تجمل گرايي در پذيرايي از مهمان

يكي از صفات بسيار پسنديده – كه اگر در هر فرد وجود داشته باشد،فضيلتي بزرگ محسوب مي‏شود – مهمانداري و مهماندوستي است.

تمامي پيامبران به اين صفت زيبا و پسنديده آراسته بودند و يكي ازصفات بارز آنان مهماندوستي بود. ما هيچ پيامبري را سراغ نداريم كه ازمهمان روگردان بوده باشد.

پيامبر گرامي اسلام‏صلي الله عليه وآله فرمود: اگر مؤمني مرا به [خوردن] شانه گوسفندي‏دعوت كند، دعوت او را اجابت مي‏كنم، چون اين عمل جزو ايمان است.[1]

امام جعفر صادق‏(ع)مي‏فرمايد: از جمله چيزهايي كه رسول‏خداصلي الله عليه وآله به‏فاطمه زهراعليها السلام، تعليم داد، اين بود: كسي كه به خدا و روز قيامت ايمان دارد،بايد مهمانش را اكرام كند.[2]

امام جعفر صادق‏(ع)مي‏فرمايد: هر كس مسلماني را سير گرداند، جزپروردگار عالم هيچ يك از مردمان و فرشتگان مقرب و پيامبران ندانند اجر و پاداش او در قيامت چقدر خواهد بود. سپس فرمود: از جمله چيزهايي كه سبب آمرزش خواهد شد، سير كردن‏مسلمان گرسنه است.[3]

امام صادق‏(ع)مي‏فرمايد: اگر كسي هزار درهم را صرف طعامي كند ومؤمني از آن بخورد، اسراف نكرده است.[4]

با تمام اهميتي كه ميهمان دارد پذيرائيهاي پر تكلف و تجمل و پر زرق و برق از نظر اسلام نه تنها كار خوبي نيست، بلكه رسما از آن نهي شده است.  امام صادق(ع) مي‏فرمايد:

َ الْمُؤْمِنُ لَا يَحْتَشِمُ مِنْ أَخِيهِ وَ لَا يُدْرَي أَيُّهُمَا أَعْجَبُ الَّذِي يُكَلِّفُ أَخَاهُ إِذَا دَخَلَ أَنْ يَتَكَلَّفَ لَهُ أَوِ الْمُتَكَلِّفُ لِأَخِيهِ؛ [5]« مومن از برادر مؤمن خود خجالت نمي کشد (رو درواسي ندارند)، و من نمي‏دانم كداميك از اين دو عجيبتر است؟ كسي كه به هنگام ورود بر برادر خود او را به زحمت مي‏افكند؟ و يا كسي كه خودش، خودش را براي ميهمان به زحمت مي اندازد »؟.

حارث اعور، يکي از اصحاب خاص علي(ع)، به خدمت حضرت رسيد و عرض کرد: يا اميرالمؤمنين، دوست دارم با خوردن غذا در خانه ما، مرا سرافراز فرمايي.حضرت فرمود: «به شرط آنکه خود را به خاطر مهماني من، به تکلف و دردسر نيندازي!» آن‌گاه به خانه حارث تشريف برد و حارث قطعه ناني براي حضرت آورد. چون حضرت شروع به خوردن آن قطعه نان کرد، حارث با نشان دادن چند درهم که در گوشه لباسش پنهان کرده بود، گفت: اگر به من اجازه دهيد، با اين پولي که دارم، چيزي غير از نان براي شما خريداري و تهيه کنم؟

امام فرمود: «اين نان، چيزي بود که در خانه‌ات موجود بود و آوردنش برايت زحمتي نداشت، اما چيز ديگر که مايه سختي و به زحمت انداختن خود باشد، نمي‌خواهم؛ چون من به شرط تکلف نداشتن، دعوتت را پذيرفتم».[6]

امام جعفر صادق‏(ع)مي‏فرمايد: وقتي برادر مؤمنت ‏به مهماني تو آمد،آنچه غذا حاضر داري، براي او بياور. اما اگر او را دعوت كردي، آنچه درتوان داري، براي او حاضر و به اين وسيله از او پذيرايي كن.[7]

در اين مورد هم هيچ فرقي بين مهمانان نيست. مهمان هر كس كه باشد، دستور اسلام اين است كه انسان نبايد خود را به خاطر او به زحمت‏ بيندازد.

