منع شکنجه متهم براي کسب اقرار

شکنجه به عنوان ساده ترین روش براي کسب اقرار از متهم، مکانیزمی است بارفتاري شدید و نادرست نسبت به حرمت و کرامت انسانی که پایه ي امنیت قضایی یک دادرسی عادلانه را متزلزل می کند. شکنجه در لغت در معانی مختلفی به کار برده شده که از جمله ي آن ها  عبارتند از: » عقوبت، رنج، آزار و عذاب «و شکنجه دادن عبارت است از: »رنج و آزار دادن متهم با آلات و ادوات شکنجه تا از او اقرار بگیرند. «(لغت نامه دهخدا،520،30؛ معین،2066،2). شکنجه نزد دانشمندان اسلامی، اخص از هرنوع رنج و عقوبت دانسته شده است . صاحب کتاب الفروق فی اللغه در تفاوت میان شکنجه وعقوبت می نویسد: » تفاوت میان عقاب و شکنجه این است که عقاب مقتضی تعاقب بر کار کسی است و در واقع جزایی است بر عمل کسی که باید معاقب شود؛ ولی شکنجه چنین نیست و رابطه ي آن با عقاب عموم و خصوص است« و در جایی دیگر، وجه تمایز میان شکنجه و رفتارهایی که مبتنی بر آزار و اذیت می باشند، استمرار درد میداند و می گوید: »ان العذاب هو الم المستمر«  (عسگری،365-364 ،354).

شیخ طوسی نیز وصف شکنجه بر عملی را منوط به این می داند که درد ناشی از آن باید در باره ي زمانی که به صورت مستمر وجود داشته باشد.( طوسی،185،5). بر این اساس مفهوم کلی شکنجه عبارت خواهد بود از هر نوع ایذاء و رنجی که همراه با استمرار درد باشد .با تفسیر موسع از تعریف هاي بالا و موجود درباره ي مفهوم شکنجه، رنج و آزار روحی در کنارایذاء و اذیت جسمی روشهایی هستند که شکنجه بدین صورت ها اتفاق می­افتد( کنوانسیون منع شکنجه مصوب1984م- لنگرودی،2301،3).

ادله ي حرمت شکنجه متهم براي کسب اقرار

در کنار وجوب حفظ حرمت انسانی متهم که بیانگر ممنوعیت شکنجه متهم است. دلایل منصوص فقهی «آیات و روایات» و عقل، به طور آشکار بر حرمت شکنجه و ایذاي متهم دلالت دارند که طرق دلالت هر کدام بر تحریم شکنجه را به طورجداگانه مورد بررسی قرار می دهد:

 

 

  1. آیات

در تعالیم اسلامی، انسان موجودي است که خداوند متعال او را به بهترین صورت ممکن خلق کرده و روح خویش را در او دمیده (ص،72) و پس از آفریش او، خود را تحسین کرده است (مؤمنون،14)؛ به دلیل همین جایگاه عالی و شایسته و صرف نظر از هرگونه قیدي مانند ایمان، اسلام و غیره به او حرمت و کرامت بخشیده است.( اسراء ،70 و بقره،30) و حتی حرمت او بالاتر از مهم ترین حرمت هاي الهی دانسته شده است . (کلینی،568،4). با توجه به کرامت و شرافت انسانی، شریعت اسلام تعذیب و شکنجه انسان را که موجب اذلال و اهدار کرامت او می شود، مؤکداً ممنوع کرده و هر نوع رفتاري که مغایر با شأن و منزلت و کرامت انسان باشد، حرام دانسته است (فقه السنه،466،3)؛ بر این اساس، تعزیر و شکنجه کردن متهم به مجرد اتهام نه تنها ظلم و ستم در حق متهم است (زیراشکنجه ي او مجازات براي عملی است که سبب آن ثابت نشده است )؛ بلکه از باب ا ین که کرامت او با شکنجه از بین می رود، حرام و مورد قبول شارع نخواهد بود.

  1. روایات

علاوه بر آیات یاد شده، روایاتی از معصومان (ع) در کتب روایی شیعه و اهل سنت نقل شده که ایذاء و تعذیب دیگران را مورد مذمت قرار داده و آن را حرام دانسته اند. در اینجا به ذکر چند نمونه از آنها بسنده می شود:

الف) در صحیحه ي حلبی از امام صادق (ع) نقل شده که پیامبر اکرم (ص) فرمودند :«سرکش ترین مردم بر خدا کسی است که به کشتن کسی که قاتل او نیست، اقدام کند و کسی را که او را نزده است، بزند«. (کلینی،274،7ح2، قمی94،4،ح5158).

ب) سکونی از امام صادق (ع) نقل می کند که پیامبر (ص) فرمودند: » مبغوض ترین مردم در نزد خدا کسی است که پشت مسلمانی را (براي زدن ) بی جهت برهنه سازد« (موسوی،148،10 ح588).

در دعائم الاسلام همین روایت با این اضافه نقل شده است» : کسی که بی جهت کسی را بزند که او را نزده و کسی را بکشد که او را نکشته است« (قاضی،444،2،ح1551).

ج) روایتی دیگر در کتب روایی اهل سنت نقل شده که هشام بن حکم می گوید :روزي در شام بر گروهی گذر می کردم که دیدم بر سر آن ها روغن می ریزند و آنان را در  آفتاب نگه داشته اند. پرسیدم این چه کاري است؟ پاسخ دادند : این افراد را به دلیل عدم پرداخت خراج این گونه مورد ایذاء و اذیت قرار می دهند. گفتم: از پیامبر اکرم (ص) شنیدم که می فرمود: » خداوند کسانی را که در دنیا، مردم را آزار می دهند، مورد آزار قرار  می دهد « (سجستانی،44،2).

از مجموع این روایات فهمیده می شود که آزار و تعذیب فرد به صرف اتهام و بدون این که موجب ضرب و جرح وجود داشته باشد، ظلم و حرام بوده و فاعل آن مورد مجازات قرار خواهد گرفت. علاوه بر روایات یاد شده درباره ي تحریم شکنجه میتوان به کلام گهربار امیرمؤمنان علی (ع) در خطبه ي 167 نهج البلاغه که به بیان حفظ احترام مسلمانان و ترك آزار و اذیت آنها می پردازد  به عنوان مؤیدي براي روایت هاي پیشین اشاره کرد . امام (ع) می فرمایند: » و لا یحل أذي المسلم إلا بما یجب« . با توجه به کلام امام (ع) تا زمانی که مجوزي براي آزار مسلمانان وجود نداشته باشد، آزار داد ن او جایز نیست و در فرض جواز باید به آن مقدار از نظر کیفیت و کمیت که خداوند اجازه داده است (حدود و تعزیرات اسلامی) اکتفا کرد.

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

بررسی حقوق متهم در مرحله تحقیق و تعقیب کیفری در حقوق کیفری ایران و فقه