معیارهای حسابداری

      معیارهای حسابداری به دو دسته تقسیم میشوند:

الف- معیارهای مبتنی بر اطلاعات حسابداری

ب- معیارهای مبتنی بر اطلاعات حسابداری و اطلاعات بازار

2-5-4-1-1 معیارهای مبتنی بر اطلاعات حسابداری

       این دسته از معیارها عمدتاً با استفاده از اطلاعات تاریخی موجود در صورتهای مالی اساسی و یادادشتهای همراه، عملکرد شرکت را اندازهگیری میکنند. این معیارها شامل سود، سود هر سهم، نرخ رشد سود، تقسیم سود، جریانهای نقدی آزاد، نرخ بازده حقوق صاحبان سهام، نرخ بازده دارائیها میباشند. (جهانخانی و سجادی، 1374)

 

2-5-4-1-1-1 سود حسابداری

       سود حسابداری مبتنی بر درآمدها و هزینههای تحقق یافتهای است که در طی یک دوره مالی بر اساس مفاهیم و اصول پذیرفته شده حسابداری، شناسایی شده و در گزارشهای مالی آورده میشود. میزان سود میتواند روشی برای ارزیابی عملکرد شرکت باشد (جهانخانی و ظریف فرد، 1374).

2-5-4-1-1-2سود هر سهم (EPS)

       سود هر سهم (سود پایه) باید با تقسیم سود خالص یا زیان قابل انتساب به صاحبان سهام عادی بر میانگین موزون تعداد سهام عادی طی دوره محاسبه شود. هدف سود هر سهم، ارائه شاخصی برای اندازهگیری منافع هر سهم عادی از عملکرد واحد تجاری طی دوره گزارشگری است (سازمان حسابرسی، استاندارد حسابداری شماره 30)

مهمترین مسأله این است که آیا اطلاعات سود هر سهم باید فقط اطلاعات تاریخی را منعکس نماید یا اطلاعات پیش بینی را نیز منعکس نماید؟ هئیت اصول حسابداری آمریکا (APB) در بیانیه شماره 15 خود بر مفهوم پیش بینی تاکید مینماید زیرا عقیده دارد که این اطلاعات برای تصمیمات سرمایهگذاری و بررسی پتانسیل شرکت به منظور اعطای اعتبار مفیدتر میباشد. در این رابطه استاندارد حسابداری شماره 30 ایران نیز اعتقاد دارد که شرکتها باید علاوه بر محاسبه سود پایه هر سهم اقدام به محاسبه سود تقلیل یافته هر سهم نیز بنماید. اساس محاسبه سود مزبور قبول این فرض است که سهامداران عادی بالقوه (صاحبان اوراق مشارکت قابل تبدیل، سهام ممتاز قابل تبدیل و دارندگان گواهینامه حق تقدم) نیز در آینده اقدام به تبدیل اوراق بهادار خود به سهام عادی خواهند نمود، بنابراین لازم است سود هر سهم با قبول فرض فوق محاسبه گردد. در این رابطه استاندارد مزبور چنین عنوان میکند:

«هر چند سهام عادی بالقوه، در تاریخ گزارشگری حق مشارکت در سود را ندارد، اما در آینده با تبدیل به سهام عادی، حق مشارکت در سود را خواهد داشت. بنابراین، در محاسبه سود تقلیل یافته هر سهم در نظر گرفته میشود. زیرا این تبدیل میتواند با افزایش تعداد سهام، سود تقسیمی متعلق به هر سهم را کاهش دهد. از این رو تقلیل بالقوه، یا نیازهای اطلاعاتی استفاده کنندگان در ارتباط میباشد».

2-5-4-1-1-3 سود تقسیمی

         بسیاری بر این باورند شرکتی که سیاست تقسیم سود با ثباتی دارد و هر ساله مبلغی از سود خود را بین سهامداران تقسیم میکند، این عمل نشان دهندۀ موفقیت و عملکرد مثبت شرکت میباشد. معمولاً شرکتهایی اقدام به تقسیم میکنند که نمیتوانند سود خود را سرمایهگذاری نمایند. سود تقسیمی به سیاست سرمایهگذاری شرکت بستگی دارد. شرکتهایی که فرصتهای سرمایهگذاری سودآوری دارند، سود را به عنوان یک منبع تامین مالی تلقی میکنند.

2-5-4-1-1-4 جریان های نقدی آزاد (FCF)  

       جریان نقدی آزاد مقداری از جریان نقدی است که اگر بین سهامداران تقسیم شود، تاثیری در قدرت سوددهی شرکت ایجاد نمیکند. جریان نقدی آزاد از تفاوت سود عملیاتی خالص پس از کسر مالیات و سرمایه گذاری خالص در داراییهای عملیاتی بدست میآید (گانگولی[1]، 2010)

جریان نقدی آزاد میتواند برای اهداف کوتاه مدت مناسب بوده و مورد استفاده قرار گیرد.

 2-5-4-1-1-5 بازده حقوق صاحبان سهام (ROE)

         بازده حقوق صاحبان سهام یکی از معیارهای حسابداری سنجش عملکرد میباشد از حاصل تقسیم سود خالص متعلق به صاحبان سهام عادی بر حقوق صاحبان سهام عادی (یا متوسط آن) بدست میآید. این نسبت نشان دهنده بازده حاصل از وجود نقد سرمایهگذاری شده صاحبان سهام عادی در شرکت بوده و توانایی مدیریت مؤسسه را در بکارگیری این وجوه نشان میدهد. بنگاهی که دارای نسبت ROE بالایی است، ذاتاً توانایی ایجاد وجه نقد را داراست (راس[2] ، 2002). نسبت بازده سهام توسط هان[3] و همکاران وی به منظور ارزیابی عملکرد استفاده شده است.

[1]– Ganguli

[2]– Ross

[3]– Han

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

بررسی تاثیر مدیریت سرمایه در گردش بر عملکرد شرکتها در بورس اوراق بهادار تهران