معاونت پژوهش و فناوري
به نام خدا
منشور اخلاق پژوهش
با ياري از خداوند سبحان و اعتقاد به اين که عالم محضر خداست و همواره ناظربر اعمال انسان و به منظور پاس داشت مقام بلند دانش و پژوهش و نظر به اهميت
جايگاه دانشگاه در اعتلاي فرهنگ و تمدن بشري ، ما دانشجويان و اعضاء هيات علمي واحدهاي دانشگاه آزاد اسلامي متعهد ميگرديم اصول زير را در انجام
فعاليت هاي پژوهشي مد نظر قرار داده و از آن تخطي نکنيم:
1-اصل برائت : التزام به برائت جويي از هرگونه رفتار غير حرفهاي و اعلام موضع نسبت به کساني که حوزه علم و پژوهش را به شائبههاي غير علمي ميآلايند.
2- اصل رعايت انصاف و امانت : تعهد به اجتناب از هرگونه جانب داري غير علمي و حفاظت از اموال ، تجهيزات و منابع در اختيار.
3- اصل ترويج : تعهد به رواج دانش و اشاعه نتايج تحقيقات و انتقال آن به همکاران علمي و دانشجويان به غير از مواردي که منع قانوني دارد .
4- اصل احترام : تعهد به رعايت حريمها و حرمتها در انجام تحقيقات و رعايت جانب نقد و خودداري از هرگونه حرمت شکني.
5-اصل رعايت حقوق : التزام به رعايت کامل حقوق پژوهشگران و پژوهيدگان ( انسان ، حيوان و نبات ) و ساير صاحبان حق .
6- اصل رازداري: تعهد به صيانت از اسرار و اطلاعات محرمانه افراد ، سازمانها و کشور و کليه افراد و نهادهاي مرتبط با تحقيق.
7- اصل حقيقت جويي : تلاش در راستاي پي جويي حقيقت و وفاداري به آن و دوري از هرگونه پنهان سازي حقيقت.
8-اصل مالکيت مادي و معنوي : تعهد به رعايت کامل حقوق مادي و معنوي دانشگاه و کليه همکاران پژوهش.
9- اصل منافع ملي : تعهد به رعايت مصالح ملي و در نظر داشتن پيشبرد و توسعه کشور در کليه مراحل پژوهش .
دانشگاه آزاد اسلامي واحد دامغان
دانشکده حقوق
پايان نامه براي دريافت درجه کارشناسي ارشد (M.A)
گرايش فقه و مباني حقوق اسلامي
عنوان :
مطالعه تطبيقي جايگاه نسب و ارث در اهداي جنين در فقه اماميه و حقوق
استاد راهنما:
دکتر مهدي ذوالفقاري
استاد مشاور:
دکتر عليرضا حسني

نگارش:
ايوب شکاريان
سال تحصيلي :
1392-1391
تقدير و تشکر
با سپاس ازسه وجود مقدس:
آنان که ناتوان شدند تا ما به توانايي برسيم…
موهايشان سپيد شد تا ماروسفيد شويم…
و عاشقانه سوختند تا گرمابخش وجود ما و روشنگر راهمان باشند…
پدرانمان ،مادرانمان،استادانمان
شکر شايان نثار ايزد منان که توفيق را رفيق راهم ساخت تا اين پايان نامه را به پايان برسانم . از استاد فاضل و انديشمند جناب آقاي دکتر مهدي ذو الفققاري به عنوان استاد راهنما و جناب آقاي دکتر عليرضا حسني به عنوان مشاور که همواره نگارنده را مورد لطف ومحبت خود قرار
داده اند ، کمال تشکر را دارم .
تقديم به
اين پايان نامه را در کمال افتخار و امتنان تقديم مي نمايم به:
– حضرت صاحب الزمان (عج)
– به بارگاه ملکوتي ثامن الحجج
– به خانواده معزز شهدا و ايثارگران
– به ايران و مردمان مهرورز ايران
– به آنان که در راه کسب دانش راهنمايم بودند .
به پاس قدر داني از قلبي آکنده از عشق و معرفت که محيطي سرشار از سلامت و امنيت و آرامش و آسايش براي من فراهم آورده است ، همدلي که با واژه ي نجيب و مغرور تلاش ; آشنايي دارد و تلاش راستين را مي شناسد و عطر رويايي آن را استشمام مي کند و مرا در راه رسيدن به اهداف عالي ياري مي رساند ؛
همو که حس تعهد و مسئوليت را در زندگي مان تلالويي خدايي داده است ؛ اين پايان نامه تقديم همسر مهربانم مي گردد.
همچنين از فرزندان دلبندم رضوانه و ريحانه تشکر مي نمايم که صبورانه من را همراهي نموده است تا بتوانم در کمال آرامش و آسايش به تهيه و تنظيم پايان نامه بپردازم.
