رفتارهای مبتنی بر تجربه و آزمون و خطا

رفتار و تصمیم­گیری براساس تجارب مستندات گذشته است. این رفتار به چند دسته تقسیم می­شوند که عبارتند از:

1- دنباله­ روی

دنباله­روی در مفاهیم مالی رفتاری و بازارهای مالی به معنی تصمیم­گیری همسان گروهی از افراد به صورت همزمان است. در این حالت، سرمایه­گذاران سعی می­کنند با پیروی از نظرات رهبران، تصمیم­گیری کنند. ایجاد صف­های خرید و فروش و یا نظرات افرادی که مورد اعتماد سرمایه­گذاران هستند، گواه این امر است. سرمایه­گذاران در بازار سرمایه با دنبال کردن این صف­ها و پیروی کردن از رهبران عقیده در تصمیم­گیری­های خود تغییرات و تعدیلاتی را ایجاد می­کنند و با توجه به آنچه که می­شنوند در تصمیمات خود تجدید نظر می­کنند. آنها سعی می­کنند با هماهنگ کردن خود با گروه مرجع به خیال خویش، میزان باخت خود را به حداقل برسانند. اگرچه این عمل ممکن است الزاماً به تصمیم­گیری بهینه منتهی نشود، اما اتفاقی است که در بازار سرمایه شاهد آن هستیم(لو، 2011).

2- اعتماد بیش از حد و عکس العمل بیش از اندازه و کمتر از اندازه

یکی از کلیدی­ترین عوامل رفتاری در درک ناآرامی­های بازارهای مالی اعتماد بیش از اندازه افراد به شایستگی­ها و قابلیت­های خود است. اعتماد بیش از حد و خوشبینی، افراد را وادار می­کند که به دانش خودشان و اعتبار آن بیش از حد تکیه داشته و ریسک را کمتر از حد تخمین بزنند و این ممکن است گاهی باعث افزایش حجم معاملات و قیمت­گذاری­های غیرواقعی شود. ایده دیگری که در بازارهای مالی شناخته شده است عکس­العمل بیش از اندازه است. افراد نسبت به رویدادهای غیرمنتظره بیش از حد احساساتی  می­شوند. تجربه دیگری نشان می­دهد که در افق­های زمانی یک تا دوازده ماهه سرمایه­گذاران نسبت به اخبار عکس­العمل کمتر از حد نشان می­دهند و در افق­های بالاتر از یک سال این عکس­العمل­ها بیشتر می­شود.

3- یافتن نقطه اتکا

تصمیم­گیرندگان بخشی از اطلاعات را به عنوان مرجعی برای تصمیم­گیری قرار می­دهند و آخرین تجربیات خود را به عنوان نقطه اتکای تصمیم­گیری در نظر می­گیرند.

4- کلیشه قرار دادن

این پدیده بدین گونه در بازارهای مالی ظاهر می­شود که سرمایه­گذاران فرض می­کنند که اطلاعات و رویدادهای اخیر در آینده نیز ادامه می­یابد. بنابراین سرمایه­گذاران به دنبال سهام به اصطلاح داغ می­روند و سهامی را که اخیراً وضعیت جالبی نداشته در پرتفوی قرار نمی­دهند(تورتلا و همكاران[1]، 2005).

ن) تعداد سهام در دست عموم

قابليت نقدينگي يک سهم، تا حدود زيادي به تعداد سهام در دست عموم بستگي دارد. هر چه تعداد سهامي که در دست مردم است بيشتر باشد، حجم و سرعت گردش معاملات افزايش يافته و بازار، قيمت منصفانه و معقول­تري براي آن پيدا مي­کند. برعکس هرچه تعداد سهام در دست مردم کمتر باشد، رکود بيشتري بر معاملات سهام حاکم شده و در صورت معامله، قيمت­ها شکل يک طرفه ( صعودي يا نزولي ) به خود مي­گيرند.

ع) ترکيب سهام­داران

ترکيب سهام­داران، اعضاي هيأت مديره را تعيين مي­کنند که مي­تواند به نفع سهام­داران جزء يا کل باشد. در شرکت­هايي که اعضاء هيأت مديره آن منتخب سهام­داران عمده مي­باشند، ممکن است تصميماتي اتخاذ شود که بيشتر در راستاي اهداف سهام­داران عمده باشد و حداقل در کوتاه­مدت به نفع سهام­داران جزء نباشد. بديهي است چنين تصميماتي در بازارهاي غيرکارا که تا حدودي تحت تأثير جو بازار قرار مي­گيرد، مي ­تواند جهت تغييرات قيمت را يک طرفه کند.

ف) عمر شرکت و ميزان استهلاک ماشين­آلات

هرچه شرکت­ها از ماشين­آلات جديد با تکنولوژي پيشرفته­تر استفاده کنند، در امر توليد موفق­تر هستند، در غير اين صورت ممکن است بدليل خرابي دستگاه­ها، وقفه زماني در توليد بوجود آيد و شرکت نتواند به تعهدات خود عمل کند، که در سودآوري شرکت مؤثر خواهد بود.

 

ص) بازار سرمايه

اين موضوع كه بازار سرمايه به سمت كدام صنعت تمايل پيدا كرده است، از جمله عواملي است كه تا حدودي تصميم‌گيري در مورد آينده سهم را ساده‌تر مي‌نمايد. علت اصلي نيز اين موضوع است كه حجم بالايي از بازار سرمايه ايران خواسته يا ناخواسته تحت تأثير حركت‌هاي فوري فعالان بازار خواهد بود كه شركت‌هاي سرمايه‌گذاري در رأس اين هرم قرار دارند و با توجه به سرمايه فوق‌العاده بالاي اين گروه از شركت‌ها، بازار مي‌تواند به نحو جدي تحت تأثير مديريت اين صنعت (واسطه‌گري مالي) قرار گيرد(او . ريلي[2]، 2010).

[1] – Tortella et al

[2] – O’Reilly

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

شناسایی و رتبه¬بندی عوامل موثر بر تصمیم¬گیری سهامداران در خرید سهام عادی در بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از تکنیک¬های تصمیم¬گیری چند معیاره