حركات كوتاه مدت: خود همبستگي مثبت بازده هاي سهام در كوتاه مدت براي هر سهم چه به صورت يك شركت و چه به صورت كل بازار. جيگاديش وتيتمن(1993)، شواهدي از حركات كوتاه مدت قيمت بازار سهام ارائه كردند. آن ها دريافتند كه برخي تغييرات در قيمت سهام كه طي يك دوره 6 تا 12 ماه ثابت باقي مي ماند، به صورت نمونه اي به وسيله حركات آتي در همان مسير دنبال مي شود.

برگشت بلند مدت: خود همبستگي منفي بازده هاي كوتاه مدت سهام كه تحت عنوان واكنش هاي بيش از حد از سير حركت بازده سهام در طول زمان تفكيك مي شود. دي بونت و تالر، شواهدي از برگشت بلند مدت بازده ها در بازار مالي ارائه كردند. آن ها عملكرد دو گروه از شركت را با هم مقايسه كردند: 1- شركت هاي بازنده، شركت هايي كه چندين سال خبر بد داشتند. 2- شركت هاي برنده، شركت هايي كه چندين سال اخبار خوب داشتند. نتايج اين مطالعه نشان داد كه شركت برنده در بلند مدت به سمت متوسط بازده هاي آتي بسيار پايين متمايل هستند. در عوض شركت هاي بازنده در بلند مدت به سمت متوسط بازده هاي آتي بسيار بالا متمايل هستند.

تغيير پذيري بالاي قيمت دارايي نسبت به ارزش ذاتي مربوط به آن ها: ارزش ذاتي سهام كه با استفاده از مدل منطقي به دست مي آيد با قيمت سهام تفاوت زيادي دارد، در واقع مبناهاي مورد استفاده در اين مدل ها (همچون سود تقسيمي) نمي تواند حركات قيمت سهام را توجيه كند. برای مثال سود  نقدی هر سهم حاوی نوعي پیام خاص برای بازار می باشد. بر اساس این مفهوم شرکت ها صرفاً زمانی سود سهام نقدی خود را افزایش می دهند که انتظار افزایش در سودهای آتی را داشته باشند در غیر این صورت باید سود سهام نقدی افزایش داده شده به سطح اولیه خود کاهش يابد. بنابراین افزایش سود نقدی سهام حامل پیامی برای بازار است مبنی بر این که انتظار می رود عملکرد شرکت بهبود یابد؛ پس هر چه قدر مجموع سودهای تقسیمی مورد انتظار بیشتر باشد سرمایه گذران در این بازار بیشتر سرمایه گذاری خواهند کرد که باعث می شود تقاضا برای سهام و در نتیجه شاخص بازار سهام مسیر رو به بالا بپیماید و عکس قضیه هم درست است. شیلر(1981)نشان داد تغيير در شاخص بازار سهام چند برابر بیشتر از تغييري بود که در کل سودهای تقسیمی رخ می داد. وی همچنین نشان داد که قیمت سهام با آن چیزی که از یک مدل منطقی براساس خالص ارزش فعلی مورد انتظار سودهای تقسیمی آتی بدست می آید، تفاوت زیادی دارد. وی این نتیجه را در غالب ناکارایی بازار تفسیر نمود (خواجوی 1384).

      مالیه رفتاری

مطالعات جنبه های رفتاری بازار کارا اوراق بهادار را مالیه رفتاری می نامند،مالیه رفتاری مطالعه چگونگی تفسیر افراد از اطلاعات برای اتخاذ تصمیمات سرمایه گذاری آگاهانه می باشد. علاوه بر تعریف فوق به نظر تالر مالیه رفتاری نوعی رفتار روشنفکرانه که مدعی است ” گاهی اوقات برای یافتن راه حل هایی در پاسخ به معمای تجربی، لازم است این احتمال را بدهیم که برخی از عوامل در اقتصاد ، به طور کاملا عقلایی عمل نمی کنند “.

در تئوری بازار کارا فرض می شود تصمیم گیرندگان کاملاً عقلایی عمل می کنند و همیشه به دنبال بیشینه کردن ارزش مورد انتظار هستند. به عبارت دیگر دو پایه اصلی در پارادایم سنتی مالی، عقلانیت کامل عوامل و تصمیم گیری های مبتنی بر بیشینه سازی مطلوبیت مورد انتظار است.در حالی که در مالیه رفتاری عنوان می شود که برخی پدیده های مالی را احتمالاً با بکارگیری مدل هایی که در آن ها برخی عوامل موجود در اقتصاد کاملاً عقلایی نیستند، درک کرد.مالیه رفتاری شامل دو حوزه اساسی است: روانشناسی شناختی[1] و محدودیت در آربیتراژ[2].

روانشناختی و فرایندهای تصمیم گیری شهودی

تصمیم گیری های شهودی اشاره به قواعدی دارد که در آن افراد تصمیمات پیچیده را در محیط های نامطمئن اتخاذ می کنند؛ تصمیم گیری یک فرایند کاملاً عقلایی و با توجه به تمامی اطلاعات نیست، بلکه تصمیم گیرنده میان برهای ذهنی[3] را در این فرایند به کار می برد (تیورسکی و کاهنمن، 1974).

دلایل عملی کاملاً موجهی برای فرایندهای شهودی وجود دارد، مخصوصاً وقتی که زمان تصمیم گیری محدود باشد. محققين در روانشناسي بيان مي كنند كه بسياري از قواعد تصميم گيري شهودي ريشه در تكامل انسان دارد(باروو، 1992). با اين حال بسياري از تصميم گيري هاي شهودي مي توانند منجر به تصميم گيري هاي غير بهينه شوند. نمونه هايي از محدوديت هاي ناشي از قواعد شهودي عبارتند:

نمايندگي: اشاره به تمايل تصميم گيرنده به اتخاذ تصميمات بر اساس چارچوب ها دارد كه درآن سرمايه گذار تصور  مي كند وقايع اخير در آينده نيز تكرار مي شود. در بازارهاي مالي اين پديده را مي توان در مواقعي ملاحظه كرد كه سرمايه گذاران در پي خريد سهام پربازده هستند و مي خواهند از سهامي كه اخيراً‌ بازده ضعيفي داشته است پرهيز كنند هم چنين اين رفتار مي تواند، تبعيني براي رفتار بيش از حد سرمايه گذار شود. به عنوان مثال افراد به هنگام ديدن يك صحنه تصادف يا به سرقت رفتن اموال يكي از آشنايان، احتمال وقوع حوادث مذكور را بيش از واقع برآورد مي كنند.

[1]Cognitive Phycology

[2] Limit To Arbitrage

[3] Mental Shortcuts

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

تمايلات سرمايه گذاران و واكنش بازار سهام به اخبار سود در بورس