عنوان صفحه
چکيده1
مقدمه2
بيان مساله3
سوالات تحقيق3
فرضيه هاي تحقيق3
اهداف تحقيق (ضرورت انجام تحقيق)4
روش تحقيق4
پيشينه تحقيق4
تاريخچه قانون گذاري6
مشکلات تحقيق8
ساماندهي تحقيق8
فصل اول : کليات و مفاهيم10
مبحث اول :واژه شناسي11
گفتار اول : واژگان اصلي15
بند اول : نسب و ماهيت آن15
1- چگونگي نسب پدري و مادري اقسام سه گانة تلقيح17
2- نقش عرف در تحقق نسب20
3- نقش نزديكي در پيدايش نسب20
بند دوم : ارث25
بند سوم : تلقيح و اهداي جنين25
1- شرايط صاحبان جنين26
2-آثار انتقال جنين26
گفتار دوم :واژگان فرعي26
بند اول : عقد ازدواج27
1- ازدواج از ديدگاه اسلام27
2- ازدواج در ايران باستان28
3 – ازدواج در ايران بعد از اسلام29
4 – خاتمه يافتن ازدواج29
بند دوم : باروري از طريق مساحقه29
بند سوم : ناباروري31
گفتار سوم : حسبي بودن کار اهداي جنين32
مبحث دوم : مفهوم شناسي نسب و ارث36
گفتار اول : مفهوم نسب36
1 – ماهيت نسب در حقوق ايران37
2 – نسب نامشروع38
3 – احکام فقهي و حقوقي، کودکان نامشروع.39
گفتار دوم : مفهوم ارث53
بند اول : ارث در ايران باستان53
بند دوم : ارث در شريعت مسيح55
بند سوم : دين زرتشت56
بند چهارم : دين يهود57
بند پنجم : ارث در دين اسلام58
1 – ارث پسرخوانده‏58
2 – ارث هم پيمان‏58
3 – ارث مهاجرين (عقد اخوت )59
بند ششم : مقارنه ارث در اسلام و مسيحيت60
بند هفتم : مقايسه ارث زن و مرد در تمدنهاى بزرگ جهان60
1 – تمدن رم60
2 – تمدن بابل61
3 – تمدن ايران باستان61
4 – تمدن چين و ژاپن61
5 – تمدن هند61
فصل دوم: واکاوي جايگاه نسب دراهداي جنين62
مبحث اول : جايگاه نسب در اهداي جنين63
گفتار اول : نسب در تلقيح با اسپرم شوهر63
گفتار دوم : انتقال اسپرم از طريق متعارف63
مبحث دوم : تبيين روش هاي جديد در درمان ناباروري زوجين65
گفتار اول : علل ناباروري در مردان65
گفتار دوم : علل ناباروري در زنان65
گفتار سوم : IUI66
گفتارچهارم : IVF68
بند اول : مرحله تحريک تخمدانها68
بند دوم : مرحله جمع آوري تخمک69
بند سوم : مرحله جمع آوري اسپرم69
بند چهارم : مرحله لقاح و کشت جنين69
گفتار پنجم : اهداي تخمک70
گفتار ششم : اجاره رحم71
گفتار هفتم: ICSI75
مبحث سوم : بيان نظرات مختلف در باروري هاي پزشکي75
گفتار اول : جواز مطلق75
گفتار دوم : ممنوعيت مطلق75
گفتار سوم : جواز مطلق و مشروط76
گفتار چهارم : جواز مطلق و منع مطلق76
گفتار پنجم : حرمت مطلق77
گفتار ششم : نظريه توقف در مسأله77
مبحث چهارم : نظرات متفاوت در انتقال جنين77
گفتار اول : نظر موافقان اهداي جنين77
گفتار دوم: نظر مخالفان اهداي جنين78
گفتار سوم : نظر حقوقدانان در باره اهداي جنين82
گفتار چهارم : هويت جنين انتقالي83
گفتار پنجم : نامعلوم بودن اهدا کنندگان گامت وتاثير آن در وراثت84
مبحث پنجم : دلايل قائلين به تحقق نسب ميان اهداء کنندگان جنين و طفل متولد شده از اهداي جنين و نقد نظر آنها86
گفتار اول : بررسي آيات86
بند اول : نظريه مادر بودن صاحب تخمك89
بند دوم : نقد نظريه نظريه مادر بودن صاحب تخمك90
گفتار دوم : بررسي روايات91
گفتار سوم : بررسي نظر فقها و حقوقدانان93
بند اول : قائلين به جواز لقاح مصنوعي با اسپرم اجنبي95
بند دوم : قائلين به حرمت لقاح مصنوعي با اسپرم اجنبي95
گفتار چهارم : بررسي ساير ادله96
بند اول : بررسي آيات96
بند دوم : بررسي نظريه حقوقدانان99
مبحث ششم : امارات اثبات نسب مشروع در فقه و حقوق تطبيقي100
گفتار اول : اماره فراش111
گفتار دوم : نظريه اعراض112
فصل سوم : واکاوي نظرات مختلف در باب نسب ناشي از اهداي جنين116
مبحث اول : منشأ انتساب فرزند به پدر117
گفتار اول : ديدگاه قرآن117
گفتار دوم : در روايات118
مبحث دوم : منشأ انتساب فرزند به مادر و بيان نظرات119
گفتار اول : كتاب121
گفتار دوم : سنت122
گفتار سوم : نظر علم پزشكي123
گفتار چهارم : بيان نظريه ها124
بند اول : بي مادري126
بند دوم : دو مادري126
بند سوم : انتساب به صاحب تخمک131