ميزبان در پذيرايي از مهمان بايد طوري رفتار كند كه مهمان احساس‏مزاحمت نكند و اگر بداند ميزبان براي پذيرايي از او به زحمت مي‏افتد وبه وسيله قرض گرفتن و مشقت زياد لوازم پذيرايي را آماده مي‏كند، اين كارموجب دلسردي او شده و براي رفع مزاحمت‏سعي مي‏كند كمتر به ديدن ومهماني بيايد. اين كار موجب دوري مؤمنان از يكديگر شده و اتحاد و دوستي‏ميان آنها رو به سردي مي‏گرايد. اما اگر تشريفاتي نباشد و ميزبان از آنچه‏خود و خانواده مي‏خورند، بدون تكلف براي مهمان نيز بياورد، ديگر او نيزاحساس مزاحمت و سربار بودن نمي‏كند و دفعات بعد نيز به ديدن ميزبان‏خواهد آمد و دوستي ميان آنها بيشتر خواهد شد.

روش مسلماني را بايد از حضرت «سلمان» آموخت که اهل قناعت و ساده زيستي بود و پرهيز از تکلف و تجمل . از اين رو سامان فارسي در فضيلت ها و ارزشها از «اهل بيت»(ع) به شمار مي آمد . نقل خاطره اي از سلمان مناسب اين بحث است:

يکي از مسلمانان صدر اسلام به نام «ابووائل» مي گويد: من به اتفاق دوستم به خانه ي سلمان فارسي رفتيم و مدتي نشستيم . هنگام غذا فرا رسيد. سلمان گفت : اگر نبود آنکه رسول خدا(ص) از تکلف و خويشتن را به زحمت انداختن نهي کرده است ، برايتان غذاي خوبتري فراهم مي کردم. سپس برخاست و مقداري نان معمولي و نمک آورد و جلوي مهمانان گذاشت . رفيقم گفت : کاش همراه اين نمک، مقداري سعتر(مرزه و آويشن) بود !سلمان رفت و ظرف آب خويش را گرو نهاد و کمي مرزه فراهم کرد و سر سفره نهاد . وقتي غذا خورديم، دوستم گفت: خدا را شکر که به روزي خدا قانعيم ! سلمان گفت: اگر به رزق خدا قانع بودي، الآن ظرف آب من در گرو نبود !..[8].

سلمان اهل تکلف نبود . ولي وقتي مهمان ،خواسته اي را بر زبان آورد و تمناي غذا و طعامي داشت، سلمان ناچار شد که براي رضاي خاطر مهمان آن را تأمين کند .

در نتيجه، با همه ي ستايشي که از پذيرايي شايسته از مهمان شده، اگر جنبه ي تعادل رعايت نشود و به مرز اسراف و ولخرجي­هايي برسد که اغلب، روي چشم و هم­چشمي است يا ريشه در خودنمايي و تفاخر دارد ،ناپسند است و همين کار مقدس و خداپسند، از قداست و محبوبيت نزد خدا مي افتد.

[1]محمد مهدى نراقى.  جامع السعادات ، پيشين ، ج 2 ، ص 155

[2] حلية المتقين ، ملامحمد باقر مجلسى،  چاپ سوم،بي جا ، انتشارات باقرالعلوم، 1370. ص 69

[3] شيخ حر عاملى، پيشين.  ج 16 ، ب 40  ، ص 305

[4] ملامحمد باقر مجلسى، حلية‏المتقين ، پيشين.  ص 60

[5] محمد بن يعقوب کليني،پيشين، ج6 ،ص 276

[6] سيد علي‌اکبر صداقت، يکصد موضوع، 500 داستان، قم، نشرنامه، چ 2، ص 512.

[7] شيخ حر عاملى، پيشين. ج 5 ، ص 433 .

[8] محمد محمدي ري شهري ،پيشين،ج5، ص525

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

نظر اسلام درباره تجمل گرايي