راهبرد رقابت[1]

زمانی که مردم از راهبرد رقابتی استفاده می کنند، رویکردی مستقیم و غیر مشارکتی را برای مدیریت تعارض استفاده می کنند (بلک[2] و موتون[3]، 1964). راهبرد رقابتی را راهبرد توزیعی (سیلارز، 1980) مسلط گرا (رحیم، 1986) کنترل کننده (پوتنام[4] و ویلسون، 1982) و ستیزه جویانه (کلاین و جانسون، 1986؛ پرایت[5] و کارنول[6]، 1980) نامیده اند. افرادی که راهبردهای رقابتی را بکار می برند در تلاش برای کنترل موقعیت تعارضی، شامل ارتباطات و پیامدهای مرتبط با تعارض است. به عبارت دیگر، راهبرد رقابت شامل رقابت شانه به شانه با فرد دیگر به قصد شکست طرف مقابل است. به همین دلیل راهبرد رقابت به عنوان راهبردی که بیشترین پاسخ دهی را نسبت به تعارض دارد، نامیده می شود. شخص در این راهبرد تلاش می کند شانس خود را برای پیروزی استدلال و رسیدن به اهداف خود به حداکثر مقدار افزایش دهد که این اغلب به قیمت شکست طرف مقابل تمام می شود (پاپا[7] و کاناری، 1995). تدابیر زیادی شامل تهمت، به اسم صدا زدن، و جُک های حصومت آمیز با راهبرد رقابت رابطه دارد (هاکر و ویلموت، 1998). بدینسان، ممکن است رفتارهای ارتباطی غیر کلامی خصومت آمیز با این راهبرد ارتباط داشته باشد. نیوتن و بورگن (1990) وابسته های غیرکلامی را در میان زوج های ناسازگار بررسی نمودند. آنها دریافتند که راهبردهای رقابتی (مانند تهمت، عبارت هایی که موقعیت طرف مقابل را زیر سؤال می برد) با تن صدای بلند، ژست های حرکتی بدنی، حرکات تصادفی، تکان دادن سر، تند صحبت کردن، بلند حرف زدن و سیالی کلامی ارتباط دارد. روی هم رفته، این موارد که شامل راهبردهای کلامی ضداجتماعی همراه با فعالیت های غیر کلامی بروز تنش ناشی از برانگیختگی منفی، و نمایش برتری و پرخاشگری هستند را به همراه می آورد. همانگونه که انتظار می رود، راهبرد رقابت بیشر یک شیوه غیر مؤثر و نامناسب مدیریت تعارض در ارتباط به حساب می آید (پرویت، کاناری و اسپیتبرگ، 1987، 1989، 1990؛ کلاین و جنسن، 1997؛ پرایت و کارنول، 1993). به احتمال زیاد مردم زمانی از راهبرد رقابتی استفاده می کنند که بخواهند به شریک زندگی خود برای مشکلات انتقاد کنند (سیلارز[8]، 1980)، که این باعث ایجاد یک فرایند بسته می شود ، فرد وارد تعارض می شود و متقاعد می شود که حق با اوست. راهبردهای رقابتی احتمالاً با مخالفت همراه است که چرخه ای تز رفتارهای رقابتی بدون حل را ایجاد می کند.

2-2-9-2 راهبرد همکاری[9]

در راهبرد همکاری بر خلاف راهبرد رقابتی، اشخاص یک رویکرد تشریک مساعی را با ملاحظه نیازهای خود و نیازهای شریک زندگی خود برای مدیریت تعارض اتخاذ می کنند. بنابراین راهبرد همکاری شکلی مستقیم ، و تعاونی از ارتباط است (بلیک و موتون، 1964؛ کیلمن و توماس، 1977). همچنین  رویکرد همکاری بعنوان رویکرد منسجم (رحیم، 1986؛ سیلارز، 1980)، راه حل محور (پوتمان و ویلسون، 1982) یا حل مسأله (کلاین و جنسن، 1997) اشاره شده است، رویکرد همکاری شامل کار هر دو نفر برای یافتن یک راه حل جدید یا خلق راه حل برای مشکل است که هر دو نفر شریک وابسته با این نتیجه راضی می شوند. پاپا و کاناری (1995) راهبرد همکاری را بهترین پاسخ برای تعارض نامیده اند. وقتی از این سبک استفاده می شود، ذهن فرد همچنان باز می ماند، اطلاعات آزادانه جستجو شده و بدون انتقاد به اشتراک گذاشته می شود، و همسران بهتر می توانند موقعیت یکدیگر را درک کنند. سیلارز، کلتی[10]، پاری[11] و راجرز[12] (1982) تعداد از رفتارهای غیر کلامی مرتبط با راهبرد همکاری (یا منسجم) را مطالعه نمودند. مخصوصاً، راهبردهای تعارضی منسجم با گفتگوی طولانی، زمان کلی مکالمه بیشتر، نرخ گفتار آهسته تر، نگاه های خیره تحقیر آمیز کمتر ارتباط داشت. در مطالعه دیگر، نوتن و بورگون (a1990) نشان دادند که وضعیت های کلامی مربوط به تأیید محتوایی (مانند حل مسأله، توصیف و شرح دادن موضوع) با وضعیت آرامش، خود انطباقی مداوم، و تن صدای نرم/مهربان، نرخ گفتار آهسته، فقدان سلاست ، گفتار عمیق/آرام ارتباط داشته است. جای تعجب نیست که، راهبرد همکاری یا انسجام بعنوان یک راهبرد با کفایت ادراک شده است و با سطوح بالای کارکرد رابطه ای در ارتباط است (کاناری و اسپیتبرگ، 1987، 1989، 1990؛ گوررو[13]، 1994؛ کلاین و جانسون، 1997؛ پرویت و کارنوال، 1993). اما، اغلب اوقات استفاده از سبک همکاری دشوار و یا حتی غیر ممکن است. بدلیل اینکه تعارضات در هیجان منفی درگیر می گردد، مردم به سختی می توانند ذهن خود را مثبت و باز نگه دارند. همچنین مردم بطور طبیعی، اگر یک شریک از رفتار رقابتی استفاده کند ، برای تلافی مقاومتی در درون خود دارند. در مواقع دیگر، همسران نمی توانند روشی خلاق را برای مدیریت موضوع تعارض پیدا کنند به نحوی که هر دو نفر از نتیجه بدست آمده احساس رضایت نمی کنند. به این دلایل، تعجب آور نیست که راهبردهای مشارکتی اغلب کمتر از راهبردهای رقابتی و اجتنابی بکار می روند (کاناری و همکاران، 1995؛ سیلارز، 1980).

[1] – Competing Strategy

[2] – Blake

[3] – Mouton

[4] – Putnam

[5] – Pruitt

[6] – Carnevale

[7] – Papa

[8] – Sillars

[9] – Collaborating Strategy

[10] – Coletti

[11] – Parry

[12] – Rogers

[13] – Guerrero

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

مقایسه تعارضات زناشویی و سبک های حل تعارض در  زوجین دارای رضامندی و عدم رضامندی از ازدواج