بند چهارم : بي پدري132
بند پنجم : نظر برگزيده137
فصل چهارم : بررسي مسائل مستحدثه در اهداي جنين139
مبحث اول : ميراث جنين ناشي از اهداي جنين140
مبحث دوم : وضعيت ارث جنين لقاح يافته بعد از وفات صاحب اسپرم140
مبحث سوم : وضعيت ارث جنين منجمد شده145
مبحث چهارم : تلقيح مصنوعي مشمول عنوان اعمال منافي عفت149
مبحث پنجم : بررسي قانون نحوه اهداي جنين به زوجين نابارور150
نتيجه گيري و پيشنهادها152
نتيجه گيري152
پيشنهادها156
ضمائم158
قانون نحوه اهداي جنين به زوجين نابارور158
تصويب نامه هيئت وزيران159
آئين نامه اجرايي قانون نحوه اهداء جنين به زوجين نابارور159
پاسخ استفتائيه از علماء161
پاسخ حضرت آيت الله علوي گرگاني161
پاسخ حضرت آيت الله صافي گلپايگاني162
پاسخ حضرت آيت الله سيد موسي شبيري زنجاني164
پاسخ حضرت آيت الله يوسف صانعي165
فهرست منابع168
قوانين172
پايان نامه ها173
منابع نرم افزاري173
منابع اينترنتي173
ABSTRACT174
چکيده
نسب يکي از موجبات ارث شناخته شده است. مسأله ي ارث کودکاني که از طريق تلقيح مصنوعي متولد مي شوند. تابع ثبوت يا عدم ثبوت نسب ميان طفل و صاحبان اسپرم يا تخمک و يا رحم است. چنانچه رابطه ي نسبي ميان طفل و صاحب اسپرم از يک سو، و صاحب تخمک يا رحم يا هر دو(بنا بر اختلاف مياني در مسأله ي نسب مادري) از سوي ديگر، به رسميت شناخته شود، توراث ميان آن ها نيز برقرار گرديد. و بر عکس هر گاه رابطه نسبي ميان کودک و والدين ژنتيکي او برقرار نشود، مسأله ي توارث ميان آن ها نيز سالبه به انتفاي موضوع خواهد بود .
در اين پايان نامه درخصوص تعيين هويت و نسب طفل حاصل از جنين اهدايي سه نظريه معارض از جانب فقها و حقوقدانان مطرح شده است. حقيقت آن است كه هر كدام از اين نظريات، جنبه‌هايي از حقيقت را در بر داشته و داراي مباني حقوقي معقولي بوده كه به راحتي قابل رد نيستند.
بنابراين به نظر مي‌رسد كه آنچه مثبت رابطه‌ي حقوقي بين صاحب نطفه با جنين و طفل حاصل از آن خواهد شد، عبارت از دو امر قانون و اراده مي‌باشد. و از آنجايي که اراده ي اهداء کنندگان بر اين بوده که جنين را اهداء کنند لذا از آن اعراض نموده و تحت عنوان اهداء، به گيرندگان بخشيدند؛ و از طرفي گيرندگان به درخواست خود و بدون هيچ اجباري متقبل نگهداري از آن جنين در رحم و خارج از رحم (بعد از تولد) شده اند؛ لذا مي توان بخاطر مصلحت گيرندگان و طفل ، با توجه سکوت قانون اهداي جنين پيرامون مساله ي نسب و ارث و نيز واکاوي فقه پوياي اماميه و رويات وارده ، قانوني را به تصويب رساند که بوسيله آن بتوان علاوه بر تعيين نسب ، سهم الارثي را براي اطفال متولد از اهداي جنين محقق کرد.

کلمات کليدي :اهداي جنين ،نسب ، ارث، ناباروري، اهداء کنندگان ، اهداء گيرندگان

مقدمه
همگام با گسترش حوزة دانش بشري و ظهور دستاوردهاي نو در قلمرو علوم تجربي، مسائل و موضوعات پيچيده ي فقهي و حقوقي نيز پديدار آمده، راه حل هاي مناسب خويش را مي طلبند. فقه اماميه با برخورداري از اصل “اجتهاد” توانايي رويارويي با مسائل نوپيدا و اراية بهترين راه حل ها را داراست. “تلقيح مصنوعي” نيز يکي از مسائل نوپيداست که پيشرفت دانش پزشکي آن را به عرصه فقه و حقوق کشانده و از آنجا که قوانين و مقرّرات حقوقي ما ريشه در احکام مذهبي دارد، هيچ حقوقدان و انديشمندي در دانش حقوق، نمي تواند بدون بهره مندي از اين منبع عظيم، در جهت قانوني کردن چنين مسائل جديدي گام بردارد، بلکه نخست بايد فقيهان جواز شرعي آن را تاييد و حکم وضعي آن را روشن کنند، سپس به صورت ماده يا مواد قانوني درآيد.
ما در اين پايان نامه ابتدا به موضوع نسب پرداخته و سپس ارث بري در اهداي جنين را مورد بحث قرار داديم ، از آنجايي که موضوع نسب و ارث لازم و ملزوم يکديگر مي باشند (تا نسب ثابت نشود ارث بري مشخص نمي شود) لذا در بعضي از موارد در اين پايان نامه تفکيک مساله امکان پذير نبوده و اين دو بحث در کنار يکديگر قرار گرفته اند .

