تعريف ازدواج

تشكيل خانواده و ازدواج واقعه اجتماعي مهمي است كه پايندگي گروهها و زندگي نسل هاي متوالي به آن بستگي دارد. ازدواج ارتباطي است كه داراي تماميت بي نظير و گسترده اي مي باشد، ارتباطي كه داراي ابعاد زيستي، عاطفي، رواني، اقتصادي و اجتماعي است. به عبارت ديگر همزيستي زوجين در درون خانواده، موجب چنان ارتباط عميق و همه جانبه اي مي شود كه بي هيچ شك و شبهه اي قابل مقايسه با هيچ يك از ديگر ارتباطات انسان نمي باشد، به نحوي كه قرار داد ناشي از آن داراي نوعي تقدس شده است. بطور كلي ازدواج را مي توان عملي دانست كه موجب پيوند دو جنس مخالف بر پايه روابط پاياي جنس مي شود و با انعقاد قراردادي اجتماعي مشروعيت پيدا مي كند .بي ترديد يكي از مهمترين تصميم هايي كه در طول زندگي خود مي گيريم، انتخاب شريك زندگي است. ازدواج به عنوان مهمترين و عالي ترين رسم اجتماعي براي دست يابي به نيازهاي عاطفي و امنيتي افراد بزرگسال و به عنوان حفظ بقا نسل بشريت از دير باز همواره مورد تاكيد بوده است. ازدواج را مي توان يكي از مهمترين تصميم گيري ها در زندگي هرد فرد دانست و رضايت مندي از ازدواج يكي از اصلي ترين عوامل تعيين كننده ي كيفيت زندگي و سلامت رواني هر فرد مي باشد .(هالفورد[1]،1999. ترجمه، تبریزی و همکاران ،1384).

 

2-37 رضايت زناشويي

رضايت زناشويي پيوندي دوستانه همراه با تفاهم و درك يكديگر و تعامل منطقي ميان نيازهاي مادي و معنوي همسران است. رضايت زناشويي بنيادي ترين ستون سلامت رواني در خانواده است كه از عامل هاي گوناگون مانند وضع مالي، سن ازدواج، وضع كاري و … اثر مي پذيرد  (سينها و مكرجي[2] ، 1990)

رضايت زناشويي يك حالت روحي است كه مزايا و هزينه هاي ادراك شده فرد را از ازدواج با يك شخص خاص منعكس مي كند. هرچه شخص در ازدواج خود با شريك زندگيش احساس كند كه هزينه هاي زيادي پرداخت كرده است، به طور كلي از آن شخص و ازدواج با او رضايت كمتري خواهد داشت. برعكس هرچه بيشتر فكر كند در ازدواج با شريك زندگي خود مزاياي بيشتري بدست آورده است از او و زندگي مشتركشان رضايت بيشتري خواهد داشت. ( اليس و همکاران[3]،1994.ترجمه .صالحی و یزدی،1375)

تعریف  مختلفي براي رضايت زناشويي وجود دارد كه يكي از بهترين تعاريف توسط هاكينز انجام گرفته است وي رضايت زناشويي را اين چنين تعريف مي كند: احساسات عيني از خشنودي، رضايت و لذت تجربه شده توسط زن يا شوهر زماني كه همه جنبه هاي ازدواجشان را در نظر مي گيرند، رضايت يك متغيير نگرش است وبنابراين يك خصوصيت فردي زن و شوهر محسوب مي شود. طبق تعريف فوق، رضايت زناشويي در واقع نگرشي مثبت و لذت بخش است كه زن و شوهر از جنبه هاي مختلف روابط زناشويي دارند.(اليس و همکاران ،1994.ترجمه .صالحی و یزدی،1375 )

 

2-38 چارچوب نظري پژوهش در زمینه رضایت زناشویی

درمورد رضايت زناشويي، محققان اين رشته، نظريه هاي مختلفي دارند، هركدام از اين نظريه ها به ازدواج و زندگي مشترك از يك بعد نگاه مي كنند. برخي به دوام ازدواج واينكه تداوم زندگي مشترك در همسران به چه شكل درمي آيد، برخي به ازدواج به عنوان يك مدل اقتصادي مي نگرند كه چناچه پاداش در ازدواج بيشتر از هزينه هاي آن باشد، رضايت بيشتري در زندگي وجود خواهد داشت. بعضي هم مراحل مختلف يك زندگي  مشترك را از ابتدا تا انتها بررسي مي كنند، اينكه زندگي در هر دوره دستخوش چه تغييراتي مي گردد، و دسته اي از اين نظريه پردازان هم به باورها و عقايدي كه زوجين در زندگي مشترك دارند، مي پردازند.

2-38-1 نظریه عقلانی هیجانی الیس :

نظریه عقلانی هیجانی معتقد است که اختلال زناشویی به طور مستقیم به اعمال طرف دیگر یا به رفتار همسر مربوط نمی شود بلکه بیشتر به خاطر نظر و عقیده ای است که زن و شوهر در این رفتار دارند، بنابراین این نظریه در رابطه، به افراد توجه دارد. یعنی به جای اینکه تنها تعاملات یا تنها سیستمی که زن و شوهر در آن هستند موردنظر باشد این رویکرد افراد را مورد اصلی در اختلال می داند، احساسات و رفتارهای آشفته ای که در روابط وجود دارد صرفاً معلول رفتار غلط یکی از طرفین یا هر دو آنهاست. به عبارت دیگر این نظریه پیوسته به احساسات و  اعمال زن و شوهر توجه دارد اما به طور اخص، به تفکر هر یک از آنها می پردازد. این تفکر است که درحد وسیعی منجر به خشم و دیگر هیجانات و تعاملات آشفته می شود.

[1] Halford

[2] Sinha& Ma

[3] Ellis At Al

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

اثر بخشی آموزش مهارتهای خودآگاهی و حل مساله بر افزایش رضایت زناشویی بیماران معتاد درطول درمان، کلینیک درمانی و بازتوانی پویا، شهرستان بندرلنگه در سال 1392