توازن آوایی کیفی

توازن آوایی کیفی به شیوه‌هایی گفته می‌شود که در طی آن صامت‌ها و مصوت‌ها با تناسب و هماهنگی خاصی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و با تکرارشان، به گونه‌ای توازن موسیقیایی پدید آورده و بر موسیقی شعر می‌افزایند.

از آنجا که تکرار شدن صامت‌ها (همخوان‌ها) و مصوت‌ها (واکه‌ها) در زبان هنجار و گفتار- و بطور عادی- کمتر رخ می‌دهد، این شیوه در چارچوب فرایند برجسته سازی جای می‌گیرد.

همان گونه که در نمودار توازن آوایی دیده می‌شود، توازن آوایی کیفی، آنواع گوناگونی دارد که گفتگو درباره هر یک از آن‌ها دشوار و چه بسا غیرضروری است. بنابراین بی آنکه یکایک تکرارهایی را که در این مجموعه قرار دارند، بررسی کنیم، به مجموعه آن‌ها به عنوان «هم آوایی» (آلیتراسیون) می‌پردازیم.

در آلیتراسیون (هم آوایی، هم گونگی آوایی، واج آرایی…)، شاعر واژه‌ها را به گونه‌ای بر می‌گزیند که صامت‌ها و مصوت‌های مشابهی در آن‌ها تکرار شده و از تکرار آن‌ها توازن موسیقی درونی شعر کامل‌تر می‌شود. برای آشنایی بیشتر با این شیوه، نمونه‌هایی از شعر اخوان را که در آن‌ها توازن آوایی کیفی وجود دارد، می‌بینیم.

«فتاده تخته سنگ آنسوی‌تر، انگار کوهی بود.

و ما اینسو نشسته، خسته انبوهی» (اخوان ثالث، از این اوستا، 1379: 149).

در این شعر صامت (همخوان) «ت» 6 بار و «س» 5 بار تکرار شده، که این هم آوایی بر موسیقی شعر افزوده است.

«ای پریشان گوی مسکین! پرده ديگر کن

پور دستان جان ز چاه نابرادر در نخواهد برد.

مرد، مرد، او مرد. «داستان پور فرخزاد را سر کن» (همان، آخر شاهنامه: 116).

اخوان در شعر بالا از شیوه واج آرایی بهره برده و واژه‌های شعر خود را به گونه‌ای برگزیده که صامت‌های مشابه در کنار یکدیگر قرار گرفته و تکرار شده اند.

در چهار سطر بالا، صامت «ر» 15 بار، صامت «د» 12 بار، صامت «ن» 9 بار تکرار شده و مصوت «ا» نیز 11 بار تکرار گردیده است.

توازن دستوری

این گونه از توازن که ساخت دستوری و ترتیب اجزای جمله مبنای شکل گیری آن است شیوه‌های گوناگونی را شامل می‌شود که در نمودار مربوط به آن آمده است.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

حماسه و اسطوره در شعر مهدی اخوان ثالث و منوچهر آتشی