بيان مساله
نياز به تولد ، تناسل و ادامه حيات و بطور کلي حس جاودانگي ،‌موضوعي است که از گذشته تا کنون با انسان بوده تا بدانجا که انگيزه ذوالقرنين (کوروش کبير يا اسکندرمقدوني)، براي کشورگشايي، دست يافتن به اکسير حيات و مايع جاودانگي، عنوان شده است…. اگر چه امروزه آب حيات و اکسير جاودانگي افسانه اي بيش نمي نمايد ولي کماکان حس تنازع بقا با بشر بوده و اين مساله در توليد مثل و داشتن فرزند تجلي يافته است. موهبتي الهي که به يمن پيشرفتهاي علمي و پزشکي، امکان آن براي افراد بيشتري فراهم گرديده است. روشهايي از قبيل اهداء اسپرم ، تخمک ، جنين ،‌اجاره رحم و بطور کلي تلقيح مصنوعي که اگر چه به علت برآوردن آرزوي داشتن فرزند براي تعداد زيادي از افراد و جلوگيري از پاشيده شدن بسياري خانواده ها، درخور ستايش و تحسين است. بر همين اساس، جوامع مختلف ، بسته به ميزان نفوذ مذهب و اخلاق يا مسائل اجتماعي و فرهنگي رويکردهاي گوناگوني را نسبت به اين پديده ، از خود نشان داده و مي دهند. در کشور ما با تصويب قانون نحوه اهداء جنين به زوجين نا بارور مصوب 29/4/82 و آيين نامه اجرائي آن مصوب 9/12/83 ، يکي از روشهاي ياد شده با شرايطي خاص رسميت يافت. مقرراتي که به لحاظ جامع نبودن آن ، فقط برخي سوالات و ابهامات مطرح در اين حوزه را پاسخ داده و کماکان راجع به حقوق متولدين ناشي از اهداء جنين وتکاليف صاحبان گامت (اسپرم و تخمک) و اهداء گيرندگان گامت نسبت به اين کودکان و همچنين مشروعيت ساير طرق تلقيح مصنوعي و اجاره رحم ، بحثها و مناقشات بسياري وجود دارد که با توجه به نوظهور بودن آن، رويه قضائي نيز مجال پرداختن به آنرا نيافته است. اين نوشتار تنها در مقام بررسي اهداء جنين و حقوق متولدين ناشي از آن از منظر قانون و آيين نامه مصوب و طرح برخي ديدگاه ها و ايده هاي فقهي و حقوقي نسبت به آن مي باشد.
در اين پايان نامه ما به دنبال بيان مباحث کلي در مورد ارث و نسب جنين اهدايي و اهداء جنين و روش هاي انجام اين کار هستيم تا به سوالات متنوعي که در اين مورد حادث مي گردد پاسخ دهيم.
سوالات تحقيق
1 – آيا وارد کردن نطفه مرد و پرورش نطفه بارور شده دو همسر خارج از رحم جايز است ؟
2- نسب طفل ناشي از تلقيح مصنوعي به چه كسي مي رسد ؟
3- آيا طفل ناشي از تلقيح مصنوعي در انواع گوناگون آن ارث مي برد يا خير؟
فرضيه هاي تحقيق
1 – با تصويب قانون نحوه اهداي جنين ،شکي نيست که اهداي جنين شرعي و قانوني مي باشد .
2 – در فرض اهداي جنين ، بين اهداء گيرندگان و جنين نسب شرعي و قانوني برقرار مي شود.
3 – توارث ميان اهداء گيرندگان و فرزند حاصل از اهداي جنين برقرار مي گردد.
اهداف تحقيق (ضرورت انجام تحقيق)
1- تبيين و روشن ساختن نسب و ارثِ طفلِ ناشي از تلقيح مصنوعي.
2- بررسي موانع و مشكلات تلقيح مصنوعي از جمله در مورد نسب وارث كودك ناشي از آن.
3- بررسي وضعيت طفل در شرع و قانون.
با توجه به اينکه قانون نحوه ي اهداي جنين جديد التصويب مي باشد و موارد مسکوت و ابهامات زيادي را به همراه خود به ارمغان آورده است لذا انجام تحقيق فقهي و حقوقي پيرامون مساله نسب و ارث در اين راستا ضروري مي باشد .
روش تحقيق :
اين پايان نامه از نوع پژوهش توصيفي مي باشد و روش گرد آوري آن کتابخانه اي است، با استفاده از کتب معتبر ، مقالات و پايان نامه ها تدوين شده است و با استفاده از نظرات اساتيد محترم چينش و گردآوري شده است .
پيشينه تحقيق
تلقيح مصنوعي براي نخستين بار در سال 1765 به منظور اصلاح نژاد و تکثير نسل حيوانات، توسط يک دانشمند آلماني به نام لدويگ جاكوبي 1بر روي ماهي ها انجام شد، متعاقب آن براي توليد مثل انسان نيز مورد آزمايش قرار گرفت و در برخي کشورها مانند آمريکا معمول گرديد.
با پيشرفت علم و استفاده از تکنيک هاي برتر، نخستين نوزاد آزمايشگاهي به نام”لوئيز براون” در 1987 در لندن با تلاش دکتر استپتو و همکارانش به دنيا آمد.
پس از آن در سال 1988 يعني يک سال پس از اين موفقيت در کشور انگلستان 956 کودک از طريق باروري خارج از رحم(I.V.F)متولد شدند در ايالت متحده آمريکا بيش از 40000 سيکل ART انجام گرفت که منجر به 8741 وضع حمل شد ، 5103 مورد آنها از طريق I.V.F بود2.
