چنين از برادرانش بنام عباس و افراسياب نيز اشعاري به زبان کردي و فارسي موجود مي باشد که حکايت از اين موضوع دارد که ايشان داراي خانواده اي با فرهنگ و ادب بوده است. يکي از مثنوي هاي کردي مشهور ايشان که با اين بيت شروع مي شود(( مولا گرداون مولا گرداون روله م گرفتار گيج گردوان)) را زماني سروده است که پسرش احمد را به اجباري((خدمت سربازي)) برده اند و چون در آن زمان سربازان از وضعيت نامناسبي برخوردار بودند و اوضاع مملکت بسيار ناآرام بوده است و بوسيله سربازان به سرکوب ناآرامي ها و دزدان و ياغيان مي پرداختند و هم چنين کسي که به خدمت سربازي مي رفت احتمال کشته شدنش زياد بود و يا پيش مي آمد که سربازي نمي توانست و ديدن خانواده بيايد لذا پدر و مادر و فاميل و حتي ايل و طايفه با شيون سربازان خود را راهي مي کردند که وي اين ماجرا را در اين مثنوي به گردابي تشبيه مي کند که فرزندش در آن گرفتار است و از مولايش علي(ع) براي نجات او طلب ياري مي نمايد.دراشعارش “واله”تخلص مي کرد.
اشعار کردي و فارسي نقي آزاد مشتمل بر قصايد و غزليات و قصيده مسمط و مثنوي است کلهرنامه وي بر وزن شاهنامه فردوسي و متأثر از وي که در شرح حماسه هاي ايل کلهر سروده شده است و قسمت کمي از آن(در حدود 470 بيت)که آن هم سينه به سينه باقي مانده جمع آوري و بخش عمده آن از بين رفته است که دليل آن به درستي معلوم نيست. شايد يکي از دلايل آن اين باشد که وي چون در کلهرنامه حقايق را به نظم مي کشيد و هر کس دلاوري از خود نشان مي داد در اشعارش جا داشت به مذاق عده اي خوش نيامد و در نابودي آن دست داشتند وي داراي مذهب شيعه اثني عشري بوده و ارادت بسيار زيادي به ائمه اطهار و معصومين داشته که اين موضوع را مي توان از اشعارش به خوبي دريافت و ايشان به غير از سرودن شعر در سرودن نوحه نيز مهارت داشته و در ايام سوگواري عاشورا نوحه خواني مي کرده است.
نقي آزاد در جواني بسيار خوش اندام و خوش سيما بوده و خلق و خوي نيکوي وي زبانزد بوده است و نيز از تمکن مالي خوبي برخوردار بوده چنانچه خودش مي گويد:
((نگاه حسن من اندر جوانـــي زدودي از دل معـــــشوقکان زنگ
دگر از بخشش و از خلق نيکو هم از توش و توان و هوش و فرهنگ
ز خود بالاتر از ثــروت نديدم مرا ثروت نــمي گنجيــــد در چنگ
ولي در صحـــنه علم و ادب کس نبددر ايل من چون من گرانســـــنگ))
اما اين وضعيت در اواخر عمر وي دگرگون شده و بواسطه بذل و بخشش بيش از حد وضعيت مالي و معيشتي وي بسيار ضعيف گرديد چنانچه در بعضي اشعارش از اطرافيانش به خاطر بي توجهي آنها بسيار گله مند و ناراحت است.
شايستگي و لياقت وي سبب شد تا مدتي بعنوان نايب الحکومه(بخشدار) جلالوند و ماهيدشت برگزيده شود. يکي از مشکلات و موانع زندگي وي که تأثير بسيار زيادي بر زندگي و حتي اشعار وي باقي گذاشت فرار وي از دست مأموران رضاخان به عراق و هفت سال آوارگي و دربدري وي در آن جا است در نجف مجوز محضرداري(عاقدي)دريافت نمود که بدون چشم داشت اکثر عقدهاي منطقه بوسيله ايشان صورت مي گرفت. از جمله شغلهايي که وي در طول زندگي داشته اند عبارتند از:
1- کشاورزي 2- منشي سليمان خان حاکم کلهر 3- منشي عباس خان قباديان حاکم کلهر و نماينده استان پنجم مجلس شورا 4- دبير مجالس و محافل و شوراهاي کلهر 5- نايب الحکومه منطقه جلاوند کرمانشاه 6- نايب الحکومه ماهيدشت. دوران زندگي او مقارن با پادشاهي محمدشاه بعد از او احمدشاه قاجار و سپس حکومت رضاشاه پهلوي و محمدرضا پهلوي بود. که حادثه فرار وي به عراق در جريان تبعيد احمدشاه توسط رضاشاه از طريق مرز غربي (از ايل کلهر) صورت گرفت. بدين شکل که رضاشاه به بهانه سفر احمدشاه را از مرز قصرشيرين که روانه عراق مي کند که سران ايل کلهر با آگاهي از نيت رضاشاه در صدد دستگيري و برگرداندن احمدشاه بر مي آيند يکي از افراد مخفيانه اين خبر را به رضاشاه مي رساند و وي مسير بازگشت را تغيير داده و از طريق کردستان به تهران بر مي گردد و پس از بازگشت و تثبيت قدرت دستور دستگيري سران ايل از جمله نقي آزاد را صادر مي نمايد که بسياري از سران از جمله عباس خان و خانواده اش دستگير و روانه زندان مي شوند و نقي آزاد هم به کوه هاي اطراف (قلاجه) متواري و بعد از مدتي راهي عراق شده و در نجف سکني مي گزيند و اين دوري از وطن هفت سال به طول مي انجامد تا اينکه بواسطه بزرگان ايلي و کشوري امان نامه دريافت و به ايران باز مي گردد. وي علاوه بر اينکه در محضر علماي نجف به فرا گرفتن علوم پرداخت بلکه از جانب آنان اجازه عاقدي (محضرداري) دريافت که تا پايان عمر بدون چشم داشت اکثر عقدهاي



قیمت: تومان


پاسخ دهید