ازدواج با فرزندخوانده و سن فرزندخواندگی در قانون جدید

يکی از مسائل مهم فرزندخواندگی اين است که آيا فرزندخوانده از محارم پدرخوانده و مادرخوانده محسوب مي‌شود، و نکاح بين آنان ممنوع است يا چنين حرمتی وجود ندارد؟ اگر فرزندخوانده از محارم نباشد پس از رسيدن به سن بلوغ، نحوه برخورد و تماس پدرخوانده با دخترخوانده يا مادرخوانده با پسرخوانده از نظر اخلاقی و شرعی چگونه بايد باشد؟ آيا در بين خانواده های مذهبی مشکلی پيش خواهد آمد يا خير و از نظر شرعی به فرض وجود مشکل چه راه حلی در اين زمينه مي‌توان يافت؟يکی از راه حلهای اين مشکل ايجاد حرمت از طريق رضاع و شيرخوارگی است. به اين ترتيب که خواهر پدرخوانده يا مادرخوانده به دختر يا پسر تحت سرپرستی کمتر از دو سال طبق ضوابط رضاع شير بدهد. در اين صورت، فرزندخوانده، خواهرزاده رضاعی پدرخوانده يا مادرخوانده محسوب، و از محارم شرعی آنان خواهد شد؛ اما اين راه حل هميشه در عمل وجود ندارد و چنين موقعيتی پيش نخواهد آمد و مشکل حل نمي‌گردد. از طرف ديگر، اگر بين فرزندخوانده و سرپرستان قائل به حرمت در امر نکاح نباشيم، ممکن است زمينه گسترش وسوسه های غير اخلاقی و مقاربت جنسی و هوسبازی فراهم شود و نهاد فرزندخواندگی از هدف اساسی و انسانی فاصله گرفته و محل مقدس و معبد تربيت و آموزش اطفال بی سرپرست به مکان سوء استفاده جنسی تبديل گردد و از نظر اخلاقی و نظم اجتماعی نيز پذيرفته نيست که پدرخوانده يا مادرخوانده با کسی ازدواج کند که در شناسنامه وی و همچنين در اسناد سجلی احوال فرزند او معرفی شده است و اگر اين حرمت شکسته شود، به فرض که ازدواج صورت نگيرد، فساد پنهانی خطرناکی شيوع خواهد يافت که اساس جامعه را متزلزل خواهد کرد و چون جامعه حرمت عنوان شده را میپذيرد و رابطه معنوی فرزندخواندگی انکارناپذير است، لذا پيشنهاد مي‌شود اين مسأله مورد توجه فقها و اهل فتوا قرار گيرد (صفایی و امامی 1374، 2 :162).

در قانون جدید در ماده 27 ازدواج فرزندخوانده با سرپرست رسمیت داده شد. براساس قانون جدید دختران مجرد نیز می‌توانند سرپرستی کودکان مونث را به عهده بگیرند، زیرا مسئولان سازمان بهزیستی براین باورند که داشتن یک خانواده تک سرپرست بهتر از نگهداری کودکان در مراکز شبه خانواده است، اما هر دختر و زن مجردی نمی‌تواند کودکی را به فرزندخواندگی بگیرد، برای نمونه چنین شخصی باید دست‌کم 30 سال داشته، از موقعیت اجتماعی و فرهنگی مناسبی برخوردار بوده وبه اصول و ارزش‌های کشورپایبند باشد، افزون براین دختران مجردی می‌توانند سرپرستی کودکی را به عهده بگیرند که شرایط ازدواج برای آنها بعید، سن ازدواج شان گذشته یا سن باروری آنها سپری شده باشد. این امر باید همراه با فرهنگ‌سازی اجتماعی باشد تا بر آن اساس دختر یا زن مجردی که فرزند خوانده را می‌پذیرد با بازخوردهای منفی از سوی جامعه مواجه نشود و از سوی دیگر مجلس و دولت هم باید فکری به حال دختران و زنان مجردی که از تمکن مالی خوبی برخوردار نیستند بکند تا آنها هم بتوانند با کمک دولت، حضانت چنین کودکانی را مسجل نماید.از جمله مزایا و تغییرات مثبت این قانون عبارتند از: گسترش دامنه شمول سرپرستی و قانونی نمودن سرپرستی دائم (فرزند خواندگی) و موقت (امین موقت)، افزایش سن سرپرستی از ۱۲ به ۱۶ سال و نیز گسترش دامنه خانواده‌های فرزندپذیر (زوجین دارای فرزند و زنان و دختران مجرد و کلیه اتباع ایرانی ولو مقیم خارج از کشور)،در نظر گرفتن جایگزین‌های ارث برای فرزند خوانده نظیر تملیک بخشی از اموال و حقوق به فرزند، برخورداری کودک از مزایای مستمری بازماندگان و تکالیف سرپرست نسبت به فرزندخوانده مطابق تکالیف والدین نسبت به اولاد در قانون مدنی، مکلف شدن سرپرست به پرداخت تمامی‌هزینه‌های فرزندخوانده نظیر نگهداری، تربیت و تحصیل، برخورداری مادرخوانده از مرخصی دوره مراقبت برای کودکان زیر سه سال معادل مرخصی دوره زایمان، قانونی شدن مشاوره‌های قبل و بعد از فرزندپذیری مطابق آیین دینی برای سرپرست با کسب مجوز از سازمان بهزیستی، اجازه سپردن سرپرستی به کلیه اتباع ایرانی بویژه ایرانیان مقیم خارج از کشور مطابق مفاد این قانون و تعیین و تکلیف وضعیت سرپرستی کودکانی که از مراجع غیرقانونی به سرپرستی گرفته شده‌اند حداکثر ظرف مدت شش ماه از ابلاغ این قانون از طریق سازمان در راستای رعایت مصحلت کودک را سه مزیت دیگر این قانون برشمرد (اسفندانی 1392، 15).

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

تحولات قانون جديد فرزندخواندگي نسبت به قانون قديم در ايران