تلقيح مصنوعي به شكل علمي پديده‌اي نسبتاً جديد و زاييده دانش امروزي بشر است. اين پديده موانع بارداري را مرتفع كرده، در توليد نسل كمك شايسته‌اي به انسان عرضه مي‌دارد. دانش پزشكي از مدتي قبل اين توان را پيدا كرد كه به‌ وسيله تلقيح مصنوعي بسياري از نواقص و عيوب زن و مرد را در توليد نسل جبران كند. اين عمل (تلقيح مصنوعي) بدواً به منظور اصلاح نژاد و تكثير نسل حيوانات اهلي به كار گرفته شده بود. اولين آزمايش را يكي از دانشمندان آلماني به نام “لدويگ جاكوبي” در سال 1765 ميلادي روي ماهي‌ها و کمي بعد در حيوانات توسط اپالانزاني در سال 1785 ميلادي اين کار انجام شد اپالانزاني موفق به ايجاد حاملگي در سگهاي پشمالو با تلقيح اسپرم در آن ها شد 3 و سپس در ايتاليا و بعداً در روسيه تلقيح مصنوعي روي حيوانات انجام گرفت و كم‌كم به انسان نيز تعميم يافت. دانشمندان در سال 1799 در انگلستان، در سال 1866 ميلادي در ايالات متحده آمريكا در سال 1868 در فرانسه و در بيمارستان زنان “نيويورك سيتي” آزمايش‌هاي خود را انجام دادند. ده سال بعد يكي از دانشمندان فرانسوي گزارش داد از بين 72 زني كه تلقيح مصنوعي روي آنها انجام گرفته، 41 مورد پاسخ مثبت يافته و بارور گرديده‌اند. از آن سالها به بعد اين موضوع توجه علما و دانشمندان را به خود جلب كرد.
ازسال 1914 به بعد تقريباً موضوع تلقيح مصنوعي كاملاً توجه علماء و پزشكان را به خود جلب كرد. در سال 1914 ميلادي يكي از اطباي انگليسي مقيم مصر موسوم به دكتر جامسيون شنيده بود كه در ميان بدويان طريقه اي براي معالجه زنان عقيم وجود دارد كه گاه منجر به آبستن شدن زنها مي شود و گاهي اين گونه زنان مي ميرند. اين اتفاق نظر پزشك انگليسي را به خود جلب كرد و در اثر بررسيهاي فراوان، دريافت كه زنان بدوي به قطعه اي از پشم حيوانات افسون مي خوانند و آن را به زن نازا مي دهند تا به رحم خود بمالد و معتقد بودند كه زن با اين روش حامله خواهد شد يا خواهد مرد.
اين مطلب باعث شد كه پزشك انگليسي تحقيقات دقيق تري انجام دهد و سرانجام دريافت كه زنان بدوي پشم را به نطفه مردان آغشته كرده و سپس آن را به زن عقيم مي‌دهند تا آن را استعمال نمايد كه علاوه بر نطفه مقدار زيادي از ميكروب‌هاي مضر موجود در پشـم وارد رحم زن مي‌گرديـد، اگـر آن زن داراي بنيـه قـوي بـود در مقابـل ميكروبها مقاومت مي‌كرد و الا از پا در مي‌آمد و مي‌مرد. .4
اين موضوع دكترجاميسون را به فكر انداخت كه به‌ وسيله تلقيح مصنوعي و از راه صحيح علمي كار صحرانشينان و جادوگران را به نتيجه برساند و با تكنيك موجود تلقيح مصنوعي زنان را انجام دهد و به‌ وسيله آلات مصنوعي و لوله آزمايش، نطفه مرد را به رحم زن منتقل نمايد تا به اين وسيله خانواده‌هاي فراواني را كه در اثر نداشتن فرزند، به متلاشي شدن تهديد مي‌گرديدند نجات دهد. او در اين مراحل گاهي به علت بي‌ثمر بودن اسپرم شوهر از نطفه مرد بيگانه استفاده مي‌كرد.
در ايران اولين مرکز درمان ناباروري در شهرستان يزد تاسيس شد که خدمات باليني و تحقيقاتي پزشکي زيادي ارائه داده است .5 دومين مرکز باروري و ناباروري از سوي جهاد دانشگاهي دانشگاه علوم پزشکي ايران ، موسسه رويان در سال 1368 افتتاح شد.6 سومين مرکز باروري و ناباروري در دانشگاه علوم پزشکي تهران ، در بيمارستان هايي ، مانند بيمارستان دکتر شريعتي شروع به کار کرد.7
تاريخچه قانون گذاري
در کشورهاي جهان سوم که اغلب کشورهاي اسلامي نيز در اين زمره قرار دارند قانون و مقررات خاصي تدوين نشده است.
جمهوري اسلامي ايران با تدوين قانون نحوه اهداي جنين به زوجين نابارور(مصوب 29/4/1382) قانوني را در پنج ماده به تصويب رسانيده که تنها يک روش از روش هاي موجود را به تصريح تجويز کرده است.
