تجزیه و تحلیل نسبت ها

معمولاً یک نسبت نشان دهنده ی رابطه نسبی بین دو متغیر است. نسبت باعث می شود که بتوان چندین شرکت را با هم مقایسه کرد، حتی اگر میزان فعالیت آنها بسیار متفاوت باشد، محاسبه نسبت کار چندان مشکل نیست، ولی تفسیر آن نسبت چندان ساده نیست.

یکی از مهمترین اهداف در تجزیه و تحلیل نسبت ها کمک در امر پیش بینی متغیرهای آینده شرکت است. سرمایه گذاران در پیش بینی ورشکستگی شرکت ها از مجموعه ای از نسبت ها استفاده می کنند، در حالیکه این نسبت ها در تحقیقات مختلف پژوهشگران متفاوت است.

با استفاده از تجزیه و تحلیل نسبت ها پژوهشگران دریافته اند که سرمایه گذاران می توانند تا چند سال قبل از ورشکستگی شرکت، آن رویداد را پیش بینی کنند. بدیهی است که هر قدر شرکت به زمان ورشکستگی نزدیک تر شود، دقت پیش بینی نسبت ها بیشتر می شود.

2-7- 2- تجزیه و تحلیل ریسک بازار

اهمیت روش مزبور در این است که احتمال ورشکستگی شرکت از طریق تغییراتی که در ریسک بازار رخ می دهد، افشاء می گردد.

ریسک عبارت است از عدم اطمینان که در مورد بازده ریسک سرمایه گذاری یا دارایی وجود دارد.

امروزه اکثر پژوهشگران ریسک سرمایه گذاری را با تغییرات نرخ بازار مرتبط می دانند. یعنی هرقدر بازده یک قلم سرمایه گذاری بیشتر تغییر کند، سرمایه گذاری مزبور ریسک بیشتری دارد.

2-8 مدل های پیش بینی ورشکستگی

الگوهای پیش بینی ورشکستگی، یکی از ابزار برآورد وضع آینده شرکت هاست. سرمایه گذاران و اعتباردهندگان، تمایل زیادی برای پیش بینی ورشکستگی بنگاه ها دارند؛ زیرا در صورت ورشکستگی آنها، هزینه های زیادی به آنها تحمیل می شود. در ادبیات ورشکستگی، روش های گوناگونی برای مدل سازی پیش بینی ناتوانی تجاری به وجود آمده است. هر یک از این روش ها، دارای مفروضات و محدودیت های خاص خود است. اما فرض اساسی بیشتر آنها این است که می توان شرکت ها را به دو دسته طبقه بندی کرد(اعتمادی و دهکردی، 1387).

  1. شرکت های دارای سلامت مالی
  2. شرکت های دچار پریشانی مالی

سابقه تحقیق درباره ارتباط بین نسبت های مالی و پیش بینی ورشکستگی و به تبع آن تداوم فعالیت و همچنین قابلیت پیش بینی نسبت های مالی، به سال ها قبل بر میگردد. مهمترین مدل های معرفی شده در این زمینه به شرح زیر است(راهنمای رودپشتی و دیگران، 1385).

2-8-1 مدل ویلیام بیور

این مدل از نوع تحلیل تک متغیره برای ورشکستگی شرکت است. بیور در سال 1966 یک مجموعه شامل 30 نسبت مالی را که به نظر او بهترین نسبت ها برای ارزیابی سلامت یک شرکت بود انتخاب و سپس نسبت ها را براساس چگونگی ارزیابی سازمان ها در شش گروه عبارت بودند از نسبت های جریان نقد، نسبت های درآمد خالص، نسبت های بدهی به درآمد کل، نسبت های درآمد نقدی به بدهی موجود و نسبت های بازده حاصل از فروش. بیور مدل خود را بر اساس چهار اصل تنظیم کرد:

  1. درآمد نقدی خالص یک شرکت، احتمال ورشکستگی را کاهش می دهد.
  2. جریان نقدی خالص بالا که ناشی از فعالیت شرکت در بازار است نیز احتمال ورشکستگی را پایین می آورد.
  3. میزان بدهی بالا برای هر شرکت، احتمال ورشکستگی آنها را بالا می برد.
  4. نرخ بالای درآمد نقدی موردنیاز به هزینه های عملیاتی سرمایه احتمال ورشکستگی را بالا خواهد برد.

او از این اصول برای سنجش توانایی نسبت ها در پیش بینی ورشکستگی استفاده کرد. بیور برای این کار، 79 شرکت ورشکسته و 79 شرکت غیر ورشکسته را انتخاب کرد، سپس هر یک از این 30 نسبت را در این شرکت ها مورد سنجش قرار داد. او در این تحقیقات به این نتیجه رسید که میزان اعتبار پیش بینی هر یک از نسبت ها متفاوت است. همچنین، شرکت های ورشکسته نه فقط جریان های نقدی کمتر نسبت به شرکت های غیر ورشکسته دارند، بلکه مقدار ذخیره درآمد نقدی کمتری را نیز دارا هستند.

ورشکسته سرمایه کمتری برای پوشش خود دارند، ولی تمایل به وام گیری بیشتری نیز نسبت به شرکت های غیر ورشکسته دارند.

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

ارتباط بین حسابداری محافظه کارانه وبحران مالی در شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران