– تاریخچه حضورذهن

ذهن­آگاهی دارای سابقه­ای به قدمت 2500 ساله می­باشد، اما پژوهشهای معتبر توانسته­اند به تازگی متوجه آن بشود. اين رويكرد در دهة 1970 پس از تأسيس كلينيك كاهش استرس در مركز پزشكي ماساچوست توسط جان كابات- زين معرفي شده است. وی در کلینیک خود به شرکت کنندگان تمرین آرامش ذهنی همراه با حضورذهن می­داد این کوششها به شکل گرفتن مدل حضورذهن مبتنی بر کاهش استرس انجامید. این برنامه در مورد 51 بیمار مبتلا به درد مزمن[1] که توسط پزشکشان ارجاع داده شده بودند و درمان رایج پزشکی در مورد آنها اثربخشی قابل توجهی نداشت، به کار گرفته شد. سن بیماران از 22 تا 75 سال متغیر بود و مدت زمان تجربه نشانگان درد در این آزمودنی­ها از 6 تا 48 سال در افراد مختلف در نوسان بود. اکثر قریب به اتفاق بیماران از دردهای مرتبط با کمر، پشت، شانه و سردرد رنج می­بردند. بعد از ده هفته برنامه مدیتیشن مبتنی بر ذهن­آگاهی 65 درصد آزمودنیها بر اساس شاخص درجه بندی درد مک گیل ملزاک [2](PRI) کاهش بیش از 33 درصد را در نمره کلی کیفیت[3] و شدت[4] درد جسمی خود گزارش کردند، این در حالی است که در مورد 50 درصد آزمودنی­ها کاهش نمره در این مقیاس بیش از 50 درصد گزارش شد. اثرات عمده کاهش درد این برنامه در دوره­های پیگیری 5/2، 4 و 7 ماهه به قوت خویش باقی بود. به علاوه نشانگان آسیب شناختی خلق و دیگر نشانگان روان­شناختی نیز به طور قابل توجهی کاهش نشان می­داد. خلق بیماران با استفاده از نیمرخ حالات خلقی[5] (POMS) مورد ارزیابی قرار گرفت که نتایج آن نشان داد در مورد 76 درصد از آزمودنی­ها نمره کلی اختلال­خلقی بیش از 33 درصد و در62 درصد از آزمودنی­ها در پایان برنامه ده هفته­ای بیش از 50 درصد کاهش داشته است. نشانگان روان شناختی با استفاده از شاخص شدت کلی[6] (GSI) چک لیست علائم هاپکینز تجدید نظر شده[7] (SCL -90-R) مورد ارزیابی قرار گرفت. در پایان ده هفته مداخله، 57 درصد ازآزمودنی بیش 33 درصد و 32 درصد ازآزمودنی­ها بیش 50 درصد کاهش در شدت علائم گزارش کردند. با این وجود، باید تأکید کرد که فقدان گروه کنترل در این مطالعه تعمیم داده­های موجود مبنی بر نقش برنامه ذهن­آگاهی بر کاهش درد مزمن را تا حدودی دشوار می­نماید (كبات ـ زين، 1990).

کارلن و لانگر (2006) از ذهن­آگاهی به عنوان وضعیت شناختی یاد کردند و با صراحت بیان نمودند که بین ذهن­آگاهی و مراقبۀ ذهن­آگاهی بودائی تمایز وجود دارد. البته نباید منکر شباهت­هاي آنها شد. همچنین بین ذهن­آگاهی و درمان “عقلانی – عاطفی الیس” نیز شباهتهایی وجود دارد. ذهن­آگاهي در آيين بودا تحت عنوان توجه محض يا ثبت غير استدلالي رويدادها بدون واكنش يا ارزيابي ذهني تعريف شده است و به فرايند توجهی مداوم تمركز دارد تا محتوايي كه بدان توجه مي­شود (میچالاک[8]، هایدنریچ[9]، مایبرت[10] و اسچالت[11]، 2008).

ذهن­آگاهی مهارتی است که به افراد اجازه می­دهد که در زمان حال، حوادث را کمتر از آن میزان که ناراحت کننده اند، دریافت کنند. وقتی اشخاص نسبت به زمان حال آگاه می­شوند دیگر توجه خود را روي گذشته یا آینده معطوف نمی­کنند. بیشتر مشکلات روانی معمولاً با حوادثی که درگذشته روي داده یا در آینده اتفاق خواهد افتاد مربوط است. به عنوان مثال افرادي که افسرده­اند درباره گذشته، اغلب احساس پشیمانی و گناه می­کنند و کسانی که اضطراب دارند نگرانی از مشکلات آینده باعث ایجاد ترس و دلشوره در آنها می­شود (کابات زین، 2002، بائر، 2003، بورکووك، 2002).

حضورذهن به معنای آگاهی از افکار، رفتار، هیجانات و انگیزه­ها است به طوری که بهتر بتوانیم آنها را مدیریت و تنظیم کنیم. به عبارت دیگر ذهن­آگاهی به معنای توجه کردن به شیوه­ای خاص است. یعنی توجه و تمرکزی که سه عنصر در آن دخالت دارد: 1. بودن در حال حاضر2. هدفمند بودن 3. بدون قضاوت. این نوع توجه موجب افزایش آگاهی، شفافیت و وضوح و پذیرش واقعیت حال حاضر می­شود. بدین ترتیب متوجه می­شویم که زندگی ما فقط در حال حاضر رخ داده و گره گشایی می­شود در حضورذهن فرد مي­آموزد كه در هر لحظه از حالت ذهني خود آگاهي داشته و توجه خود را به شيوه­هاي مختلف ذهني متمركز نمايد (کابات – زین، 1990). ذهن آگاهی یک عامل زیربنایی مهم برای رسیدن به رهایی است. زیرا روشی موثر و قوی برای خاموش کردن وتوقف فشارهای دنیا و یا فشارهای ذهنی خود فرد می باشد، حضور ذهن صحیح بدان معنا است که شخص آگاهی خود را از گذشته و آینده به حال حاضر معطوف کند. زمانی که فرد در حال حاضر حضور داشته باشد، واقعیت را با تمام جنبه های درونی و بیرونی اش می بیند و در می یابد که ذهن به دلیل قضاوت و تعبیر و تفسیرهایی که انجام می دهد دائما در حال نشخوار و گفتگوی درونی است، وقتی فرد در می یابدکه ذهن دائما در حالت تغییر و تفسیراست قادر می شود با دقت بیشتری به افکارخودتوجه کند وبدون بیزاری یا قضاوت آنها رامورد بررسی قرار دهد و علت وجودآنهارا دریابد. تمرین حضور ذهن این توانایی رابه فردمی دهدکه دریابد « افکار صرفا افکار هستند» و زمانی که می فهمد افکارش ممکن است حقیقت نداشته باشند راحت تر می تواند آنها را رها کند. انسان همواره پیامها یا صداهایی را از طریق ذهن استدلالی خود می شنود.. بسیار مهم است که وی از پیامهایی که در طی فکر کردن از ذهن خود می شنود آگاه باشد، درگیر افکارش نشود و بتواند آنها را رها کند (کرین،1390).

[1]–  Chronic pain.

[2] – McGill-Melzack Pain Rating Index (PRI).

[3]–  Quality.

[4] – Intensity.

[5]–  Profile of Mood States (POMS).

[6]–  General Severity Index (GSI).

[7]–  Revised Hopkins Symptom Checklist (SCL –  90 – R).

[8]–  Michalak.

[9]– Heidenreich.

[10]– Meibert.

[11] – Schulte.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر اضطراب و افسردگی و کاهش سردرد تنشی زنان شهر کرمانشاه