در شوراي مجمع فقهي سازمان کنفرانس اسلامي، نمايندگي فقهي کشورهاي عضو، ديدگاه هاي شرعي خود را طي مصوبه اي در سال 1365 (1986) پيرامون صور متعدد باروري هاي مصنوعي بيان کردند، ليکن اين امر خلا قانوني کشورها را پر نمي نمايد. به عنوان نمونه در کشور مصر، هيئت مشاوره اسلامي در سال 1980 و شوراي اتحاد اسلامي در سال 1985 نظرات فقهي خويش را به دولت مصر اعلام کردند، ولي تاکنون اين کشور نظرات مزبور را به صورت قانون منعکس ننموده است8.
در کشورهايي که داراي مقررات خاص و نسبتاً جامعي مي باشند نيز قوانين مربوط به تلقيح مصنوعي به مرور زمان تدوين شد.
در قانون بهداشت عمومي در کشورهايي که داراي مقررات خاص و نسبتاً جامعي مي باشند نيز قوانين مربوط به تلقيح مصنوعي به مرور زمان تدوين شد.
در قانون بهداشت عمومي در کشور فرانسه(مصوب 29ژوئيه 1994) مقررات جامعي در مورد تلقيح مصنوعي وضع شد. اين مقررات ذيل دو فصل با عناوين”کمک پزشکي به حاملگي” و “مقررات ويژه مربوط به اعطا و استفاده از نطفه” با افزودن مواد 19-311 و 20- 311، نسب ناشي از لقاح مصنوعي تحت شرايط مقررات مربوط به بهداشت عمومي، قانوني شناخته شد. در انگلستان سال 1990 قانون جامعي تحت عنوان قانون جنين شناسي و تلقيح انساني به تصويب رسيد. در سوئد قانون باروري در سال 1984 به تصويب مجلس قانون گذاري رسيد.
در روسيه با اصلاح قانون خانواده در سال 1968 اين امر قانوني شد. در استراليا با اصلاح قانون خانواده مصوب 1984 اين امر قانوني شد، ولي همسر زن عنوان پدر را نمي گيرد و بچه از نظر قانون بدون پدرتلقي مي گردد. در کانادا، بنابر توصيه کميسيون اصلاح قوانين در سال 1985 پيشنهاد شد که مراجع قانون گذاري ايالت هاي کبک و يوکون قوانيني را درخصوص تلقيح مصنوعي وضع نمايند.
در ايالات متحده آمريکا، حداقل 34 ايالت قوانيني را درخصوص بعضي از حقوق و مسئوليت هاي اهداکننده اسپرم به تصويب رساندند، به نظر نمي رسد که هيچ ايالتي يک قانون جامع و کامل در مورد A.I.D داشته باشد و يا قانون يک ايالت را بتوان به عنوان نمونه و مدل قانون گذاري در مورد A.I.D در نظر گرفت. در کشورهاي اتريش، آلمان، نروژ، دانمارک، هلند، بلژيک، پرتغال، يونان، فنلاند اقدام به تصويب قوانين خاص درخصوص تلقيح مصنوعي نموده، به موجب آن مسائل ناشي از به کارگيري اين تکنيک ها را از جهات تخصصي و حقوقي تنظيم کرده اند. در مجموع بررسي ها نشان مي دهد که قانون گذاري در اين زمينه از اواخر دهه هفتاد ميلادي آغاز شده است.9
رواج تلقيح مصنوعي در انگلستان و هجوم زنان بي‌فرزند به بيمارستان‌هاي لندن موجب شد كه موضوع تلقيح مصنوعي در بين عوام انگلستان مطرح، وزير بهداري استيضاح و دولت تخطئه گردد. علت مخالفت مجلس اين بود كه چرا اين گونه افراد مانند اطفال قانوني، طبيعي و شرعي به ثبت مي‌رسند و شناسنامه براي آنها صادر مي‌شود. با وجود اعتراض‌هاي مذكور از تلقيح مصنوعي جلوگيري نشد و امروزه در انگلستان اطفال ناشي از تلقيح مصنوعي به طور چشم‌گير مشاهده مي‌گردد.
در پاره‌اي از كشورها تلاش بر اين بود كه از اشاعه اين رويه غير طبيعي جلوگيري به عمل آيد. در كشور ايتاليا و در شهر واتيكان، پاپ رهبر كاتوليكهاي جهان تلقيح مصنوعي را تحريم كرد10؛ ولي بعضي از كشورهاي اروپايي و آمريكايي تلقيح مصنوعي را مباح دانستند. امروزه در ممالك متحده آمريكا با وجود مخالفت‌هاي فراوان، تلقيح مصنوعي رواج دارد و پزشكان فرانسه در صورت توافق زن و شوهر اقدام به تلقيح مصنوعي مي‌نمايند.
مشکلات تحقيق
با توجه به اينکه مبحث اهداي جنين از مسائل مستحدثه مي باشد و دانش پزشکي بسياري از مشکلات را برطرف نموده و نازايي از جمله بيماري هايي است که تا قرن حاضر علاجي براي آن نبوده و با کمک علم پزشکي بسياري از مشکلات آن تا حدودي رفع شده است ، بالتبع منشاء ايجاد مسائل مختلف فقهي و حقوقي شده است ، کتابهاي زيادي درباره آن نوشته نشده است و تحقيق مفصلي نيز در اين مورد صورت نگرفته است لهذا با کمبود منابع مواجه بودم .
از طرفي دسترسي به علماي اعظام مشکلات را براي اين جانب افزون مي کرد و پاسخ به پرسشهاي اينجانب از جانب علما ماهها طول کشيد و اين خود روند کار را به تاخير مي انداخت.
ساماندهي تحقيق
اين پايان نامه متشكل از چهار فصل است . فصل اول تحت عنوان کليات و مفاهيم و واژه شناسي است که از دو مبحث تشكيل شده كه مبحث اول داراي سه گفتار و مبحث دوم داراي دو گفتار است .
فصل دوم تحت عنوان واکاوي جايگاه نسب در اهداي جنين داراي شش مبحث است که مبحث اول دو گفتار دارد و مبحث دوم هفت گفتار و مبحث سوم داراي شش گفتار مي باشد و مبحث چهارم پنج گفتار را شامل مي شود همچنين مبحث پنجم داراي چهار گفتار است و مبحث ششم دو گفتار دارد.
فصل سوم كه به عنوان واکاوي نظرات مختلف در باب نسب ناشي از اهداي جنين داراي دو مبحث مي باشد که مبحث اول داراي دو گفتار و مبحث دوم داراي چهار گفتار مي باشد . و فصل چهارم تحت عنوان بررسي مسائل مستحدثه در اهداي جنين آخرين فصل اين رساله است ، که شامل پنج گفتار ، نتيجه گيريي ، پيشنهادها و ضمائم مي باشد .

مبحث اول :واژه شناسي
رويان : واژه اي است که براي توصيف مراحل اوليه رشد جنين به کار مي رود و از مرحله شروع تقسيم سلولي تا هفته ششم حاملگي ؛ جنين را شامل مي شود .
انتقال جنين : انتقال و جاي دادن جنين در مرحله 8 سلولي يا پيشرفته تر است که از لقاح در محيط آزمايشگاه به داخل رحم مادر حاصل مي شود .
اهداء تخمک : تحريک تخمک گذاري و برداشت تخمک از يک فرد ، براي باروري و انتقال به داخل رحم فرد ديگري است .
تخمدان : غده جنسي در زنان است که داراي دو عملکرد توليد مثلي شامل آزاد سازي تخمک به طور ماهانه و توليد هورمونهاي جنسي زنانه مي شود .
اووم : تخمک بالغ
تخمک يا اوسيت : سلول جنسي ماده است که در حالت بالغ تخم ناميده مي شود .
حاملگي اکتوپيک خارج رحمي : جايگزيني جنين در مکان خارج از رحم ، شامل لوله هاي رحمي يا داخل حفره شکمي است که با خطر زيادي براي مادر همراه است .
زيگوت : سلول حاصل از لقاح تخمک و اسپرم قبل از شروع تقسيمات است .
جنين : واژه اي است که براي توصيف جنين در حال رشد در داخل رحم از هفته نهم تا پايان حاملگي به کار مي رود .
گامت : سلول جنسي نر (اسپرم) يا سلول جنسي ماده (تخمک) است .
لقاح : عبارت است از نفوذ يک اسپرم به داخل تخمک بالغ و ادغام مواد ژنتيکي اين دو سلول جنسي براي تشکيل زيگوت .
لقاح خارج از رحم : يکي از روشهاي ناباروري است که در آن تخمک بالغ به طريقه جراحي از تخمدان برداشته مي شود و در محيط آزمايشگاه در مجاورت اسپرم لقاح مي يابد . جنين حاصل در مرحله 8 سلولي يا پيشرفته تر ، مجددا به رحم مادر منتقل مي گردد .
تلقيح در لغت به معني باردار کردن و لقاح به معناي باردار شدن است11. مفهوم اصطلاحي آن از معناي لغويش دور نگرديده؛ بدين معنا که تلقيح مصنوعي عبارت است از اين که زن را با وسائل مصنوعي و بدون آن که نزديکي صورت گيرد، باردار کنند.12 و به طور کلي بر دو نوع است: تلقيح مصنوعي داخلي و تلقيح مصنوعي خارجي.
تلقيح مصنوعي داخلي عبارت است از روشي که عمل تلقيح بين اسپرم مرد و تخمک زن در داخل رحم صورت مي گيرد؛ و بر حسب اين که بين صاحبان نفطه رابطة زوجيت بوده و يا چنين ارتباطي وجود نداشته است به صور مختلف تقسيم مي گردد که در ادامه، بررسي خواهند شد . در تلقيح مصنوعي خارجي نيز عمل تلقيح بين اسپرم و تخمک در خارج از رحم صورت مي گيرد و داراي اقسامي است که خواهد آمد. 13
ناباروري: عدم توانايي براي بچه دار شدن در طول يکسال اوليه زندگي مشترک در صورتي است که بدون استفاده از روشهاي جلوگيري براي حاملگي و بچه دار شدن تلاش کنند .
ناباروري ايدوپاتيک يا ناشناخته : ناباروري در افرادي است که هر زوج با روشهاي تشخيصي موجود، سالم شناخته مي شوند ولي قادر به باروري و داشتن فرزند نمي شوند .
هورمون : ترکيبي است از غدد درون ريز بدن آزاد شده و به وسيله سيستم گردش خون ، به اندامها يا بافتهاي هدف مي رسد و با اثر بر روي اين اندامها و بافتها ، فعاليت آنها را تنظيم مي کند .14
تلقيح : باردار کردن
عقيم : ناقص يا قدرت لازم براي باردار کردن يا باردار شدن را نداشتن
ولد به شبهه : فرزندي است که صاحب نطفه غير از شوهر زن باشد و در مقاربت اشتباه شده باشد چنان چه کسي با يکي از محارم خود در تاريکي يا حالت نيمه بيداري به خيال اين که زوجه او است و يا جعل به قرابت نزديکي کند تمام احکام طفل عادي ( حلال زاده ) در توارث درباره او جاري است و ممکن است طفل نسبت با بدين ولد شبهه باشد ( اگر هر دو اشتباه کرده باشند يا از يک طرف ولد شبهه و از طرف ديگر ولد زنا باشد ( اگر اشتباه را يک طرف کرده باشد) از رابطه زنا ارث حاصل نمي شود ولي از رابطه شبهه ارث حاصل مي شود هم به صورت وارث و هم به صورت مورث.
وطي به شبهه : و طي به شبهه عبارت است از آميزش مردي با زني که استحقاق آن را ندارد و خود را مستحق مي داند خواه در اين بنا معذور باشد و خواه نباشد.15
وطي به شبهه : وطي به شبهه با نزديکي به شبهه از عناصر ذيل تشکيل مي شود:
الف) مواقعه مرد با زن به طور طبيعي باشد.
ب) مواقعه با انتساب قانوني (عقد نکاح) صورت گيرد.
ج) فاعل مواقعه استحقاق مواقعه را در واقع نداشته باشد ولي خود را مستحق بداند يعني مجاز در مواقعه تصور کند به علت جهل به موضوع يا حکم.
د) عذر جهل فاعل مواقعه به حقيقت حال ( عدم استحقاق خويش) شرعاً ممنوع باشد مانند ازدواج با کافر بدون اطلاع از کفر او و نکاح با يکي از محارم رضاعي در مورد شبهه غير حصور.
فرق نمي کند که شبهه حکمي باشد يا موضوعي و اشتباه از طرف مرد باشد يا زن.
ه) خواب و جنون و مستي در حکم جهل به استحقاق مواقعه است و مواقعه در اين حالات مصداق وطي به شبهه است.
وطي به شبهه در مقابل وطي به نکاح صحيح و وطي به زنا استعمال مي شود.16
ولد زنا : طفل حاصل از رابطه غير قانوني و غير شرعي زن و مرد را گويند.
نفي ولد : يعني اينکه پدري انتساب فرزندي را به خود انکار کند. ( م 1162 ق مدني )
عقد نکاح : عقدي دو طرف با ايجاب و قبول محقق مي شود که به موجب آن مرد و زن لااقل بر نفي محروميت جنسي يا علاوه بر نفي آن محروميت به منظور تشکيل خانواده و زندگي مشترک خانوادگي قانوناً با هم متحد مي شوند.
مساحقه : وطي زن با زن چنان چه فاعل و مفعول هر دو زن باشند و اين عمل را نسبت به طرفين مساحقه مي گويند.
اباحه : چيزي به معني اجازه تملک يا ارتکاب فعل يا مصرف و اخذ چيزي است ( ماده 92 ق.م) در اصطلاحات زير به کار رفته است : اباحه تملک يعني اجازه تملک ، اباحه منافع به عوض
معوض يا غيره معوض : نوعي عقد است که مالي از طرف ايجاب کننده داده مي شود و غير معوض عقدي است که در مقابل آن چيزي از طرف ايجاب کننده داده نمي شود.
مواقعه: وطي يا نزديکي کردن جنس مذکر با جنس مونث.
فرزند خواندگي : يک عامل حقوقي است که موجب پيدايش رابطه فرزندي صوري بين دو شخص مي شود يکي را فرزند خواه و ديگري را فرزند خوانده مي نامند و رابطه مزبور را فرزند خواندگي
مي گويند اين عمل سلب حقوقي فرزند خوانده در خانواده واقعي خود دارد نمي کند عمل حقوقي مزبور نمونه يک عقد تشريفاتي است که بايد به تصديق دادگاه شهرستان برسد17 .
قانون فقط براي ايرانيان غير شيعه فرض وجود فرزند خواندگي را کرده است در قانون اسلام فرزند خواندگي وجود ندارد.18.
رضاع : ماهيت حقوقي رضاع از عناصري فراهم مي آيد که با اجتماع آن عناصر قرابت رضاعي هم حاصل مي شود عنصر اصلي آن اثبات سهم و رشد عظم است و به جاي اين عنصر به تعداد دفعات شير خوردن ( 15 بار شير خوردن) و يا به زمان معين شير خوردن ( يک شبانه روز) اکتفا کردند شرط اينکه ساير خصوصيات هم جمع شود.
هبه: تمليک عين بدون عوض و به طور منجز- م 795 ق.مدني. هبه تمليک مال است بدون عوض ولو اينکه براي تشويق و جبران زحمت کسي باشد و يا به قصد قربت به عمل آمده باشد.
ظهار : فعل مردي که به زنش بگويد ( پشت تو مانند پشت مادر من است اين زن به وي حرام
مي شود.
ظهار عبارت است از اينکه شخص زنش را به يکي از محارم خود تشبيه کند تشبيه بالا در جاهليت وسيله اي براي انشاي طلاق بود که اسلام آن را بر انداخت و اولين دستور در اين باب راجع به زني بود به نام خوله دختر ثطبه زن اوس بن صامت که



قیمت: تومان


پاسخ دهید